رئیس

آیت الله علی اکبر رشاد، در سال ۱۳۳۵ (مصادف با ماه رمضان ۱۳۷۷ هجری قمری) در تهران متولد شد. وی تحصیلات حوزوی فقه و فلسفه اسلامی را زیر نظر استادان برجسته حوزه‌های علمیه تهران و قم گذرانده و به تحقیق و تدریس در زمینه فلسفه، منطق فهم دین و فقه و اصول اشتغال داشته است. وی، مؤسس و رییس “پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی” و مؤسس و سرپرست حوزهٔ علمیهٔ امام رضا(ع) بوده و در کارنامه سیاسی و مسئولیت های اجرایی وی، عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست حوزه علمیه امام رضا(ع) تهران، عضو هیأت علمی مرکز گفت و گوی ادیان و ریاست انجمن دوستی ایران و یونان، دیده می شود.

 

مدارج تحصیلی

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، در سال ۱۳۴۰ برای فرا گیری قرآن به مکتب خانه رفت و ۱ سال بعد در مدرسه ای غیر دولتی آموزش کلاس اول را آغاز کرد. در سال ۱۳۴۷ و به تشویق پدر به فراگیری تحصیلات حوزوی پرداخت. وی دوره مقدمات تحصیلات حوزوی را طی سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹، نزد حجت الاسلام کمالی، “محمدزادهٔ مزینانی”، “علی افخمی (افخم‌رضایی)”، “آیت الله مجتهد زنجانی نجفی”، “آیت‌ الله عبد الصمد خویی” و در تهران فرا گرفت و سپس برای ادامهٔ تحصیل در تابستان سال ۱۳۴۹، به قم مهاجرت کرد و در مدرسهٔ علمیهٔ “آیت الله العظمی گلپایگانی” که نخستین مرکز آموزشی تحت برنامه و جدید حوزهٔ قم محسوب می شد پذیرفته و به تحصیل مشغول شد. وی برخی از دروس “سطح دو” حوزه نظیر “معالم الدین” و “ملاذ المجتهدین” را نزد “آیت الله باکویی”، “مختصر المعانی” را نزد “آیت الله حاج حسن آقا تهرانی”، “المنطق” و “اصول الفقه” را نزد “آیت الله مختار امینیان گیلانی”، جلد اول و دوم “شرح لمعه” را نزد حضرات آیات “طالقانی”، “اشتهاردی”، “محمودی اشتهاردی”، “صلواتی اراکی” و همچنین دروس “تفسیر و عقائد” را در محضر “آیت الله شب‌ زنده‌ دار شیرازی” و “ادیان و فرق” (بهائیت، مسیحیت و یهودیت) را نزد “حجت الاسلام عبد القائم شوشتری” فرا گرفت. حجت الاسلام رشاد، سطوح عالی حوزه را نزد حضرات آیات “حاج شیخ علی پناه اشتهاردی”، “محسن حرم پناهی قمی”، “مرتضی مقتدایی اصفهانی”، “مصطفی اعتمادی خواجوی تبریزی”، “سید ابوالفضل موسوی تبریزی (ریحانی)”، “مرتضی بنی فضل”، “رسول موسوی تهرانی”، “ستودهٔ اراکی”، “قافی یزدی”، “سید علی محقق داماد” و “جعفر سبحانی تبریزی” طی کرد. پس از اتمام سطوح سه‌ گانهٔ حوزه و از سال ۱۳۵۵ و به مدت بیش از ۲۰ سال در درس “خارج فقه و اصول” حضرات آیات “وحید خراسانی”، “علی مشکینی”، “حسینعلی منتظری” در قم؛ و کلاس درس مقام معظم رهبری و “آیت الله مجتبی تهرانی” در تهران شرکت کرد و همزمان با فراگیری فقه و اصول، سطوح مختلف فلسفه را نیز نزد اساتیدی چون “آیت الله احمد بهشتی”، “شهید مرتضی مطهری” و “آیت الله محمد محمدی گیلانی” فرا گرفت.

 

مسئولیت‌‌ها و سوابق اجرایی

ریاست کارگروه علوم انسانی اجتماعی و معارف دینی صندوق حمایت ریاست هیأت ممیزهٔ مشترک مراکز آموزش عالی استان تهران مؤسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سال ۱۳۷۳ مؤسس و سرپرست حوزهٔ علمیهٔ امام رضا(ع) در سال ۱۳۷۸ عضو هیأت علمی مرکز گفت‌ وگوی ادیان رئیس انجمن دوستی ایران و یونان ریاست هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌ پردازی ریاست شورای حوزه‌ های علمیهٔ استان تهران در سال ۱۳۹۰ ریاست هیأت امنای پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهٔ اسلامی عضویت شورای عالی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت در سال ۱۳۹۰ ریاست شورای حوزوی الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت

 

تجلیل علی‌اکبر رشاد از سخنرانی تاریخی رهبری در سال ۱۳۸۸

آیت‌الله علی‌اکبر رشاد بعد از نماز جمعه تاریخی مقام معظم رهبری در ۲۹ خرداد سال ۱۳۸۸ با ارسال نامه ای به مقام معظم رهبری به واکاوی اظهارات ایشان پرداخت که بخشی از متن نامه وی به شرح زیر می باشد: «…سخنان سرشار از صلابت و صولت و سطوت؛ و آکنده از صراحت و سلاست و ستواری؛ و مالامال از صواب و صلاح؛ و سرریز از صفا و سوز و گداز و مشحون از سماحت و صبوری و سعه صدر شما در خطبه آدینه پیشین، صمصام صف‌ شکنی بود که بر تارک بدخواهان جهانی فرود آمد و صفیر سر بی‌مغز شکافی بود که بر مغز علیل‌ اندیشان بومی فرو نشست؛ و صلای ابتهال و احتجاجی بود که حجت، بر منکران و متمردان تمام کرد؛ و صور بیدار باشی بود که در گوش جان هوش‌باختگان دمیده شد و سروش هدایتی بود که بر قلب سرگشتگان و متحیران نازل گشت و ذوالفقار وش، فاروق حق و باطل شد و چشم فتنه را از حدقه برکشید؛ و صراحی سکرآوری بود که سر خوشان باده ولایت را دو چندان کرد. سرکردگان استبداد بین‌المللی که هراسناک از تبلور مشروعیت “درونی شده” نظام مقدس جمهوری اسلامی در آینه درصدی ملت، در آغازه دهه چهارم انقلاب اسلامی، حیرت‌ زده و شتاب‌ آلود به خام سرایی و یاوه‌درایی پرداخته بودند، در آن جمعه نورانی و بارانی، بار دیگر خروش سهمگین خمینی را از حنجره خلف صالحش، با رسایی تمام شنیدند و دموکراسی شعاران مستبد خصال نیز که اینک “مصالح ملی” و “میراث امام(ره)” را به قربانگاه “منافع شخصی ـ جناحی” برده‌اند، در پیشبرد مطالبات خودخواهانه و منطق‌ناشناسانه، خویش را در بن بستی، که خود ساخته بودند، گرفتار یافتند…»

 

مهم‌ترین ابعاد شخصیتی امام خمینی(ره) از نگاه علی‌اکبر رشاد

آیت‌‌الله علی اکبر رشاد، در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری “جماران” در ۱۰ خرداد ماه ۱۳۹۰ در خصوص برخی ویژگی های شخصیتی امام خمینی(ره) چنین می گوید: «حضرت امام خمینی(ره) الگو و نمونه‌ای از جنس امیرالمومنین(ع) بود. شخصیت او ابعاد مختلفی داشت و جامع ابعادی بود که در تاریخ کمتر در یک شخص همزمان و توأمان دیده می‌شود. در عین اینکه عارف بود مجاهد نیز بود، در عین فقاهت، فیلسوف نیز بود، در عین ریاضت و سلوک، اجتماعی بود، در عین مهربانی یک شخصیت قهار و مظهر اسما جلال اللهی بود. این مرد در حقیقت یکی از تجلیات و آیات الهی در روزگار ما بود و در وجود و شخصیت آن بزرگوار، اسما و صفات جمال الهی و اسما و صفات جلال الهی تجلی کرده بود.

نقش امام خمینی(ره) در انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ع) بانی انقلاب بود. تعبیری گویاتر از این در مورد نقش حیاتی و سرنوشت‌ساز ایشان در انقلاب اسلامی نمی‌توان داشت. امام بنیانگذار این نهضت عظیم بود که مبدأش در ایران بود؛ خورشید انقلاب در ایران سر زد و به نقاط دیگر منطقه دامن گسترد و اکنون در یک گسترهٔ بسیار وسیع‌تر و مقیاس منطقه‌ای، خود را نشان می‌دهد و همان طور که رهبری فرهمند انقلاب فرمودند در آیندهٔ نه چندان دور که شاید نسل ما شاهد آن باشد افکار و مرام حضرت امام و موج بیداری که او پدید آورد، حتی به اروپا هم برسد. نقش حضرت امام در انقلاب که مهم‌ترین پدیدهٔ قرن ما قلمداد می‌شود نقش جوهری و محوری بود و بدون وجود امام این ملت و همهٔ امکانات و ظرفیتی که پای کار آمد نمی‌توانست به ثمر بنشیند. در حقیقت امام هرچند یک نفر بود اما آن رقم یکی بود که جلوی آن ده صفر قرار می‌گیرد؛ ده تا صفر بدون آن “یک” هیچ است، اما با همان “یک” که ظاهراً یکی است، یک‌مرتبه ضریب عظیمی از قدرت و توان را به منصه ظهور می‌رساند. امام یک بود، اما یکی که جلوی ده‌ها صفر قرار گرفت و آن صفرها را معنی‌دار کرد. ملت ما با حضور و وجود حضرت امام بود که اقتدار، قدرت، ابتکار، شهامت، شجاعت، ایمان، روحیه شهادت‌طلبی و جهادگری خود را بروز داد.

شیوهٔ حکومت‌داری امام خمینی (ره) در عرصه مدیریت، مدیریت نبوی را به نمایش گذاشت، بدین معنا که توانست در یک جامعه کویرسان که فرسنگ‌ها با فرهنگ دینی فاصله گرفته بود و دوره‌های طولانی، بوی خوش مدیریت قدسی را استشمام نکرده بود در دوره و روزگاری که همه فکر می‌کردند یا باید زیر پرچم لیبرالیسم سینه بزنند و یا زیر پرچم و خیمهٔ سوسیالیزم، مارکسیسم اجتماع کنند تا بتوانند مبارزه کنند، امام آمد و مدیریت جدیدی را در این میان، جدا از سوسیالیسم و لیبرالیسم طراحی کرد و به اجرا گذاشت. مدیریتی که متکی به ایمان دینی مردم و توکل و عزم و شهامت و شجاعت فوق‌العاده و اعجاب‌انگیز خود ایشان بود، توانست در این دوره جهان را اداره کند. این را از سر مبالغه نمی‌گویم، جلوه‌هایی از مدیریت امام در مقیاس جهانی را دیده‌ایم، مثلاً با یک فتوای کوتاه در موضوع “سلمان رشدی”، برای اولین‌بار پس از رحلت پیامبر اعظم (ص)، قلبِ افزون بر یک میلیارد مؤمن را به هم گره زد و در یک صف قرار داد، این یعنی مدیریت. ایشان پیش از ارتحال نیز گویی به الهام الهی دریافته بود که به زودی