انقلاب اسلامی در ایران و اختلال در بلع سرزمین

انقلاب اسلامی در ایران و اختلال در بلع سرزمین

نوشتاری از دکتر محمود مهام عضو هیئت علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

استعداد انقلابی ایران  زمین از یکسو و موقعیت راهبردی سرزمین از سوی دیگر، بُعد فرا ملی جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان) را آشکار ساخته است.

 در واقع، هر روز که از این جنگ میگذرد، ابعاد اجتماعی – طبیعی و قابلیتهای اجتماعی-اکولوژیک سرزمین، بیشتر دیده میشوند و استعداد تقابل سلبی- ایجابی آن با نظام سلطه در مقیاس جهانی، مورد توجه قرار میگیرد.

به عنوان مثال، ادراک اجتماعی-سیاسی از زمین-آب ( مانند رودخانه و دریا) و همبست «رود-قدرت» و یا «خلیج فارس-قدرت»، فراتر از مباحث صرف جغرافیای سیاسی، تصویرگر سرفصل نوینی از «انقلاب  شناسی»، «جنگ  شناسی» و بنابراین، مفهوم «قدرت کاربردی» در «حکمرانی سرزمین» میباشد.

 با این اوصاف، «بلعیدن ایران» صرفاً به معنای عطش نظام استعماری برای «انرژی» و نشانگر رابطه عاطفی آن با «نفت» نیست، بلکه آینده نظام سلطه در گرو حذف «قدرت نرم مدنی- نظامی» و «هویت مکانی» این سرزمین از یکطرف و انحلال صورتبندی نظام سیاسی ضد سلطه در آن، از طرف دیگر میباشد.

 جنگ رمضان (دفاع مقدس ۳)، جنگ برای ترسیم نقشه آینده معادلات قدرت در مقیاس فرا ملی بر پایه استقلال  طلبی و فرهنگ انقلاب اسلامی در ایران است. امروز، بُعد هویتی (هویت زیستی) «مکان انقلاب و جنگ»، بسترها و ابزارها را ساخته است.

«محیط دفاعی(مدنی- نظامی)» در برابر تهاجم هویتی غرب، ترجمان «فضای اجتماعی دفاع» در برابر نژادپرستی نظام سلطه در گام دوم انقلاب است.

نظام انقلابی در این گام، متضمن آشنایی پیوسته و تعمیق ادراک روندها و تغییرات آمایش سرزمینی (برنامه ریزی بیوفیزیکی-اجتماعی) در مقیاسهای ملی و فرا ملی میباشد.

گفتنی است ناکامی و سستی الگوی تهاجم مورد استفاده در جنگ رمضان، حاصل غفلتهای اجتماعی-اکولوژیک دشمن صهیونی-آمریکایی از ظرفیتهای سرزمینی از یکسو و واقعیتهای زیستکره از سوی دیگر است.

 انقلاب اسلامی در ایران، آغاز شکلگیری اختلال در «بلع سرزمین» توسط نظام سلطه بوده است. جنگ تحمیلی سوم (جنگ رمضان)، نقطه عطفی از این تقابل فرهنگی-زیستی-فناورانه است که ماهیت فرا ملی دارد و در مسیر تبدیل «اختلال در بلع سرزمین» به سوی «قطع کامل» حرکت میکند.