استعدادهای زمینی و سرزمینی دفاع همه جانبه

استعدادهای زمینی و سرزمینی دفاع همه جانبه

نوشتاری از دکتر محمود مهام عضو هیئت علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

«سرزمین» یکی از ارکان قدرت است. بنابراین، یکی از زیرساخت­های حفاظت از «قدرت» و دفاع از آن می­باشد. «قدرت» بر خلاف تصورات رایج، یک اکوسیستم است.

 اکوسیستم قدرت همواره دو بُعد درهم تنیده دارد: اکوسیستم طبیعی و اکوسیستم اجتماعی. تبلور بهینگی در دفاع و دفع تهاجم، حاصل شناخت اکوسسیستم­های یاد شده و چگونگی پیوند آن­ها با یکدیگر است. از این­رو، همواره نقش «زمین» در دفاع و جنگ، بسیار حیاتی بوده است. نقش پیوندی و همبستی «زمین»، موجب شده تا بحث از اکوسیستم­های زمین به مثابه رویکردی در علوم اجتماعی، مورد توجه قرار گیرد.

 علاوه بر این، هر سرزمینی دارای الگو یا الگوهای زیست در حال تغییر می­باشد. توان­یابی ژرف در دفاع (نظامی و غیر نظامی(مدنی))، محتاج استعدادشناسی زمین و سرزمین، و هویت زیستی سازنده و ساخته شده آن است.

 در واقع، بالاتر و مهم­تر از شناسایی استعدادهای طبیعی، جغرافیای طبیعی و جغرافیای انسانی، «چگونگی» شناخت استعدادهای طبیعی و اجتماعی و «ادراک» استعدادهای زمینی و سرزمینی می­باشد که اهمیت بی بدیلی دارد و غالباً مغفول می­ماند.

 این استعدادها می­توانند با دو رویکرد متضاد تحلیل شوند؛ استعداد­ها به مثابه «منابع» و یا «موانع» برای زیست و زندگی و لذا امنیت و دفاع (نظامی و غیر نظامی(مدنی)). به بیان دیگر، بوم­شناسی مساله دفاع و دفع تهاجم، ریشه در «فرهنگ» دارد و بسته به نوع «استعدادشناسی»، پاسخگویی به نیاز دفاعی، «ابزارخواهی» و «ابزارسازی»، متفاوت و بلکه متضاد خواهد بود.

 در برخی تحلیل­های جنگ تحمیلی سوم بر نظام و سرزمین ایران، به اهمیت و نقش جغرافیا در برابر تهاجم آمریکایی-صهیونی اشاره می­شود لیکن نباید فراموش کرد که هر چند «زمین­شناسی»، «محیط­شناسی» و «جغرافیای کاربردی» در دفاع بهینه و دفع موثر تهاجم، ضروری و بسیار مفید هستند اما همان­طور که گفته شد، چگونگی «ادراک» «زمین و سرزمین» که ریشه در فرهنگ دارد، تحقیقات دفاعی (نظامی و غیر نظامی(مدنی))، را راهبری می­نماید. زیرساخت نرمی که محیط بر توصیف، تحلیل و تجویز در «وضعیت­شناسی» دفاع و جنگ است. بدین ترتیب، برای استعدادشناسی زمین و سرزمین، هویت زیستی و بوم­شناسی دفاع، نیازمند رویکردهای بین رشته­ای و فرارشته­ای هستیم.

 در این راستا، همبست فرهنگ-زیست­بوم-فناوری در سه لایه دانشی(آموزشی-پژوهشی)- نهادی- سیاستی راهگشا خواهد بود. بنابراین، پیشنهاد می­شود با فرارفتن از توجه اولیه به اهمیت محیط­شناسی، جغرافیا و نقش­آفرینی دفاعی موقعیت سرزمینی ایران، رویکرد اجتماعی-اکولوژیک و پشتوانه نرم «ادراک» استعدادهای زمینی و سرزمینی دفاع (نظامی و غیر نظامی(مدنی))، مورد توجه قرار گیرند.

در این­صورت آمایش سرزمین به مثابه برنامه­ریزی و بودجه­نویسی بیوفیزیکی-اجتماعی در منظومه آموزش­­ها و تحقیقات راه خواهند یافت، نیازی که پاسخگویی به آن، دامنه دفاع را از حوزه سخت به عمق زیرساخت­های نرم، گسترش خواهد داد و احیاء و تقویت تاب­آوری هوشمندانه و اجتماعی-اکولوژیک را در طول زمان، به ارمغان خواهد آورد.