دشمن ستیزی ایرانیان، نماد عزت خواهی

دشمن ستیزی ایرانیان، نماد عزت خواهی
نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین سیدکاظم سیدباقری عضو هیات علمی گروه سیاست پژوهشگاه؛

دشمن‌ستیزی در فرهنگ ایرانی ریشه‌ای عمیق در تاریخ، هویت ملی و تجربیات جمعی این ملت دارد. این ویژگی نه به معنای نفرت‌ورزی کور، بلکه تجلی غیرت، عزت‌طلبی و عشق به وطن در برابر تجاوز، ظلم و تحقیر است. ایرانیان همواره برای حفظ استقلال و کرامت خود در برابر تهدیدات خارجی ایستاده‌اند.

این روحیه را می‌توان در سه لایه به‌هم‌پیوسته تحلیل کرد:

۱. زیرساخت اسطوره‌ایتاریخی

اسطوره آرش کمانگیر که جان خود را برای تعیین مرز ایران فدا کرد، کهن‌الگوی ایثار جمعی در راه میهن است. این روایت، بنیان فرهنگی را شکل می‌دهد که در آن حفظ تمامیت ارضی و عزت ملی، والاترین ارزش محسوب می‌شود. این روحیه در طول تاریخ و در کنار اسطوره های دیگر مانند رستم، از مقاومت در برابر حملات بیگانگان تا دوران معاصر، تداوم یافته است.

۲. مقاومت فرهنگی به مثابه کنشگری خلاق

عزت‌طلبی ایرانیان صرفاً واکنشی نیست، بلکه در قالب مقاومت فرهنگی خلاقانه بروز یافته است. دفاع از زبان، ادب، فلسفه و هنر در برابر هجوم فکری و فرهنگی، راهی برای حفظ اصالت و ابراز هویت مستقل بوده است. این مقاومت، راز تداوم حیات معنوی ایران در طول قرون به شمار می‌رود.

۳. تجلی سیاسی معاصر: استقلال‌خواهی و مقابله با سلطه

رویارویی ایران با قدرت‌های خارجی، به‌ویژه ایالات متحده، بازتابی از این استقلال‌خواهی تاریخی است. نقطه عطف این تقابل، کودتای ۱۳۳۲ علیه دولت مصدق بود که بی‌اعتمادی عمیقی نسبت به سیاست‌های آمریکا ایجاد کرد. انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، با شعار «نه شرقی، نه غربی»، نقطه پایان دوره نفوذ سیاسی و آغاز مسیری نوین برای حفظ عزت و استقلال در برابر سلطه‌طلبی بود.

در دوران پس از انقلاب، این رویارویی در اشکال مختلف (تحریم‌ها، سه جنگ تحمیلی، تهدیدها) ادامه یافت. پاسخ ایران نیز نه صرفاً نظامی، بلکه مبتنی بر دیپلماسی مقاوم، توسعه دانش بومی و اتکا به توان داخلی بوده است. توانی که دشمن بیش از هر چیز از آن می ترسد.

بنابراین دشمن‌ستیزی ایرانیان نماد استقلال‌خواهی و عزت‌خواهی است؛ روحی زنده در تاریخ که نسل به نسل منتقل شده و میراث‌دار فرهنگ مقاومت در راه حفظ هویت و آرمان‌های ملی است،‌ امری که این روزها بیش از  پیش جلوه گر شده است.