بازگشت تهران به دهۀ شصت:سکوت اغتشاش، صدای انقلاب

بازگشت تهران به دهۀ شصت:سکوت اغتشاش، صدای انقلاب

نوشتاری از دکتر مهدی جمشیدی عضو هیئت علمی گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

۱. از روزهای نخست جنگ اخیر، «اجتماعات شبانه» در میدان‌های اصلیِ تهران برگزار شده است. هر شب، جمعی از مردم به میدان‌ها می‌آیند و با حس و حرارت دینی و انقلابی، شعارهای حماسی می‌دهند و فریاد می‌زنند. این مناسک شبانه، به یک عادت شهری تبدیل شده است. جنگ همراه با خویش، آداب و رسوم می‌آورد و این، واکنش به وضعیّت جنگی و پاسخ طبیعی به فشارها و انقباض‌های آن است. مردم در این اجتماعات، می‌خواهند «خویشتن انقلابی» و «جهت‌گیری منسجم»‌شان را نشان بدهند و به این واسطه، بخشی از بار جنگ را بر عهده بگیرند.

در طرح ابتدایی، بنا بود این اجتماعات، با هدف جلوگیری از موج جدید اغتشاشات شکل بگیرد، اما چندی که گذشت، این هدف به حاشیه رفت و بیان وفاداری به انقلاب، بر صدر نشست؛ چراکه اغتشاش، دچار مرگ شهری شد و جسارت و شهامت خود را باخت. در اغشاشات دی‌ماه، تجمعاتی در برخی نقاط تهران شکل گرفت و شعارهایی داده شد که غرب را به کج‌فهمی دربارۀ باطن جامعۀ ایران سوق داد و او را اسیر تحلیل‌ها و محاسبه‌های غلط کرد.

به‌طور خاص، در این تجمعاتِ مهندسی‌شده، به شخص آیت‌الله خامنه‌ای حمله کردند و او را دیکتاتور خواندند. این تجمعات کور و هیجانی و سطحی که هسته‌های محرّک و مولّد بیرونی و ساختگی داشتند، به‌سرعت فروکش کردند. در تلخ‌ترین واکنش، آن‌هنگام که شبکه‌های تلویزیونیِ ماهواره‌ای، خبر ترور موفق آیت‌الله‌ خامنه‌ای را اعلام کردند، صداهایی بسیار اندک و محدود از شادی و سرور در نقاطی از تهران شنیده شد.

این وضع نشان می‌داد که چه‌بسا، دوباره جریان اغتشاش به راه افتد و هرج‌ومرج در تهران شکل بگیرد. بااین‌حال، در طول دو هفتۀ اخیر، نیروهای مردمیِ وفادار به انقلاب، آنچنان در میدان‌ها و خیابان‌ها حضور و بر آنها تسلّط داشته‌اند که هیچ صدایی از اغتشاشگران به گوش نمی‌رسد؛ چه رسد به تحرّک خیابانی و بیرونی.

۲. افزون‌براین، پایگاه‌های بسیج در مساجد نیز، عهده‌دار استقرار «امنیت محله‌ها» شده‌اند و هر شب در خیابان‌ها حضور دارند.

این نیروها، هم در اجتماعات مردمی حضور دارند و هم در ایست‌های بازرسی. گشت‌زنی‌های مکرّر شبانه نیز نشان داده که امکان همراهی با دشمن وجود ندارد و تهران در اختیار انقلاب و نیروهای انقلابی است.

نیروهای بسیجی در بهترین تعبیر، فداییانِ مردمیِ شبه‌نظامیِ انقلاب هستند که از درون محله‌ها جوشیده‌اند و به همین دلیل، هم انگیزه‌های خالصانه و هویّتیِ محض دارند و هم بر بافت‌های محلی، احاطه و اشراف کامل دارند.

به‌طور کلّی، هیچ صدایی از اغتشاش در تهران به گوش نمی‌رسد، بلکه برعکس، فضای عمومیِ شهر در اجتماعات شبانه، آشکارا رنگ‌وبوی «دهۀ شصت» و «سال‌های دفاع مقدس» را دارد.

گویا دهۀ شصت و وضعیّت جنگی آن و ارزش‌های انقلابیِ نمایان در آن، دوباره بازتولید شده‌اند و در عمق تهران و خیابان‌ها و میدان‌های آن حاکم گردیده‌اند. اجتماعات شبانۀ تهران و حضور خیابانی بسیج، دهۀ شصت را در اکنون، بازسازی کرده است.

۳. این اجتماعات مردمی و شبانه، در بافت‌ محلی قرار دارند و خودجوش و ارادی هستند.

نه‌فقط هیچ اجبار و تحمیلی در میان نیست، بلکه برعکس، بمباران‌های روزانه و شبانه در تهران، بهترین دلیل برای گریختن از تهران یا دست‌کم، ماندن در خانه و نیامدن به خیابان‌ها است، اما آنچه که در این اجتماعات انقلابیِ شبانه مشاهده می‌شود، برخلاف عقل رایج است.

در محله‌های بزرگ، یک میدان انتخاب می‌شود و پس از ساعتی توقف در آن میدان و سردادن شعارهای انقلابی و حماسی، مردم به در قالب دسته‌های کوچک‌تر، به سوی مساجد خویش روانه می‌شوند.

اکنون عیان است که خیابان، به‌صورتی مطلق و تمام‌عیار، از آنِ انقلاب است و کمترین مجالی برای خویش‌بیانیِ نیروهای اغتشاش وجود ندارد. هم حضور انبوهۀ مردم – که فراوان و حماسی و محلی هستند – و هم حضور نیروهای بسیجی که انگشت بر روی ماشه دارند، خوف و هراس در دل نیروهای اغتشاش افکنده است.

البته واضح است که مقصود از مردم، همۀ مردم نیست؛ جامعه، لایه‌های مختلفی دارد، اما لایۀ مؤثّر و کیفی و نافذ، خیابان را در دست گرفته است و از نظر کمّی و عددی نیز، آنچنان گسترده و پهن‌دامنه است که هراس‌افکن و بازدارنده باشد. ناظر بیرونی، به‌وضوح درمی‌یابد که کنشگران این اجتماعات شبانه، خصوصیّت هویّتی و دینی دارند و به واسطۀ باور و اعتقاد، ملاحظات شرایط جنگی را نادیده گرفته‌اند و به خیابان و میدان روآورده‌اند. همین اصالت و خلوص، موجب غلبۀ بر شهر شده است.