امنیت شما با ما!
(ایران و چشمانداز معماری جدید قدرت در خاورمیانه)
نوشتاری از دکتر سیدحسین فخر زارع، مدیر گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛
خاورمیانه در آستانه یکی از مهمترین دورههای گذار تاریخی خود قرار گرفته است. نظمی که طی بیش از یک قرن گذشته بر پایه مداخلات قدرتهای فرامنطقهای، مرزبندیهای استعماری و وابستگیهای امنیتی شکل گرفته بود به تدریج نشانههای فرسایش و زوال خود را آشکار میکند. از فروپاشی تدریجی هژمونی تکقطبی آمریکا گرفته تا ظهور بازیگران منطقهای با ظرفیتهای مستقل نظامی، اقتصادی و فرهنگی، همگی حکایت از آن دارند که منطقه در حال ورود به مرحلهای تازه از بازتعریف قدرت، امنیت و هویت سیاسی است.
در این میان، ایران به عنوان یکی از مهمترین بازیگران ژئوپلیتیکی منطقه، طی دهههای اخیر نشان داده است که تنها یک قدرت نظامی یا بازیگر دفاعی نیست، بلکه توانایی و ظرفیت تأثیرگذاری بر معادلات کلان امنیتی را نیز داراست. تجربه جنگ ایران و عراق، حضور در بحرانهای عراق و سوریه، مقابله با گروههای تکفیری و رویارویی مستقیم و غیرمستقیم با اسرائیل و متحدان غربی آن، جایگاه ایران را از یک دولت منطقهای معمولی به بازیگری تبدیل کرده که قادر است هزینههای راهبردی بر قدرتهای بزرگ تحمیل کند. بااینحال، اهمیت واقعی ایران تنها در توان بازدارندگی نظامی آن نیز خلاصه نمیشود؛ بلکه در ظرفیت بالقوه این کشور برای ارائه الگویی متفاوت از نظم منطقهای نهفته است؛ نظمی که به جای اتکا به بازیگران فرامنطقهای، بر امنیت درونزا، همکاری اقتصادی و پیوندهای تمدنی استوار باشد.
پرسش اصلی این است که آیا ایران و کشورهای عربی منطقه میتوانند از دل رقابتها و بیاعتمادیهای تاریخی، به سوی نوعی همگرایی حرکت کنند که در نهایت به شکلگیری یک هژمونی منطقهای منجر شود؟ پاسخ به این پرسش تنها در حوزه توازن قوای نظامی یا محاسبات اقتصادی قرار ندارد، بلکه مستلزم ورود به لایههای عمیقتر فرهنگ سیاسی، حافظه تاریخی و ساخت اجتماعی جوامع منطقه است.
در سنت نظری آنتونیو گرامشی، هژمونی صرفاً به معنای برتری نظامی یا سلطه سیاسی نیست، بلکه توانایی یک بازیگر برای تولید رضایت، ایجاد اجماع و تبدیل ارزشها و روایتهای خود به چارچوبی پذیرفتهشده برای دیگران است. از این منظر، هر پروژه هژمونیک موفق نیازمند رهبری فکری و اخلاقی قوی است، نه صرفاً یک قدرت سخت. بنابراین اگر ایران بخواهد نقشی فراتر از یک قدرت بازدارنده ایفا کند، ناگزیر است بتواند یک گفتمان مشترک منطقهای تولید کند؛ گفتمانی که کشورهای عربی نیز خود را در آن بازبشناسند.
مهمترین مانع در این مسیر، حافظه تاریخی متقابل میان ایران و جهان عرب است. جنگ هشتساله ایران و عراق، رقابتهای ایدئولوژیک پس از انقلاب اسلامی، شکافهای مذهبی و سوءظنهای متراکم چند دهه گذشته، لایههایی از بیاعتمادی را در ناخودآگاه سیاسی منطقه انباشته کرده است. این حافظه جمعی سبب شده که بسیاری از جوامع عربی همچنان با تردید به هرگونه رهبری منطقهای ایران بنگرند. از این رو، شکلگیری هر نوع اتحاد پایدار نیازمند فرآیندی طولانی از بازسازی اعتماد و بازتعریف مفاهیم مشترک است.
در چنین شرایطی، مفهوم امنیت همبنیان میتواند به عنوان مبنای نظری یک نظم جدید مطرح شود. این ایده بر این فرض استوار است که امنیت کشورهای منطقه به صورت متقابل به یکدیگر وابسته است و تهدیدهای اصلی از تروریسم و افراطگرایی گرفته تا بیثباتیهای ناشی از مداخلات خارجی، بحرانهای زیستمحیطی، کمبود آب و رقابتهای ژئوپلیتیکی فرامنطقهای، دارای ماهیتی مشترکند. اگر این درک مشترک شکل گیرد، امکان ایجاد یک روایت امنیتی واحد نیز افزایش خواهد یافت.
از منظر اقتصادی نیز شرایط برای چنین تغییری بیسابقه نیست. کشورهای نفتخیز عربی طی دههها امنیت خود را از طریق اتکا به آمریکا و خرید گسترده تسلیحات تأمین کردهاند. این الگو نوعی رانت امنیتی ایجاد کرده که در آن امنیت به کالایی وارداتی تبدیل شده است. در مقابل، ایران میتواند الگویی متفاوت پیشنهاد دهد؛ این الگو عبارت است از: امنیت منطقهای در برابر همکاری اقتصادی عمیق و توسعه متقابل.
بر اساس این منطق، منابع مالی که تاکنون صرف خرید امنیت از خارج منطقه میشدهاند، میتوانند به سرمایهگذاری در زیرساختهای مشترک، صنایع منطقهای، بانکهای توسعهای، کریدورهای ترانزیتی و بازارهای یکپارچه انرژی اختصاص یابند.
ایران در این چارچوب از مزیتهای مهمی برخوردار است. موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز، کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب، جمعیت جوان و تحصیلکرده، توانمندیهای صنعتی و تجربه مدیریت شرایط سخت تحریمی، ظرفیتهایی هستند که میتوانند مکمل سرمایه، فناوری و نفوذ مالی کشورهای عربی باشند. ترکیب این دو مجموعه ظرفیت بالقوه امکان شکلگیری بلوکی را فراهم میکند که در نظام جهانی آینده نه در جایگاه تابع، بلکه به عنوان شریک مؤثر قدرتهای بزرگ ظاهر شود.
با این حال، موفقیت چنین پروژهای صرفاً به اقتصاد و امنیت محدود نمیگردد. مهمترین عرصه، حوزه فرهنگ و هویت است. جهان عرب امروز بیش از هر زمان دیگری با بحران روایت مواجه است. ناسیونالیسم عربی، اسلامگرایی سیاسی، محافظهکاری سلطنتی و گرایشهای غربگرایانه هیچکدام نتوانستهاند پاسخ قانعکنندهای به مسائل بنیادین منطقه ارائه دهند. در مقابل، امکان شکلگیری یک روایت تمدنی مشترک وجود دارد که بر میراث گسترده اسلامی و تاریخی منطقه تکیه کند؛ میراثی که از اندیشه و فلسفه گرفته تا معماری، هنر، ادبیات و علوم را در بر میگیرد.
در این مسیر، ایران ناگزیر است تا حدی که به اصول بنیادیناش آسیب نمیخورد، از تأکید انحصاری بر مؤلفههای هویتی خاص خود فاصله گرفته و بر اشتراکات فراگیرتر تأکید کند. کاهش تنشهای مذهبی، تقویت گفتوگوی بینمذهبی، تمرکز بر میراث تمدنی مشترک و بازتعریف مفهوم دارالاسلام نه به عنوان پروژهای سیاسی برای سلطه، بلکه به عنوان قلمرویی فرهنگی برای گفتوگو و همکاری، میتواند نقش مهمی در کاهش شکافهای موجود ایفا کند.
یکی از ظرفیتهای کمتر مورد توجه، حوزه قدرت نرم است. بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس اگرچه در ساخت زیرساختهای مدرن و مراکز مالی موفق بودهاند، اما همچنان در جستوجوی روایت تاریخی و هویتی بومی هستند. ایران با پشتوانه تمدنی چند هزار ساله، سرمایه فرهنگی قابل توجهی در اختیار دارد که میتواند در قالب همکاریهای آموزشی، رسانهای، گردشگری، دانشگاهی و تولید محتوای مشترک به کار گرفته شود. همچنین تجربه ایران در مقابله با جریانهای تکفیری و افراطی میتواند به ایجاد چارچوبهای فکری و آموزشی مشترک برای مقابله با خشونت مذهبی کمک کند.
با وجود این فرصتها، موانع ساختاری همچنان جدی هستند. اسرائیل از طریق روند عادیسازی روابط و پیمانهای منطقهای تلاش میکند کشورهای عربی را در چارچوب امنیتی متفاوتی سازمان دهد. ترکیه نیز با بهرهگیری از پیوندهای تاریخی، نفوذ فرهنگی و قدرت نرم خود در بخشهایی از جهان عرب فعال است. افزون بر این، آمریکا و متحدان غربی بعید است نسبت به شکلگیری یک بلوک مستقل منطقهای بیتفاوت بمانند. ابزارهایی همچون تحریمهای اقتصادی، فشارهای دیپلماتیک، جنگهای اطلاعاتی و شبکههای نفوذ سیاسی همچنان میتوانند مانع تحقق چنین پروژهای شوند.
عامل دیگری که نباید نادیده گرفته شود، تفاوت در ساختارهای سیاسی و منافع نخبگان حاکم است. جمهوری اسلامی ایران و پادشاهیهای عربی خلیج فارس دارای منطقهای متفاوت حکمرانی، اولویتهای امنیتی و نگرشهای متمایز نسبت به سیاست خارجی هستند. ایجاد سازوکارهای تصمیمگیری مشترک میان این نظامهای سیاسی نیازمند زمان، اعتمادسازی و طراحی نهادهای جدید منطقهای خواهد بود.
با این وجود، آنچه احتمال همگرایی را افزایش میدهد، ظهور بحرانهای مشترکی است که هیچ کشوری به تنهایی قادر به مدیریت آنها نیست. بحران آب، امنیت غذایی، گذار انرژی، تغییرات اقلیمی، فشارهای جمعیتی و رقابت فزاینده قدرتهای جهانی، همگی مسائلی هستند که همکاری منطقهای را از یک انتخاب سیاسی به ضرورتی راهبردی تبدیل میکنند. در چنین شرایطی، همراستایی منافع میتواند بر بخش مهمی از اختلافات تاریخی غلبه کند.
در نهایت، تحقق یک هژمونی منطقهای با محوریت ایران و مشارکت فعال کشورهای عربی نه یک رؤیای دستنیافتنی است و نه امری محتوم. موفقیت آن وابسته به توانایی بازیگران منطقه در عبور از رقابتهای فرسایشی، بازسازی اعتماد متقابل، تولید یک روایت مشترک از امنیت و تعریف منافع اقتصادی برد-برد خواهد بود. اگر امنیت از کالایی قابل خرید از قدرتهای خارجی به یک منفعت عمومی منطقهای تبدیل شود و اگر همکاری اقتصادی و فرهنگی جایگزین بخش مهمی از رقابتهای هویتی گردد، امکان شکلگیری معماری جدیدی از قدرت در خاورمیانه وجود خواهد داشت؛ معماریای که در آن کشورهای منطقه نه موضوع سیاست جهانی، بلکه خود به یکی از بازیگران تعیینکننده آن تبدیل شوند.
فراتر از همه این ملاحظات، موفقیت هرگونه معماری امنیتی جدید در خاورمیانه مستلزم آن است که ایران بتواند تضمینهای عملی و قابل اتکایی به همسایگان خود ارائه دهد. این تضمین نه صرفاً بر پایه شعارهای سیاسی، بلکه بر اساس مجموعهای از ظرفیتهای عینی و انباشتهشده استوار خواهد بود؛ از توان بازدارندگی نظامی و دفاعی، شبکههای امنیتی و اطلاعاتی منطقهای و تجربه مقابله با تهدیدات نامتقارن گرفته تا موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز ایران در اتصال کریدورهای حیاتی شمال-جنوب و شرق-غرب، دسترسی به آبراههای راهبردی، ظرفیتهای گسترده انرژی، زیرساختهای ترانزیتی و پشتوانه جمعیتی و صنعتی کشور.
ایران میتواند با اتکا به این مؤلفهها، امنیت را نه به عنوان ابزاری برای سلطه، بلکه به مثابه یک کالای عمومی منطقهای تعریف کند و به کشورهای منطقه این اطمینان را بدهد که ثبات، امنیت و توسعه پایدار آنان بیش از هر قدرت فرامنطقهای، در گرو همکاری و همگرایی با همسایگانشان است.











