یادآوری سه واقعیت
نوشتاری از دکتر محمود مهام عضو هیئت علمی گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
واقعیت هنری جنگها
«جنگ»، پدیده بسیار پیچیدهای است. یکی از عوامل توضیح دهنده پیچیدگی جنگها، ماهیت «هنری» آنها است؛ «هنرهای رزم». از اینرو، شاخههای گوناگون «هنر»، نقش مهمی در نبردها ایفا مینماید. استفاده درست و دقیق از شاخههای هنری، تاثیرات شگرفی در «توانزایی» و «توانافزایی» دارند. با توجه به این واقعیت کلیدی و ناپیدا در جنگ تحمیلی سوم و دفاع کنونی در برابر تجاوز مستکبرین عالم در گام دوم انقلاب، پاسخگویی به پرسش زیر الزامی است:
پرسش: شاخههای مختلف هنری در دفاع حقطلبانه کنونی، چگونه و با کدام طراحی، استفاده میشوند؟
«مدیریت هنری دفاع و مقاومت کنونی»، چگونه است؟ اکنون، بیشتر با «جریان سریع اخبار» و «مدیریت اطلاعات»، روبرو هستیم تا تبلور یک استراتژی برای مواجهه هنری در شاخههای گوناگون آن.
یادآوری «تبدیل پیروزی و شکست به یکدیگر» در جنگها؛
«نامشخص بودن نتیجه» یکی از نشانههای پیچیدگی پدیده جنگ است. روند کنونی نبرد، نشانههایی از پیروزی را دارد اما این وضعیت میتواند با یک اشتباه بزرگ همراه باشد: غفلت از چگونگی تبدیل «انرژی اجتماعی» حاصل از «داغ شهادت» و «انسجام حاصل از هوشیاری اجتماعی» در برابر خطر تجزیه سرزمین و آوارگیهای ناشی از آن.
ضعف راهبردی در بهرهبرداری از نتایج جنگها
قدمت انقلاب اسلامی در کنار تراکم اتفاقات مهم سیاسی و اجتماعی در این دوران نه چندان طولانی (نزدیک به ۵۰ سال)، تجربیات بسیار ارزشمندی در اختیار گذاشته است. امروز حافظه تاریخی جنگ و دوران پس از جنگ را توامان داریم، وضعیتی که در زمان جنگ تحمیلی ۸ ساله در اختیار نداشتیم. با این وجود، سوابق جنگهای اخیر نشان از یک ضعف راهبردی دارد:
ناتوانی از تبدیل «پیروزی نظامی» به «پیروزی اجتماعی» و «منفعت اقتصادی».
به بیان دیگر، ضعف در تولید و استمرار جلب «حمایت اجتماعی فراگیر» از «راهبردهای اتخاذ شده برای تامین امنیت و دفاع نظام اسلامی».
حاصل سه یادآوری بالا، یک هشدار جدی است:
هشدار: تدبیر برای چگونگی استفاده صحیح از «سرمایه اجتماعی-اقتصادی» حاصل از رزم حقطلبانه و پیشگیری از هدررفت انرژی اجتماعی تولید شده حاصل از مبارزه با خونخوار جهانخوار جهانی، اولویت حیاتی دارد. آینده نبرد کنونی با استکبار جهانی در گرو این آیندهاندیشی است.
از اینرو، پیشنهاد میگردد برای استفاده حداکثری از فرصتهای پیش رو، طراحی و تدبیر اجتماعی در دستور کار قرار گیرد. برای «تبدیل انرژی رزمندگان اسلام و موفقیتهای جبهههای جنگ و دفاع» به «گسترش حمایت و پشتیبانی اجتماعی» با هدف یکپارچهسازی «قدرت (سخت و نرم) دفاعی در کشور» در آستانه دو رویداد حیاتی زیر، محتاج تدبیر بزرگان و آیندهاندیشان نظام اسلامی هستیم.
دو رویداد حیاتی در شرایط جنگ تحمیلی سوم، عبارتند از:
الف) بدرقه امام شهید به دیار باقی و
معرفی رهبر جدید.
برای استفاده از نشانههای پیروزی رزمندگان اسلام در موارد بالا و تبدیل آن به «انرژی اجتماعی» و «تقویت بسیج غیر نظامی و مردمی»، پیشنهاد میشود:
تنوع شاخههای هنری در مراسم بدرقه امام شهید، مورد استفاده قرار گیرند..
از نشانههایی که میتوانند به قطبیسازی بینجامند، پرهیز شود. در این راستا پیشنهاد میشود «ترسیم جبههای» از میدان نبرد در دستور کار قرار گیرد. بدین ترتیب،
اولاً، کلیت نیروها در یک «پیکره»، دائماً شنیده و شناخته میشوند: «نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران»، که معمولاً کمتر مورد استفاده قرار گرفته است.
ثانیاً، «تنوع نیروهای مسلح» بهصورتی متناسب، شنیده و شناخته خواهند شد.
با توجه به واقعیت بسیار مهم «اجتماعی شدن جنگ» در سال جاری از یکسو و آشنایی و آگاهی نسل جدید -جنگ ندیده- با واقعیت شرایط جنگی از سوی دیگر، فرصتی اجتماعی برای «سازندگی کشور» با «انگیزه و دانش جوانان» در حال فراهم شدن است، مشروط به اقدامات جدی در راستای «مشارکتپذیر شدن» دستگاهها و سازمانهای اجرایی و دولتی. احیاء «مشارکت مردمی» یکی از نتایج انقلاب اسلامی بود که لازم است در گام دوم انقلاب و دوره جدید (جنگی و پساجنگ) با حضور رهبری جدید، احیاء و تقویت گردد.











