روش‌شناسی استنباط احکام جهاد

روش‌شناسی استنباط احکام جهاد

نوشتاری از آیت الله ابوالقاسم علیدوست عضو هیأت علمی گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

با عنایت خداوند بزرگ و تلاش نویسندگان و بزرگواران مرتبط با دوفصلنامه علمی و پژوهشی «قرآن، فقه و حقوق اسلامی»، شماره پنجم این نشریه به موضوع «جهاد» اختصاص یافت و به عرصه چاپ و نشر رسید.

موضوع جهاد، درطول تاریخ از موضوعات پُربحث در محیط اسلام و غیراسلام بوده است؛ بااین‌حال حفره‌ها و چالش‌هایی نظری و تئوریک در اطراف آن وجود داشته و دارد. دراین‌میان رفتار قانونگذار اسلام و مبیّنان شریعت اسلامی با این پدیده قابل تأمل و تقدیر است؛ رفتارهایی ازاین‌دست:

۱. کاربست واژه «جهاد» در کنار واژه‌هایی چون «قتال» و «مقاتله»؛ تا آن را از حالت صرفاً جنگ و مقاتله بیرون برد و آن را کوششی خاص درجهت اهدافی مقدس قلمداد کند.

۲. تقسیم آن از همان آغاز به «جهاد اکبر» و «جهاد اصغر»، تا مسلمانان و بلکه همه انسان ها را متوجه اولویتی بالاتر از قتال نماید و هادی به این واقعیت باشد که این کافی نیست انسان‌ها با دشمن بیرون بجنگند، کشته یا اسیر شوند و اسیر یا غنیمت بگیرند، بلکه باید در درون نیز جنگید؛ نخست باید سعی کرد اسیر گرفت، وگرنه شهید شد، نه اسیر!

گفتنی است این رفتار چنان در بیان مبیّنان شریعت منعکس شد و به‌تبع آن در کتب عالمان دین بازتاب یافت که محدثی همچون شیخ حرّ عاملی رسماً در موسوعه گرانسنگ خود روایت هر دو قسم را می¬آورد؛ با این تفاوت که ۳۰۷ روایت در پیوند با «جهاد العدوّ» مطرح می‌کند و نزدیک به سه برابر آن ـ یعنی ۹۱۹ روایت ـ مرتبط با «جهاد النفس» در اختیار طالبان تراث نبوی و ولوی قرار می‌دهد.

۳. شارع مقدس و مبیّنان شریعت در هیچ نصّ و نطقی از اهداف دنیوی، غیراخلاقی و صرفاً انتقام‌جویانه برای جهاد صحبت نکردند؛ آنچه بیان شد، اهدافی انسانی، اخلاقی و اصلاحی بود.

به‌هرحال نهادهای جهاد، دفاع و مقاتله به‌تبع ورودش در قرآن، سیره نبوی و روایات، وارد محیط اسلام شد؛ چنان‌که محدثان مسلمان به ضبط تراث مرتبط با آن پرداختند و فقیهان اسلامی نیز در اطراف آن گفت‌وگوها کردند؛ ازاین‌رو چراغ پرداختن-های تئوریک به این نهاد هیچ‌گاه خاموش نشد و تنور آن همیشه کم و بیش با حرارت بود، ولی گاهی تحولاتی در تاریخ رخ داده است که دراین‌جهت می‌تواند نقطه عطف به‌حساب آید و البته مقصود ما بیان همه آن نقطه عطف‌ها نیست؛ آنچه مطمح‌نظر ماست، وضعیت برخوردهای نظری با نهاد جهاد در یک یا دو قرن اخیر است که حاصل برخی از این نظریه‌پردازی‌ها، جهادی است که امروزه داعش در بخش اندیشه و عمل مطرح می‌کند! شاید مناسب باشد گفت‌وگو دراین‌باره از سیدابوالأعلی مودودی اندیشمند پاکستانی آغاز شود که بیش از دیگران بر اندیشه¬های جهادی عصر حاضر اثر گذاشته است. ایشان با تألیف کتاب جهاد در اسلام، مفهوم جهاد را وارد ادبیات اسلامی معاصر کرد. ازنظر مودودی، جهاد سازوکاری است که می¬تواند اهداف خداوند در بعثت رسل، انزال کتب و تشریع مقررات را عملیاتی کند.

به‌نظر می‌رسد سید قطب یکی از نخستین شخصیت‌هایی است که از مودودی متأثر می‌باشد. وی جفاکارانه برای اثبات جهاد ابتدایی در اسلام جنگ های پیامبر را جنگ¬های ابتدایی و دین اسلام را دین خشونت و شمشیر معرفی می‌کند! (ر.ک: مقاله «قرائت‌های گوناگون از موضوع جهاد در قرآن»). عبدالسلام فرج از دیگر کسانی است که در دوران معاصر در این پیوند قلم زده و کتاب الفریضة الغائبة را به منصّه ظهور رسانده است.

بی‌شک تألیف، چاپ و نشر این آثار هنگامی که با تبلیغات وسیع ابررسانه های مخالف آموزه‌های اسلامی همراه شود و در اختیار جاهلانی چون پیوستگان به داعش قرار گیرد، فاجعه‌آفرین‌اند و این امر می‌تواند بخشی از پدیده¬هایی باشد که پرداختن منضبط و فنی را به مقوله «جهاد»، امری شایسته و بایسته می‌نماید.

البته ازآنجاکه دوفصلنامه پیش رو، کلان موضوعات فقهی و حقوقی را ازمنظر قرآن کریم بررسی می¬کند، در موضوع حاضر نیز بحث را با توجه به قرآن کریم مورد تحقیق قرار می¬دهد؛ با این قطع و قرار که در نصوص دیگر دینی نیز هدایت و دلالتی خلاف آن وجود ندارد.

گرچه اصل بحث را اساتید، محققان و نویسندگان بزرگی در داخل نشریه دنبال کرده‌اند و اکنون در اختیار شما خوانندگان گرامی است، ولی به‌عنوان طرح یک نظر، دراین‌مجال اشارت مختصری خواهیم داشت. این قلم معتقد است مجموع آیات مرتبط با نهاد جهاد و قتال در شش گروه جای می‌گیرند:

گروه نخست، آیاتی که اصلی مادر و غیرقابل اغماض را در همه جهادها و قتال¬ها مطرح می¬کند. آیه ۱۹۰ از سوره مبارکه بقره را می‌توان در این گروه قرار داد:
وَ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللهِ الَّذینَ یقَاتِلُونَکمْ وَ لاَتَعْتَدوا إِنَّ اللهَ لاَیحِبُّ الْمُعْتَدینَ: با كسانی كه با شما می‌جنگند، در راه خدا بجنگید و تعدی مكنید؛ زیرا خدا تعدی‌كنندگان را دوست ندارد. در این آیه اصل استثناناپذیر و غیرقابل تخصیص باعنوان «و لاتعتدوا» بیان می‌شود.

گروه دوم، آیاتی که مبیّن اهداف خداوند در تشریع جهاد است. آیه ۱۹۳ از سوره مبارکه بقره و ۳۹ از سوره مبارکه انفال ازاین‌دست‌اند:
وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَتَكُونَ فِتْنَةٌ وَ یَكُونَ الدِّینُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِینَ: و با کفار جهاد کنید تا فتنه و فساد از روی زمین برطرف شود و دین خدا حاکم باشد و بس، و اگر [از فتنه] دست کشیدند [با آنها عدالت کنید که] تجاوز جز بر ستمکاران روا نیست (بقره: ۱۹۳).

گروه سوم، آیاتی که درصورت قصاص و مقابله‌به‌مثل، اذن به جهاد می¬دهد. آیات ۱۹۱ و ۱۹۴ از سوره مبارکه بقره، آیه ۳۶ از سوره مبارکه توبه و آیه ۹۱ از سوره مبارکه نساء در این گروه جای می‌گیرند:
فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ: چون با شما جنگیدند، بکُشیدشان» (بقره: ۱۹۱) و «فَمَن اعتدَی عَلَیکم فَاعتَدُوا علیه بمثلِ ما اعتدی علیکم: پس هرکس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی و تجاوز کنید (بقره: ۱۹۴).

گروه چهارم، آیاتی که فرمان به آتش‌بس می‌دهد؛ آنجاکه مشرکان و کفار دست از جنگ بردارند. آیه ۱۹۳ از سوره مبارکه بقره، آیه ۹۰ از سوره مبارکه نساء و آیه ۶۱ از سوره مبارکه انفال ازاین‌دست‌اند:
فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ يُقاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْکُمُ السَّلَمَ فَما جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَيْهِمْ سَبيلاً: پس هرگاه از شما کناره گرفتند و با شما نجنگیدند و تسلیم شما شدند، خدا برای شما راهی علیه آنها نگشوده است (نساء: ۹۰).

گروه پنجم، آیاتی که به‌طور مطلق فرمان به جهاد می‌دهد. آیات ۷۴، ۷۵ و ۸۴ سوره مبارکه نساء، آیه ۲۹ سوره مبارکه توبه و آیه ۹ سوره مبارکه تحریم جزء این گروه‌اند:
وَ مَا لَكُمْ لاَتُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ‌اللهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا: چرا در راه خدا و به‌خاطر مردان و زنان و کودکان ناتوانی که می‌گویند: ای پروردگار ما! ما را از این قریه ستمکاران بیرون آر و ازجانب خود یار و مددکاری قرار ده، نمی‌جنگید؟ (نساء: ۷۵).

گروه ششم، آیاتی که حتی در انگاره آزار و مزاحمت کافران و منافقان فرمان به عدم اقدام و عدم اعتنا می¬دهد. آیه ۴۸ سوره مبارکه احزاب، داّل بر این مفاد است:
وَ لَاتُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ وَ كَفَى بِاللهِ وَكِيلاً: از کافران و منافقان اطاعت مکن و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن، که خدا کارسازی را بسنده است.

باتوجه به مطالب پیش‌گفته، آنچه فقیهان اسلام در استنباط احکام جهاد باید بدان توجه کنند، چند اصل است:
۱. بی‌شک «جهاد و مقاتله با دیگران» در اسلام هرگز موضوعیت ندارد و آنچه برای صاحبان این آیین مطرح بوده، هدایت و دلالت انسان‌ها به حق و حاکمیت ارزش الهی بر زمین بوده است.

۲. پدیده هایی چندساحتی همچون جهاد، در ارزش‌بودن و نبودن و مطابق مصلحت‌بودن و نبودن به‌شدت تابع اقتضائات زمان و مکان است.

۳. اصرار بر اینکه جهادهای پیامبر همگی مصداق دفاع بوده یا در میان آنها جهاد ابتدایی نیز وجود داشته است، همچنین گفت‌وگو از اینکه آیا آیات قرآن دلالتی بر مشروعیت جهاد ابتدایی دارد یا خیر، چندان نمی¬تواند گفت‌وگویی موفق و فنی باشد. به‌فرض که ثابت شود پیامبر جهاد ابتدایی داشته است، آیا می‌توان از آن کپی‌برداری کرد و به‌عنوان مشروعیت این پدیده از آن در دوران معاصر استفاده کرد؟ یا عکس آن برفرض که پیامبر هیچ حرکت جهادی ابتدایی نداشته است، آیا می¬توان از آن به‌عنوان اصلی خالد و غیرقابل تغییر استفاده کرد؟

به‌نظر می‌رسد این رفتارها در ارتباط با پدیده جهاد صحیح نیست؛ به‌عبارت‌دیگر استنباط احکام جهاد را نمی¬توان به شیوه استنباط برخی احکام فردی و خرد شریعت دنبال کرد و با نصوص آن همان رفتار را داشت که با نصوص دالّ بر احکام جزئی و خرد دیگر داریم. اطلاق‌گیری و عام‌پنداری از ادله مرتبط با جهاد به‌آسانی این انگاره‌ها نسبت به ادله ابواب فقهی دیگر نیست؛ چنان‌که تنسیق و مدیریت ادله این موضوع کلان نیز تنسیق خاصی است که البته باید درجای خود گفت‌وگو شود.
به‌هرحال نوشته‌های پیش رو دریچه¬ای است که بخشی از مباحث این کلان موضوع را در اختیار شما قرار می‌دهد.

به امید روزی که خانه مشترک بشریت به‌دست توانای حاکمی صالح از وارثان خدایی زمین ساخته شود و نیازی به ستیز و جنگ نباشد.