جهان اسلام در انتظار طلوع آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای

جهان اسلام در انتظار طلوع آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای
نوشتاری از دكتر عبدالوهاب فراتی عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

جهان اسلام امروز در نقطه عطفی کم‌سابقه از تاریخ معاصر خود ایستاده است. در فاصله‌ای کوتاه، ستون‌های اصلی شبکه رهبری فرامنطقه‌ای مقاومت – از سید حسن نصرالله و رهبران حماس تا آیت‌الله خامنه‌ای – یکی پس از دیگری از صحنه خارج شدند. اما این رویداد دردناک، برخلاف بسیاری از تحلیل‌های سطحی، نه پایان یک جریان که بسته شدن پرونده یک نسل رهبری و آغاز عصر نیاز به نسلی دیگر است. آنچه امروز در جهان اسلام احساس می‌شود، صرفاً خلأ در فرماندهی نیست؛ بلکه خلأ در چشم‌انداز، ایده مشترک و زبانی تازه است که بتواند با نسلی که در جنگ شناختی، هوش مصنوعی و محاصره اقتصادی زیسته است، سخن بگوید. بی‌تردید، دشمنان اسلام نیز از این خلأ آگاه‌اند و با تمام توان در تلاشند تا گفتمان مقاومت را به «تاریخ مصرف‌شده» متهم کنند.

روایت‌سازی رسانه‌ای غرب و اسرائیل، محور مقاومت را بدون رهبران کاریزماتیک، موجودیتی بی‌روح و رو به زوال معرفی می‌کند. در این میان، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای چهره‌ای است که هم متن بحران را زیسته و هم پاسخ آن را در قالب یک نظریه تمدنی روشن ارائه می‌دهد. او بی‌تردید اندیشه و سازه‌ای مشخص برای عبور جهان اسلام و جبهه مقاومت از این بحران تاریخی دارد؛ سازه او نه یک درمان موقت، که یک نقشه راه است که در افق آن تمدنی ساخته می شود. او امتداد راه امامین انقلاب است؛ اما نه از طریق تکرار صِرف، که از طریق بسط، بازاندیشی و ارائه سازه‌ای مستقل متناسب با شرایط جدید جهان اسلام. او اندیشه و سازه‌ای ویژه دارد که در آن، مقاومت از یک واکنش تدافعی به یک پروژه تمدنی فعال تبدیل می‌شود، امت از وضعیت انتظار و تألم به سازندگی و الگوسازی گام می‌گذارد، و مرزها نه مرزهای جغرافیایی که مرزهای اراده و کرامت می‌شوند.

سید مجتبی خامنه‌ای دقیقاً در همین نقطه وارد معادله می‌شود. بی تردید او نه یک شخصیت موقت برای عبور از بحران، که معمار یک دوره جدید است . واقعیت آن است که جهان اسلام امروز دیگر تحمل بلاتکلیفی راهبردی را ندارد. آنچه لازم است، رهبری است که هم ریشه در عمیق‌ترین سنت‌های فکری مقاومت داشته باشد و هم جرأت نوآوری و استقلال رأی را در شرایط جدید از خود نشان دهد. تمام این ویژگی‌ها در سید مجتبی خامنه‌ای جمع است؛ نه به دلیل کمال‌گرایی، که به دلیل سال‌ها تمرین سکوت، مشاهده، یادگیری و دوری از قدرت‌طلبی – و در عین حال، تربیت‌یافتگی در مکتبی که جمع میان «اصالت» و «استقلال» را ممکن می‌سازد.

بنابراین، آنچه امروز جهان اسلام در انتظار آن نفس‌ها را حبس کرده، یک تحول ارگانیک و تدریجی نیست که در پیچیدگی‌های بوروکراسی فرسوده شود؛ بلکه یک اراده جمعی برای تولد دوباره است. تولدی که سخت‌ترین شکست‌های تاکتیکی را پشت سر می‌گذارد و از دل آنها نه یأس، که چشم‌اندازی نو بیرون می‌کشد. سید مجتبی خامنه‌ای می‌تواند آن صدایی باشد که از متن بحران برخاسته و وامانده از آینده نباشد. این صدا تنها به فرقه یا جغرافیای خاصی تعلق ندارد. همه نیروهای مقاومت – اعم از سنی، مسیحی، شیعی و حتی غیرمؤمنانی که در مسیر عدالت گام برمی‌دارند، از استانبول تا صنعا، از کربلا تا غزه، از کشمیر تا تهران – سال‌هاست که در انتظار افقی تازه نفس می‌کشند؛ انتظاری نه از سر ناچاری، که از سر آگاهی به ضرورت یک حلقه تازه می باشد، حلقه ای که میان اصالت امامین و اجتهاد متناسب با زمانه اتصال بر قرار می سازد.

و اینک، امت اسلامی با زخم‌های عمیق بر تن، اما چشمانی پر از نور به افق دوخته است. نه به دنبال قهرمانی که بیاید و به جای آنها تصمیم بگیرد، که به دنبال رهبری که ابزار ساختن را به دستشان بدهد و سپس با آنها راه بیفتد. طلوع، نزدیک است. نه به این دلیل که ما آن را می‌خواهیم، بلکه به این دلیل که تاریخ پس از هر بحران، نیازمند بازسازی بر دوش کسانی است که در بحران ماندند و مقاومت کردند. سال‌های انتظار به پایان می‌رسد. و این همان سید مجتبی خامنه‌ای است؛ هم امتداد امامین انقلاب، و هم صاحب اندیشه و سازه‌ای مستقل برای معماری دوره جدید و عبور جبهه مقاومت از پیچ تاریخی کنونی.