دشمن شناسی در مکتب رهبر شهید امت با الهام از مکتب امام صادق علیهالسلام
نوشتاری از حجت الاسلام دکتر غلامرضا پیوندی مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛
یادداشت اول
شروع سخن:
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: منزلت مردم را به قدر روايتشان از ما بدانيد . (اصول كافى , جلد اول, صفحه ۵۰)
دوست شناسی کافی نیست، بر اساس رهنمودهای اهل بیت علیهمالسلام، عاقل ترین مردم کسی است که دو ویژگی داشته باشد نخست اینکه خدا را بشناسد واطاعت کند و دوم اینکه دشمن را بشناسد واز آن برائت جوید.
امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند : عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ ، عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْ شِيعَتِنَا وَ هُوَ مُتَمَسِّكٌ بِعُرْوَةِ غَيْرِنَا.
کذب من زعم انه یحبنا و لم یتبرء من اعدائنا؛
دروغ می گوید کسی که گمان میبرد از دوستداران ماست ولی از دشمنان ما بیزاری نمی جوید. بحارالانوار ج۲۷ ص۵۷.
مفهومشناسی عدو (دشمن)
إِنَّمَا سُمِّيَ اَلْعَدُوُّ عَدُوّاً لِأَنَّهُ يَعْدُو عَلَيْكَ فَمَنْ دَاهَنَكَ فِي مَعَايِبِكَ فَهُوَ اَلْعَدُوُّ اَلْعَادِي عَلَيْكَ ؛ جز اين نيست كه دشمن را دشمن گويند بخاطر ستمى كه بر تو مىكند، و كسى كه عيبهاى تو را با چاپلوسى و چرب زبانى از تو مىپوشاند همان دشمنى است كه بر تو ستم مىكند. (غرر الحکم و درر الکلم، ج ۱، ص ۵۹۷)
إنّما سمّى الصّديق صديقا لأنّه يصدقك فى نفسك و معايبك، فمن فعل ذلك فاستنم إليه فإنّه الصّديق . ۷۹/۳ به راستى دوست را «صديق» گويند براى آنكه در مورد تو و عيبهايت از در راستى و صفا با تو درآيد، و كسى كه چنين كند با او انس و آرامش گير كه به راستى او صديق (دوستى صميمى و راست و درست) است. (همان)
اهمیت بحث دشمنشناسی و فهم جایگاه و قدرت دشمن
در تمام زیارت نامه ها، لعن در کنار سلام است. همچنان که شما دارید خود را به کانون ولایت الهی نزدیک می کنید، به همان نسبت هم باید با دشمنان حق و حقیقت مرزبندی کنید. این دو وقتی در کنار هم هستند، شما را به مقصد می رسانند. قرآن کریم می فرماید: «فَمَن یکفُر بِالطّاغوتِ وَیؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَک بِالعُروَةِ الوُثقی لَا انفِصامَ لَها؛ هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزی استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است».
نکته جالب در آیه عبارت از این است که اول کفر به طاغوت را بیان می کند. بعد به بحث ایمان حضرت حق اشاره دارد. چنین کسی به ریسمان لطف و کرامت حضرت حق چنگ زده و متصل شده است.
مطلب مهم این است که نباید دشمن را دست کم گرفت زیرا آنها با برنامه ریزی دقیق با ما مقابله میکنند؛ بر اساس روایات:
لاتَستَصغِرَنَ عَدُوّا وإن ضَعُفَ؛ هيچ دشمنى را كوچك مشمار اگر چه ناتوان باشد. (غرر الحكم : ۱۰۲۱۶)
سعدى گويد:
دانى كه چه گفت زال را رستم گرد
دشمن نتوان حقير و بيچاره شمرد
همچنین به تعبیر امیر المومنین « لا تَأمَنْ عَدُوّا و إن شَكَرَ؛ از هيچ دشمنى ايمن مشو اگر چه سپاسگزارى كند. (غرر الحكم : ۱۰۱۹۷)
به بیان مولوى:
دشمن ار چه دوستانه گويدت
دام دان گرچه ز دانه گويدت
همچنین شاعر ديگری میگويد:
نگردد موم هرگز هيچ آهن
نگردد دوست هرگز هيچ دشمن
قائد امت و امام شهید پرورش یافته مکتب خمینی کبیر، تنها کسی بود که یک تنه در برابر استعمار غرب و صهیونیسم جهانی ایستاد. نه از آن رو که دیگران نایستاده بودند، بلکه از آن رو که دیگران معمای امپریالیسم را حل نکرده بودند.
ایشان بر این باور عمیق بود که دشمن نه یک ارتش، نه یک شرکت و نه یک ایدئولوژی، بلکه شبکهای از قدرت، معنا و زور است. و برای شکست آن، راهی جز ساخت یک «تمدن مقاوم» نداشت. برای فهم این مسئله، میتوان یک سده مبارزه با آمریکا را مرور کنیم؛ در این صد سال، همه تلاشها در چند الگوی محدود خلاصه میشوند:
نخست، الگوی چریکی‑شهری که چه گوارا نماینده آن بود.دوم، الگوی ملی‑گرایانه. کسانی مثل جمال عبدالناصر که سعی کردند با ملیکردن نفت و ائتلاف با شرق، جای پایی در برابر آمریکا پیدا کنند. اما هیچکدام نظام سرمایهداری جهانی را به چالش نکشیدند. سوم، الگوی انقلابی‑دولتی که کاسترو در کوبا نماینده آن بود. او بیش از نیم قرن ایستاد، اما در یک جنگ سرد دوقطبی موفق شد. با فروپاشی شوروی، کوبا عملاً از معادله خارج گشت.
اما امام خامنهای شهید در سه سطح از همه آنها فراتر رفت:
نخست، نظریه «نظام امپریالیستی» را به جای «دشمن خارجی» نشاند. او فهمید آمریکا یک کشور نیست، یک نظام است؛ نظامی که ناتو، دلار، صندوق بینالمللی پول، هالیوود، اینترنت و حتی سازمانهای به ظاهر بشردوستانه را در بر میگیرد.
دوم، ابداع «جبهه نیابتی تمدنی» به جای ارتشهای ملی. چه گوارا یک ارتش انقلابی میخواست؛ دیگران یک ارتش ملی. اما او شبکهای از بازیگران غیردولتی ساخت که معادله امنیتی منطقه را از دست آمریکا خارج کرد.
سوم، بازتعریف شهادت به مثابه یک استراتژی، نه یک پایان. برای چه گوارا، شهادت یک شکست رمانتیک بود؛ او میدانست کشته میشود. اما برای آیتالله خامنهای، شهادت ابزار تمدنسازی بود.
به تعبیر مقام معظم رهبری و قائد شهید:
پیروان اهلبیت مفتخرند که مهمترین حرکت در مقابله با نظام استکباری، با نظام سلطه، از سوی اینها انجام گرفته. خیلی شعار داده میشود، [امّا] آنچه در عمل روی زمین اتّفاق افتاده یک چیز واضح و مشخّصی است و آن پرچم جمهوری اسلامی است. شیعه مفتخر است به اینکه در مقابل نظام سلطه ایستاد، سینه سپر کرد، این اژدهای هفت سری را که در همهی شئون زندگی کشورها و دولتها و ملّتها به نحو ظالمانه و جبّارانه شرکت میکرد متوقّف کرد که امروز خود آنها اعتراف میکنند بسیاری از خواستههایشان به وسیلهی جمهوری اسلامی متوقّف مانده و تخریب شده؛ این یکی از افتخارات نظام جمهوری اسلامی است و این افتخار شیعه است.
در جای دیگری فرمودند:
«امام راحل (رضوان اللّه تعالی علیه) به همه یاد داد که خطوط فاصل موجود میان آحاد جوامع اسلامی را کنار بگذارند؛ فقط یک خطّ فاصل وجود دارد و آن خطّ فاصل میان ایمان و اسلام از یک طرف و کفر و استکبار از طرف دیگر است؛ این را امام به همه یاد دادند. آن خطوط فاصلی که امام به ما تعلیم دادند که باید کنار بگذاریم، خطوط فاصل فرقهای است، خطوط فاصل قومیّتی است، خطوط فاصل نژادی است، خطوط فاصل حزبی است و امثال اینها؛ گفتند اینها را کنار بگذارید. یک خطّ فاصل وجود دارد و آن، خطّ فاصل بین تحقّق اسلام و نظام اسلامی و تجسّم سیاسی اسلام است در مقابل نظام سلطهای که در رأسش آمریکا است؛ این خطّ فاصلی است که باید برجسته باشد… این عمل امام هم برخاستهی از آیات قرآن است. قَد کانَت لَکُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فی اِبراهیمَ وَ الُّذینَ مَعَهُ اِذ قالوا لِقَومِهِم اِنّا بُرَآءُ مِنکُم وَ مِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ اللَّهِ کَفَرنا بِکُم وَ بَدا بَینَنا وَ بَینَکُمُ العَداوَةُ وَ البَغضاءُ اَبَدًا حَتّىٰ تُؤمِنوا بِاللَّهِ وَحدَه؛(ممتحنه/۴) مستند به این آیه قرآن.این به معنای آن نیست که هر کس با ما در عقیده مخالف است، ما با او عداوت و بغضاء داریم؛ نه. در آیهی دیگری که آن هم در سورهی ممتحنه است [میفرماید] «لا یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن تَبَرّوهُم»؛(ممتحنه/۸) خدای متعال گفته «اِنَّما یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ قاتَلوکُم فِی الدّینِ وَ اَخرَجوکُم مِن دِیـارِکُم» تا «اَن تَوَلَّوهُم».(همان/۹) پس مستند توصیهی امام و عمل امام عبارت است از آیات قرآن و نصوص قرآنی؛ در این هیچ تردیدی نیست.»
به هرحال نظام اسلامی به معنای واقعی کلمه دارای دشمنانی است که نباید تعجب کرد؛ بر اساس کلام خداوند متعال در قرآن : «وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ؛ و این گونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم، که برای فریب مردم همواره گفتاری باطل ولی به ظاهر آراسته و دلپسند به یکدیگر القاء میکنند، و اگر پروردگارت میخواست چنین نمیکردند، پس آنان و آنچه را به دروغ به هم می بافند واگذار.»
ادامه دارد











