از عرشِ تنگهِ ایران تا عرصهِ تنگِ آمریکا
نوشتاری از حجت الاسلام دكتر محمدصفر جبرئیلی عضو هیأت علمی گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
امروز در خبرها آمده بود بار دیگر طرح و نقشه شیطانِ بزرگ در آبهای نیلگون خلیجِ همیشه فارس در تنگه هرمز بر آب رفته است!
چند روز پیش خبر فضاحت بارش در آسمان و زمینِ اصفهان مطرح بود، ان شاءالله در آیندهای نه چندان دور خبرِ مرگ فضاحت بارش به گوش برسد.
راستی این انقلابِ تحول گر و تحول زای خمینی و خامنهای چه کرده است؟ چه جرأت و جسارتی به این مردم داده است!؟
آن دو مردِ بزرگ خود دل به خداوند متعال داشتند، اینها همه از خداست اما جریانِ جلوه های رَبّانی نیازمندِ مَجری و مُجری است،
تیرِ خدا باید از دست کسی خارج شود تا “وَما رَمَيتَ إِذ رَمَيتَ وَلكِنَّ اللَّهَ رَمى” نازل شود
(مطلق آن آواز از شه بود ؛ گرچه از حلقومِ عبدالله بود )
آری اگر در آن دورانِ بی نظم و نظام، رئیسعلی دلواری(شهادت ۱۲۹۴ش) رفت و بوشهر ماند،
میرزا کوچک خان( شهادت ۱۳۰۰ش) رفت و گیلان ماند،
امروز در این نظم و نظامِ الهی تنگسیری(شهادت ۱۴۰۵ش) می رود نام تنگه هرمز همچنان باصلابت، خواب را از چشم شیطان بزرگ می رباید و عرصه را بر آن تنگ می نماید.
جوانانِ تربیت شده مکتبِ خمینی باتدبیر خامنهای و به دست تنگسیری و تنگسیری ها هستند و خواهند بود.
اگر آن روز انگلیس و روسیه دمشان را روی پشتشان گذاشتند و رفتند امروز هم آمریکا با ذلت و افتضاح خواهد رفت. ان شاءالله
آری این “تنگه” هرمز چه خوب عرصه را بر آمریکا “تنگ” کرده است! خدایا شکرت.
آری باید صبر کرد، باید خونِ جگر خورد تا فتح و ظفر آید به کار











