منطق و راهبردهای پیروزی در جنگ

منطق و راهبردهای پیروزی در جنگ

نوشتاری از حجت الاسلام سید سجاد ایزدهی رئیس پژوهشکده نظام‌های اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

مقایسه پیروزی در جنگ با پیروزی در مسابقه فوتبال (راهبردها و راهکارها)، مسابقات ورزشی، نوعی رویارویی و مبارزه رودررو به شمار می روند، مسابقه فوتبال، امروزه دارای بیشترین و فراگیرترین طرفدار است.

برخی ویژگی های مسابقه فوتبال با جنگ را می توان در قالب مقایسه، این گونه اظهار داشت:

۱ــ فوتبال مسابقه ای گروهی است و نتیجه مسابقه نیز تابع مجموعه ای از امکانات، بازیگران، مربیان و تماشاگران است.

مقایسه:جنگ نیز مقوله ای جمعی است و نتیجه جنگ را مجموعه ای از مولفه ها چون فناوری، رزمندگان، سرداران و حمایت و پشتیبانی مردمی، رقم می زنند.سیاست:طبعا نباید فقط به نیروهای نظامی اکتفا کرد، بلکه مهم، مشارکت همه بازیگران جنگ، در نقش های خودشان است.

۲ ــ با این که بازیکنان، در میدان، نقش اصلی را ایفا می کنند، اما سرانجام جنگ، تابع نقشه و مدیریت مسابقه است که از سوی مربی، شکل می گیرد.

مقایسه:جنگ نیز گرچه از سوی رزمندگان، صورت می گیرد، اما نقشه جنگ و مدیریت جنگ از سوی سرداران و فرمانده اصلی جنگ رقم می خورد.
سیاست:به فرمانده کل قوا و فرماندهی جنگ، اعتماد و اطاعت کنیم.

۳ ــ در فوتبال، فقط وجود مهاجم و گل زدن مهم نیست بلکه باید مدافع و دروازه بان قوی داشت و مراقب دروازه خودی نیز بود.

مقایسه:در میدان نبرد هم ضمن این که باید بیشترین خسارت را به دشمن زد، مردم باید در کنار حمله سربازان و سرداران، جبهه داخلی را حفظ کرده و مراقب حملات نفوذی ها و جیره خواران داخلی باشند.
سیاست:حفظ خیابان و داخل کشور، در کنار نیروهای نظامی، باید مورد اهتمام قرار بگیرد.

۴ ــ مسابقه ها معولاً گل زده می شود و گل نیز خورده می شود، بلکه در نهایت، پیروزی در یک مسابقه، در گرو زدن گل بیشتر و خوردن گل کمتر است.

مقایسه:در جنگها، این گونه نیست که خسارتی به یک طرف نبرد وارد نشود بلکه پیروزی در گرو وارد آوردن خسارت بیشتر و تلاش برای غلبه بر دشمن است.
سیاست:از صدمات وارد آمده نهراسیم (این صدمات، مقتضای جنگ است) بلکه باید تلاش بر صدمه بیشتر به دشمن کرد.

۵ ــ معمولا نتیجه مسابقات در نیمه دوم، شکل می گیرد. و در اصطلاح این نیمه را نیمه مربیان می نامند. لذا هم بازیکنان باید مراقب انرژی خود باشند تا توان بازی در نیمه دوم را داشته باشند. بلکه مربیان باید تابع شرایط تیم مقابل، راهبرد و تاکتیک خود را تنظیم کنند.

مقایسه:در جبهه جنگ، نباید از پیروزیهای اولیه جنگ خوشحال شد چون مهم نتیجه جنگ است و لذا فرماندهان باید مدیریت جنگ را به گونه ای به سامان برسانند که در نهایت به پیروزی، منجر شود.
سیاست:تا لحظه آخر جنگ، باید هشیار بود و از پیروزی های مقطعی، مغرور نشد.

۶ ــ تیمی که طرفدار نداشته باشد و در معرکه نبرد، از تشویق تماشاگران به عنوان یار دوازدهم بی بهره باشد، عملا قادر نیست پیروزی اش را تضمین کند.

مقایسه:با اینکه نتیجه جنگها در معرکه نبرد معلوم می شود، اما پشتیبانی مردمی و حمایت از آنان در پشت جبهه، تأثیر به سزایی در نتیجه جنگ دارد.
سیاست:مردمی سازی و پشتوانه سازی مردمی جنگ در کنار قدرت جنگی، باید مورد اهتمام قرار بگیرد.

نتیجه:
باید مطیع حرف رهبر (مربی) بود.
باید همکاری حدّاکثری بین محور مقاومت و مبارزان (بازیکنان) برقرار باشد.
مردم (یار دوازدهم) نقش اساسی در پیروزی دارند.
منطق مقاومت (نقشه و تاکتیک نبرد)، نقش مهمی در پیروزی دارد.
نتیجه تابع استقامت و تاب آوری (سخت کوشی) تا آخر نبرد است.
نقش حضور مردم در صحنه داخلی (دروازه بان و مدافع) کمتر از سربازان و سرداران (مهاجمان) نیست.
از پیروزی های مقطعی (گلهای زده)‌ نباید مغرور شد، همچنان که از برخی خسارتهای جنگ (گلهای خورده)‌ نباید هراسید. زیرا نتیجه جنگ در آخر جنگ رقم می خورد.