وضعیت نبرد تحمیلی رمضان در آغاز سال نو
نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین مسعود اسماعیلی عضو هیات علمی گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه؛
۱. جنگ در شرایط فعلی، بر لبه حساسی قرار گرفته و طلیعه پیروزی قاطع برای ایران اسلامی دمیده است. با شکست نقشههای چندگانه دشمن (تغییر نظام، تغییر رهبری به نفع دشمن، فروپاشی اجتماعی و آشوب داخلی، نابودی توان دفاعی ایران، حمله زمینی از طریق مرزهای غربی، از بین بردن زیرساختهای انرژی و تأسیسات حیاتی کشور)، آخرین سناریوی دشمن، تسخیر برخی جزایر خلیج فارس (به منظور دستاوردسازی برای خود و گرفتن کنترل تنگه هرمز و خلیج فارس از ایران) است که اگر هوشیار باشیم با پیروزی قاطع از آن خارج میشویم و میتوانیم افزون بر گرفتن تلفات زیاد از دشمن، آن را کاملا رسانهای کنیم تا این بار، سانسور هم به کمک دشمن نیاید.
در مورد جنگ تا اینجا نیز روشن است که اهداف میانی و نهایی دشمن به هیچ وجه حاصل نشده است و تفوق تخریبی ایران بر کشورهای متخاصم، در این چند روز کاملا خود را نشان داده است که تقاضاهای مکرر آتشبس و تحلیلهای کارشناسان دشمن، نشان از این تفوق دارد.
اما در این تفوق و غلبه، نباید اغراق نمود تا از نظر ذهنی، توهم پیروزی کافی حاصل شود و از ادامه مسیر بازبمانیم یا دچار رخوت و بازگشت و در نتیجه شکست شویم. این غلبه و برتری فعلی صرفا باید برای طراحی ادامه مسیر جنگ بارها و بارها تحلیل و مورد ارزیابی و عبرتگیری قرار گیرد و از این نظر بسیار مغتنم است.
۲. اگر جنگ به همین روند ادامه یابد، هم در شکستن جدیِ توان اسرائیل برای یک دوره طولانی، موفق خواهیم شد، هم حضور آمریکا در منطقه بشدت تضعیف میشود و میتواند حداقل در برخی کشورها کاملا برچیده شود و هم میتوانیم تسلط خود را بر خشکی منطقه و دریا برای یک دوره طولانی تثبیت کنیم. البته گرفتن غرامت، هرچند بسیار مهم است، از نظر اهمیت، آخرین چیزی است که جدا باید محقق شود.
۳. برخی ترورهای مشکوک (نظیر ترور شهیدان دکتر لاریجانی و حجت الاسلام خطیب) در روزهای اخیر توسط دشمن، احتمال قصد مدیریت تصمیمگیری در ایران را از سوی دشمن، تقویت میکند. هوشیاری مسئولان و بصیرت در مورد جایگزینهای این افراد، در منهدمکردن نقشههای دشمن بسیار موثر است. برخی نشانهها از سوی برخی جهت آتشبس در روزهای اخیر، باید از سوی دلسوزان نظام و کشور، بسیار جدی انگاشته و برای آن چارهجویی شود.
۴. در این شرایط، افزون بر آنچه گفته شد، باید بهشدت بر تحمل و تابآوری مردم تمرکز کرد. این تحمل و تابآوری عمومی هم به تداوم و افزایش نیاز دارد و هم بهگونههای متعددی غیر از صدا و سیما (که در حال انجام است) مانند وایرال شدن در شبکههای اجتماعی مجازی توسط خود مردم (در گروهها، کانالها و حتی به صورت شخصی) باید ابراز گردد تا تبدیل به فشار اجتماعی بر دولتمردان و مسئولان شود تا نهتنها برخی، مردم را بهانه توقف جنگ نکنند، بلکه مجبور شوند این فشار اجتماعی را بپذیرند و توصیه به ادامه جنگ کنند.
به خواست و یاری خداوند، با توجه به موارد فوق و رعایت عملی آنها، شاهد ادامه جنگ تا حصول پیروزی قاطع کشور خواهیم بود.
اما در صورت توقف جنگ، در بهترین فرض، وضعیتی که پس از جنگ ۱۲ روزه نصیبمان شد، برایمان حاصل خواهد شد. وضعیتی که در آن، نه صلح داشتیم و نه جنگ و مردم و مسئولان، در حالت ذهنی و روانی آشفته، هر لحظه احتمال جنگ میدادند و عملا جنگ بالای سر کشور و نظام فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نگه داشته شد و سپس با این فشار، هم عملیات فریب مذاکره صورت گرفت و هم بر تابآوری اقتصادی غلبه کرد و تاب و تحمل عده قلیلی از مردم را بر هم زد و تنش اجتماعی آفرید و سپس، در نهایت، فریب بهطور کامل عملی شد و جنگ شروع شد و… . بنابراین وضعیت امروز ما، کمابیش، وضعیت آن روز ما در دوازدهمین روز جنگ است. البته شاید در محاسبات واقعی خود، جبهه خودی را قدری جلوتر از ان زمان ارزیابی کنیم -که چنین است – اما قطعا تا پیروزی قاطع (شکستن جدی توان رژیم جعلی برای دورهای طولانی، تضعیف شدید حضور آمریکا در منطقه، تحمیل تسلط نظامی و سیاسی خود بر منطقه و اخذ غرامت کامل) فاصله داریم.
توصیه:
مردم و دلسوزان نظام و کشور، افزون بر حضور جدی در صحنه فضای فیزیکی و مجازی جامعه، باید بهشدت مترصد وقایع دیپلماتیک و مدیریت جنگ و صلح و اظهار نظرهای مسئولان باشند، تا در موقع مناسب – نه وقتی که امام مجتبی ع مجبور به صلح با دشمن غدار گردید – کنشگری اجتماعی متناسب و حضور پیامدهنده به مسئولان داشته باشند و دیگران را نیز بر ماجرای جنگ و صلح آگاه سازند.
خط قرمز همه موارد فوق دو چیز است: ۱. صلح یا آتشبس در زمان نامناسب؛ ۲. تفرقهافکنی به بهانه آگاهسازی مردم و هشدار به مسئولان.











