حمایت همگانی و قاطعیت در حکمرانی

حمایت همگانی و قاطعیت در حکمرانی؛ بازخوانی تجربه‌ای نو در مقابله با مشکلات و موانع داخلی از طریق فرهنگ عمومی

نوشتاری از حجت الاسلام دکتر مسعود اسماعیلی رئیس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه؛

بیست و ششم و بیست و هفتم اسفندماه ۱۴۰۴، دو روز و شب درس‌آموز در تاریخ معاصر ایران است که چنانچه به‌واقع بازآموخته و عمل شود، به تاریخی ماندگار در ترازِ روزهای زنده تاریخ انقلاب اسلامی بدل می‌گردد و منشأ رفع و دفع بسیاری از تهدیدات از کشور و نظام اسلامی خواهد شد.

از ابتدای شروع دفاع رمضان، به‌روشنی آن‌چه یکی از مراحل اصلی و طراحی‌شده‌ی دشمن در این نبرد اعلام شد، اغتشاش خیابانیِ برخی مزدوران و فریب‌خوردگان داخلی بود و دشمن آمریکایی- صهیونی بارها به‌‌صراحت در این راستا کنش‌گری و تحریک کرد.
اما پیش‌بینی‌های دشمن در این مرحله، نقش بر آب شد و در شرایطی که تهدید سخت و جنگ تحمیلی دشمن، هر روز فشار را بر مردم بیشتر می‌کرد، مردم هر شب با شجاعتی بی‌نظیر در حمایت از وطن و دین و نظام خود بدون هیچ سازماندهی دولتی، به خیابان‌ها می‌ریختند و بدون ترس، فریاد نابودی دشمن را سر می‌دادند و این روند هم‌چنان تا اکنون ادامه دارد.

در این اثناء، دشمن سراسیمه و از سر استیصال، باز تیری در تاریکی شلیک کرد و با نوعی ذکاوت، تاریخی را در تقویم مناسبتی ایران یافت که در سال‌های پیش، به بهانه‌ آیینی باستانی به محملی برای تفریح ناسالمِ برخی افراد و یا عقده‌گشایی برخی بیمارانِ اجتماعی بدل شده بود. دشمن از طریقِ: (۱) این فرصت‌طلبی و (۲) تهدیداکثریتِ حاضردرصحنه و (۳) تحریک و تشویق مزدوران خود و اقلیتی فریب‌خورده، زمینه‌ای را برای وقوع دوباره‌ی جنگ خیابانی و نزاع داخلی فراهم نمود و با عَلَم کردن یک عروسک خیمه‌شب‌بازی نیز این تحریک و تشویق را درظاهر، صورتی رسمی‌تر و سازمان‌یافته‌تر بخشید.
از نظر دشمن یا بر اکثریت مردم حاضر در میدان، ترس غلبه می‌کرد و به میدان نمی‌آمدند که در این صورت حوادث دی‌ماه، ولی این بار در میانه جنگ سخت خارجی، تکرار می‌شد و یا با حضور اکثریت مردم از یک سو و اغتشاش‌‌گران از سوی دیگر، خیابان به میدانی برای نبرد مردم (اکثریت) با مردم (بخوانید مزدوران و وطن‌فروشان) بدل می‌شد و بدترین نوع جنگ داخلی یعنی نزاع سخت در میان خود مردم رقم می‌خورد و در هر دو فرض، شرایط برای فروپاشی اتحاد و انسجام ملیِ فعلی فراهم شده، نتایج بعدی آن تا حصول هدف نهایی دشمن حاصل می‌شد.

آن‌چه این میدان را به صحنه‌ای برای ناکامی و شکست مفتضحانه دشمن بدل کرد، چهار عامل اساسی بود:
۱. اعلام آمادگی و تاکید بر تداوم حضور قوی در این روز و شب توسط مردم: سرمنشأ روند بسامانِ داخلی در این روزها (با توجه به نبرد سختی که در جریان است)، خیزش شگفت‌آور و حضور تاریخی مردم است که همه برنامه‌‌های دشمن را به ناکامی در اهدافش کشانده است. مردم به معنی حقیقی، کفن‌پوش به میدان آمده و آماده جانبازی برای آرمان‌ها هستند. البته این خیزش، مسلماً تحت تاثیر معنوی و ذهنیِ خون امام شهید حضرت خامنه‌ای و قدس سره و دیگر شهیدان شکل گرفته است.
۲. قوت و قدرت گرفتن نظام از این اعلام حضور مردم و دعوت صریح و همه‌جانبه‌ی بخش‌ها و لایه‌های حاکمیتی از مردم جهت حضور در این صحنه: این بار بدون آن که حاکمیت، نیازی به هزینه از جایگاه رهبری ببیند، بی‌واهمه از شبهه‌سازی‌ها، بی‌تعارف و بدون مجامله از مردم می‌خواهد که اگر طالب حفظ دستاوردهای فرزندان خود در عرصه مدیریت و در میدان نظامی هستند، به‌رغم همه خطرهای محتمل، در میدان حضور داشته باشند.
۳. تاکید جدی بر برخورد قاطع با اغتشاشگران توسط نیروهای انتظامی، امنیتی، بسیج و سپاه با تکیه بر حضور قاطع و استواری مردم: یکی از عوامل مهم عقب‌نشینی آشوب‌گران، یقین به اقدامِ سختِ نیروهای میدان بود که با توجه به حضور قاطبه مردم (به عنوان حامیِ اکثریتیِ نیروهای ناظم کشور) و نیز دعوت و تحریک صریح از سوی دشمن و افراد مغرض و معاند (به عنوان گواه روشن بر منشا خارجی اغتشاش و دشمنانه بودن آن)، امری کاملا منطقی و قابل قبول می‌نمود. این بار با توجه به تاکید مردم بر حضور و نیز درک وضعیت صحنه توسط آنان، تلقی شدن آشوب‌گر و اغتشاش‌گر به عنوان سرباز دشمن و شلیک مستقیم به او به عنوان جنگ با دشمن خارجی، گویی برای خود اغتشاشگران و مزدوران نیز امر معقولی به نظر می‌رسید.

۴. . عملِ به‌موقع و قاطع مردم و نیروهای انتظامی به گفته‌ها و وعده‌های خود: حضور به‌هنگام، فزاینده و کاملاً محسوسِ مردم و سربازان وطن در صحنه، خط بطلان نهایی بر تمامی طراحی دشمن بود و نشان از هماهنگیِ گفته‌ها با عمل و قاطعیت در اجرا داشت.

دو عامل زمینه‌ای نیز در تحقق این مهم نقش پررنگی داشت: ۱. حضور پرشور و متداوم مردم در روزهای قبل از این تاریخ که موجب ایجاد فضایی آکنده از اراده جمعی شد. ۲. اقدام نظامیِ قاطع و خیره‌کننده در مقابل دشمن خارجی که موجب غلبه جوّ رعب و وحشت بر مزدوران بیگانه و شیطنت‌پیشگان در داخل گشت.

جمع‌بندی
با جمع‌بندی نکات یادشده به محورهای ذیل دست می‌یابیم:
۱. حضور مردم در مقابله با آشوب‌های داخلیِ هدایت‌شونده از خارج، نقش اساسی دارد. با حضور مردم، مزدوران، قدرت و جرات خودنمایی در صحنه را نخواهند داشت.

۲. اعلام آمادگی و حضور عملیِ مردم در پدیدآمدن ذهنیت عمومیِ مطالبه از مسئولان‌ و فرماندهان مبنی بر قاطعیت در چنین میدان، بسیار نقش‌آفرین است.
۳. در صورت حفظ آمادگی و حضور مردم و شکل‌گیری مطالبه عمومی، دعوت جدی از مردم به حضور در صحنه و مقابله با جنگ‌افروزان داخلی، از سوی مسئولان (در همه لایه‌های سیاسی، امنیتی و انتظامی)، کاملا بجا، کارساز و سازمان‌دهنده خواهد بود. همچنین این اقدام در چنین شرایطی، از اشکالات اخلاقی، اجتماعی و امنیتی عاری است.
۴. با حصول روند فوق، نیاز به هزینه کردن از جایگاه والای رهبری نخواهد بود.
۵. به نظر می‌رسد عملی و اجرایی شدنِ نهاییِ این اقدامات و حضور در صحنه از سوی مردم و نیروهای انتظامی، بسیجی و امنیتی، هر بار احتمال تحقق برنامه‌ها و تحریکات دشمن را ضعیف‌تر از قبل می‌کند.

نتیجه:
چنان‌که روشن شد سرسلسله همه این عوامل، آمادگی واقعی مردم، اعلام این آمادگی و حضور عملی آنان در میدان است. هرچند قابل انکار نیست‌ که اراده‌ی صاحب‌منصبان و فرماندهان در بهره‌گیری از این فرصت عظیم و رقم زدن مراحل بعدیِ یادشده نیز تکمیل‌کننده‌ی ماجرا است.

توصیه راهبردی:
۱. حفظ مستمر آمادگی مردم جهت حضور در صحنه از طریق (الف) ارائه آگاهی مستمر از سوی اصحاب رسانه در راستای تداوم عرضیِ آگاهی، (ب) ارائه شناخت تحلیلی و معرفت‌افزایی توسط اصحاب اندیشه در جهت ترسیخِ طولی آگاهی و (ج) دعوت به حضور منظم و پرشور در فواصل مختلف جهت تمرین عملیِ حضور بهنگام و انسجام نظر و عمل و در یک کلام: “فرهنگ‌سازی عمومی در راستای آمادگی و حضور همیشگی مردم”.
۲. عبرت‌گیری عملی از تاریخ و مدل‌سازی از رخداد یادشده، تدوین پروتکل‌های مشخص برای آن و آموزش به مسئولان، فرماندهان و کارشناسان و در سخنی کوتاه: “فرهنگ‌سازی در عرصه مدیریت نرم و سختِ آشوب‌های داخلی در میان صاحب‌منصبان در راستای عمل به مراحل یادشده”.
۳. عمل جدی به محورهای یادشده در چند رخداد مشابهِ پیش رو، به‌مثابه عامل مهم در تحقق فرهنگ‌‌ عمومی و سازمانی یادشده در توصیه اول و دوم.

سخن آخر:
فرهنگ در ساحت عمومی، جایگاهی بسیار خطیر و مهم دارد و سلسله‌جنبان بسیاری از تحولات یا اصلاح نقایص و تکمیل قوت‌ها، همین فرهنگ عمومی است. در ایران اسلامی با سابقه غنی فرهنگی و صبغه عمیق اسلامی که اصل و اساس خود را بر فرهنگ استوار کرده است، توجه کافی و وافر به فرهنگ عمومی – که ساحت اصیل فرهنگ است – و جهت‌دهی و هدایت آن با سازوکارهای خاص فرهنگی، از اهمیت راهبردی برخوردار است؛ تا این معنا توسط مسئولان و سکان‌داران و نیز مردم عزیز ایران، به‌طور جدی و ژرف درک نشود، در تحقق بیشتر اهداف نظام و جامعه اسلامی با موانع و مشکلات متعدد و لاینحلی روبرو خواهیم شد. برعکس، هرگاه در عرصه‌ای فرهنگ عمومی فعالانه تاثیرگذار بوده است، سخت‌ترین مشکلات و موانع یکی پس از دیگری برطرف شده است. نمونه حی و حاضر آن، همین کنش‌گری شگفت‌آور مردم در روزهای سخت و طاقت‌فرسای جنگ است که هم نبرد بیرونی را قوت و جهت می‌بخشد و هم وضعیت داخلی را راهبری می‌کند، هم به مسئولان و مدیران انسجام و قدرت عمل می‌دهد و هم اشتباهات و لغزش‌ها را اصلاح و از آسیب‌ها و تهدیدات داخلی جلوگیری می‌کند. امید آن که توجه به فرهنگ عمومی، مختص روزهای سخت جنگ نباشد و همواره به عنوان زمینه و سرمنشأ اصلی امور نگریسته شود. رمز پیروزی نهایی و همه‌جانبه بر دشمن نیز از رهگذر توجه جدی به همین ساحت از فرهنگ و برنامه‌ریزی مسئولانه برای آن تحقق خواهد یافت. شایان ذکر است یکی از مولفه‌های فرهنگ عمومی در زمان جنگ سخت، در این روزها با عنوان “تاب‌آوری” به‌تکرار از بیان کارشناسان شنیده می‌شود که به‌رغم اهمیت آن، باید توجه داشت که فرهنگ یادشده، منحصر در این مولفه نیست و عناصر اصلی و بسیار مهم و متعدد دیگری نیز دارد.