ماهیت جنگ رمضان

ماهیت جنگ رمضان

نوشتاری از دکتر سیدعلیرضا عالمی عضو شورای علمی گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه؛

در تاریخ تاکنون انواع و اقسام جنگهای «محلی»، «ملی»، «داخلی»، «تمدنی» و «جهانی» رخ داده است جنگ رمضان را می‌توان در گونه‌ی «جنگ تمدنی» تعریف کرد.

مفهوم «جنگ تمدنی» اول بار با شناخته شده ترین نظریه هانتینگتون یعنی«برخورد تمدنها و نظم نوین جهانی» سر زبانها افتاد. طبق تحلیل وی یکی از مهمترین جنگها در آینده،‌ جنگهای تمدنی خواهد بود که به زعم وی محتمل ترین آنها بین تمدن غرب و تمدن اسلامی رخ خواهد داد.
گرچه از مختصات و ویژگی های چنین جنگی سخن به میان نیامده ولی می توان رخداد جنگ تمدنی و نشانه های آن را در «جنگ رمضان » با ویژگی های زیر رصد کرد:

– در جنگهای تمدنی خطوط درگیری نه الزاما بر پایه مرز سیاسی و جغرافیا رسمی بلکه بر بنیان مرزهای اندیشه‌ای، هویتی و زیستی ترسیم میشود به همین مناسبت میدان جنگ تنها تاسیسات، پایگاهها و قلمرو نظامی و سرزمینی طرفین نیست بلکه تقابل و هماوردی حتی در درون مرزهای مشخص شده خودی نیز جریان دارد نمونه بارز آن حضور شبانه مردم در خیابانها در تقابل با رقیب تمدنی در داخل مرزهای ایران است.

– در جنگهای تمدنی، لزوما بین خاستگاه و هدفگذاری تمدنی با خاستگاه و هدفگذاری ملی، محلی، منطقه ای همسویی وجود ندارد. برای نمونه کسانی که در معرض جنگ قرار میگیرند و به عنوان مخاطبان جنگ از منظر ملی به عوامل و هدفگذاری آن می نگرد احیانا نسبت و همسویی همه جانبه بین هدفگذاری ملی و تمدنی مشاهده نمیکنند. بنابراین توجیه جنگ برای کسانی که به جنگها از دایره ملی می نگرند در هر دو سوی جنگ تمدنی همواره به عنوان یک مسئله مطرح است.

– بازیگران جنگ تمدنی، نسبت به دیگر انواع جنگها که بسیط و شناخته شده اند دارای تنوع و گوناگونی اند و از لایه های مختلف تمدنی با خاستگاه ها، ‌انگیزه ها و هدفگذاری های گوناگون می‌آیند که نقطه مشترکشان افق تمدنی است. این تنوع باعث میشود لایه‌های مختلف بازیگران شکل گیرد که در نهایت تمام اقشار جامعه را به میدان می آ‌ورد و هر فردی به نوبه خود به نحوی در این جنگ مستقیما مشارکت میکند در جنگ رمضان حضور عامه مردم در میدان و خیابانهای شهرها به صورت گسترده،‌ شاهدی بر این ویژگی است؛ حضور انها در میدان نه صرفا برای روحیه دادن به نظامیان بلکه مشارکت مستقیم در جنگ و تقابل است که در لایه های مختلف در سطح تمدنی جریان دارد.

– به خلاف دیگر انواع جنگها، جنگ تمدنی بسیار پیچیده، ترکیبی و زمان بر هستند و به گونه ای پایان ناپذیرترین جنگها به شمار می‌آیند بعلاوه اشکال مختلفی را به تناوب تجربه میکند و عرصه های مختلف شناختی، هویتی و نظامات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی را در بر میگیرد و جنگ نظامی تنها ساحتی از این جنگ است. نمونه بارز آن جنگ رمضان است که تنها بخشی از جنگ پیچیده، ترکیبی، دراز دامنه و بلند مدتی است که بر علیه نظام انقلابی و تمدن اسلامی در جریان بوده است.

– در جنگ تمدنی معمولا پیروزی قطعی وجود ندارد ممکن است جنگ در سطح سخت و خشن فروکش کند یا به ترک مخاصمه سخت، منجر شود اما در لایه های دیگر با شدت ادامه خواهد یافت. قهرا برخوردهای سخت و جنگ نظامی در صورت بندی وضعیت پس از جنگ بسیار موثر است و و مهم نیز آن است که بتوان از جنگ سخت برای صورت بندی تحول یافته ای در تقابل تمدنی دست یافت. به نظر می رسد در جنگ رمضان چنین دورنمایی برای تمدن اسلامی که ایران و گفتمان شیعی در حال حاضر جلودار آن است وجود دارد بدیهی است در این مرحله صورت بندی تقابل بعد از جنگ با قبل از آن به شکل معناداری متفاوت خواهد بود و عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و ژئوپلتیک را در برخواهد گرفت.

– در جنگ تمدنی طرفی دست بالا را خواهد داشت که قادر باشد تمام ظرفیتها و داشته های تمدنی خود را در سطوح گوناگون فعال کند و به میدان آورد. به نظر میرسد گفتمان مقاومت در این جنگ تمام داشته های خود را در عرصه های گوناگون فعال کرده است و از حمایت در لایه های اندیشه ای، هویتی و نظامات به صورت حداکثری برخوردار است و اقشار مختلف بازیگران در آن فعال شده اند در حالیکه در جبهه مقابل چنین بسیجی در تمام عرصه ها رویت نمیشود و تکیه گاهشان تحرکات نظامی است و عرصه های دیگر را به عوامل نفوذی در داخل محور مقاومت و رسانه ها واگذار کرده است در حالیکه رسانه با وجود تاثیرگذاری اما واجد توانایی های تعیین کننده در میدان برای جدال تمدنی نیست. اکثریت توده مردم در غرب با این جنگ مخالف اند و از آن حمایت نمیکنند. به همین دلیل هماوردی آنها از این حیث دچار کاستی است.

– معمولا در جنگهای تمدنی، تمدن نوظهور از خود تلاش، نوآوری و شجاعت بیشتر در جدال و جنگ تمدنی به نمایش می گذارد و سعی میکند تمدن رقیب را با چالش مواجه و به عقب نشینی وادار کند این رویه در جنگ کنونی به خوبی مشهود است با آ‌نکه جامعه اسلامی به شیوه تروریستی مورد یورش در راس هرم نظام اسلامی قرار گرفته است ولی مرعوب نگشته و با شجاعت و تدبیر تمدنی سعی میکند که موجودیت خود را به عنوان رقیب تمدنی حفظ کند و افق های جدید تمدنی از این تنگنا بگشاید.

– در جنگهای تمدنی علاوه بر تقابل بین دو تمدن متخاصم، صورت بندی های تمدنی در درون تمدنها نیز دچار تحول و تطور گشته و بازیگران تغییر میکنند به بیان دیگر در جنگهای تمدنی نه تنها تمدن غیر مورد هدف قرار میگیرد بلکه در درون تمدن نیز صورت بندی جدید به وجود می آید در جنگ کنونی که در یک سو جنگ با جبهه آمریکا و صهیون جریان دارد در سوی دیگر در تحولی مهمتر و تعیین کننده تر مناسبات درون تمدنی بر پایه قرائت شیعی از تمدن اسلامی در جهان اسلامی در حال شکل گیری است.

– «پیام» و «پیامدهای» جنگ تمدنی، برخوردار از سطح تمدنی است و باید در همین سطح بدان پرداخت؛ ممکن است دولتها یا جریانهای معدودی در صحنه جنگ تمدنی حضور داشته باشند ولی ماهیت جنگ تمدنی، در پیامهایی که برای بشر با معیارها و شاخص های تمدنی مخابره میکنند خود را نشان میدهد. همین گونه پیامدهایی که بر این جنگ مترتب است ساحت تمدنی را در بر میگیرد و ضروری است که در همان سطح بدان پرداخته شود هر گونه تقلیل آن به سطوح و حوزه های زیربخش و خردتر باعث میشود از نتایج جنگ بهره برداری متناسب و صواب صورت نگیرد بنابراین ضروری ست پیام جنگ تمدنی را در همان مقیاس انتقال داد و از آن بهره برداری کرد و همین گونه پیامدهای جنگ تمدنی را در ظرف تمدنی و بر اساس اهداف و روند تمدنی در نظر گرفت و اقدام کرد.