ستون توبه و تخت خیانت؛ حدیثی از امروزِ امت
نوشتاری از حجت السالام والمسلمین محمد تاجیک عضو هیات علمی گروه اخلاق پژوهشگاه؛
پس از پیمانشکنی و خیانت بنیقریظه در میانه جنگ احزاب، پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله قلعه آنان را بیست و یک روز به محاصره درآوردند. چون عرصه بر آنان تنگ شد، پیشنهاد صلح دادند؛ اما رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله پذیرش این صلح را به شرطی منوط کردند و آن، پذیرش داوریِ صحابی گرانقدر، سعد بن معاذ بود
بنیقریظه که از این شرط به هراس افتاده بودند، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درخواست کردند تا ابولُبابه انصاری را برای مشورت نزد آنان بفرستد. ابولبابه به واسطه پیوندهای خانوادگی و مراودات مالیِ پیشین، معتمد آنان به شمار میرفت. ابولُبابه هنگام ورود به قلعه، با چهرههایی درمانده و دلهایی پرهراس روبهرو شد. آنان از او پرسیدند: «ای ابولُبابه، آیا تسلیم داوری سعد بن معاذ شویم؟» او بیدرنگ، بیآنکه سخنی بگوید، دست خود را بر گلویش کشید؛ اشارهای خاموش اما گویا، که سرنوشت دردناکشان را فاش میکرد. او بیدرنگ دریافت که با افشای این راز، چه خطای بزرگی مرتکب شده است؛ لغزشی که مصداق خیانت بود و آیه شریفه ۲۷ سوره انفال درباره آن نازل شد «اى مؤمنان! به خداوند و پيامبر خيانت نكنيد و در امانتهاى خود دانسته خيانت نورزيد»
ابولبابه از شرم و پشیمانی تاب نیاورد. خود را به یکی از ستونهای مسجدالنبی بست و سوگند یاد کرد «نه آب مینوشم و نه غذایی میخورم تا بمیرم یا خدا توبهام را بپذیرد». هفت روز در همان حال ماند تا از شدت گرسنگی و تشنگی بیهوش بر زمین افتاد. سرانجام، لطف خدا شامل حالش شد و توبهاش پذیرفته گردید. چون این خبر به او رسید، گفت «به خدا، خود را آزاد نمیکنم تا پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله بیاید و مرا بگشاید.» پیامبر رحمت آمد، با دستان مبارکش بند از او گشود و او را آزاد کرد. ابولبابه برای جبران گناه خویش، عهد کرد که از خانهای که در آن مرتکب این خطا شده بود کوچ کند و تمام داراییاش را در راه خدا ببخشد؛ اما پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با رأفت و مدارا فرمودند: «همین که یکسوم مالت را صدقه دهی، تو را کفایت میکند.»
چند روزی است که در پهنه رسانهای جهان اسلام، نوک پیکان اتهامات به سوی ایران نشانه رفته است؛ فضایی که در آن، ایران به عنوان عامل حمله به سرزمینهای اسلامی معرفی شده و این قبیل اقدامات، رفتاری مغایر با اصول و ارزشهای اسلامی جلوه داده میشود. صدور بیانیه از سوی نهادی چون الازهر مصر، یکی از گواههای این مدعاست. در نمونهای دیگر نیز، وزیر امور خارجه عربستان با اتخاذ موضعی حقبهجانب، ایران را به سبب حمله به کشورهای عربی مورد انتقاد و سرزنش قرار داد و اظهار داشت که در سایه چنین تنشهایی، طرح آرمان «وحدت اسلامی» از سوی ایران چیزی جز یک شعار توخالی و بیمعنا نخواهد بود.
چند سوال ساده برای وجدانهای بیدار، ای کاش مسئولان کشورهای مسلمان منطقه پاسخ دهند: نیروهای آمریکایی در خاک کدام کشورها کشته شدهاند؟ هواپیماهای سوخترسان به جنگندههایِ کودککش در کدام کشور آسیب دیدهاند؟ نظامیان آمریکایی در هتلهای کدام کشور مخفی شدهاند؟ سامانههای آفندی و پدافندی پرهزینهی آمریکا در کدام کشورها مستقرند؟ جواب روشن است.
چند پرسش سخت؛ اگر اشارهی کوتاهِ و شتابزده ابولبابه به دشمنانِ در محاصره، خیانت به خدا و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله شمرده شد، پس پناه دادن به دشمنان تا بندندان مسلح مسلمانان چه نام دارد؟ اگر یک اشارهی خاموش چنین سنگین دانسته شد، تأمین مالی، پشتیبانی لجستیکی و گشودن سرزمینها برای حضور و استقرار دشمنان مسلمانان چه عنوانی خواهد داشت؟ و اگر ابولبابه از شرم آن لغزش، خود را به ستون مسجد بست و روزها از خوردن و آشامیدن دست کشید تا توبهاش پذیرفته شود، امروز آنان که به راههای گوناگون به دشمن یاری میرسانند، چه باید بکنند؟
اگرچه از سران و حاکمان بلاد اسلامی امیدی چندان به صلاح و اصلاح نمیرود، اما بر آحاد مسلمانان و جانهای آگاه است که میان دو راهیِ سرنوشتساز، انتخابی آگاهانه داشته باشند؛ آیا دین و باور خویش را از سرچشمههای گلآلود رسانههایی چون الجزیره، العربیه، بیبیسی و فاکسنیوز برمیگیرند یا به آستانِ روشنِ قرآن کریم پناه میبرند؟ کتاب الهی، با بیانی صریح و بیپرده، مرزهای روشن میان وفاداری و خیانت به خدا و رسول او صلیاللهعلیهوآله را ترسیم نموده است.
آنچه امروز به دست برخی کشورهای منطقه در جبهه بیداد صورت میپذیرد، در ترازوی آموزههای قرآنی، در کمترین مرتبه، خیانتی آشکار به ساحت قدسیِ پروردگار و پیامبر صلیاللهعلیهوآله است و در بالاترین سطح، نوعی یگانگی و همبستگی با جبهه کفر به شمار میآید؛ چنانکه کلام وحی هشدار میدهد «هر کس از شما که با آنان دوستی و پیوند ورزد، همانا از آنان خواهد بود.» (المائده: ۵۱).
اگر حاکمانِ دیارِ عرب، پیش از آنکه غبار مرگ بر دیدگانشان بنشیند، به بزرگیِ گناه و عمقِ خطای خویش پی ببرند، باید از هماکنون برای طلب بخشش، ستونِ ابولبابه را در مسجدالنبی برای خویش نشان کنند. آنان نه مکلف به صدقه دادنِ یکسوم اموال، که موظف به جبرانِ تمامی خسارات و ویرانیهایی که زمینهساز تحمیل آن بر پیکرِ رنجورِ سرزمینهای مسلمان بودهاند، هستند.
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فَقْدَ نَبِيِّنَا وَ غَيْبَةَ وَلِيِّنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَيْنَا وَ وُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا وَ تَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ عَلَيْنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا











