به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، دومین نشست از هم اندیشی علمی با موضوع “میراث کلامی رهبر شهید(ره)” توسط گروه کلام اسلامی الهیات جدید پژوهشگاه چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.
دکتر حسین رمضانی مدیر گروه مطالعات پیشرفت و تمدن پژوهشگاه در این هم اندیشی به ایراد سخنرانی پرداخت که در ادامه میآید:
الحمدلله رب العالمین، السلام و الصلاة علی محمد و آله الطاهرین. اللهم صلِّ علی محمد و آل محمد.
درود و سلام میفرستم بر ارواح پاک رهبر کبیر انقلاب اسلامی، رهبر شهید انقلاب اسلامی، و همۀ شهدای انقلاب اسلامی و شهدای اسلام از صدر تاکنون، بهویژه شهدایی که در این یک سال گذشته در جنگ تحمیلی دوم و سوم به لقاءالله پیوستند.
از گروه کلام که این فرصت را پدید آوردند، صمیمانه سپاسگزارم. اینک گزارشی از نگرش تمدنی رهبر شهید تقدیم میشود.
بخش اول: تمام میراث فکری رهبر شهید، وجه تمدنی دارد
تمام میراث فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیت الله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای، از همان سخنرانیهایی که در مسجد امام حسن عسکری (علیه السلام) و مسجد کرامت در مشهد ارائه کردند (که متن و محتوای اصلی آنها بیان «توحید اجتماعی»، مباحث نبوت و سپس رهبری امر اجتماعی است) تا آخرین فرمایشات ایشان در بهمنماه گذشته (سال ۱۴۰۴)، همگی مضامین تمدنی دارند. این نگاه تمدنی از درک اسلامی و بنیان فکری ایشان که مبتنی بر قرآن، سنت، عقلانیت و تجارت تاریخی است تراویده است.
مرور مراحل گوناگون فکری ایشان از دهۀ ۴۰ (پیش از انقلاب اسلامی) تا آخرین روزهای عمر شریفشان، حکایت از آن دارد که ایشان دارای دیدگاهی جامع و کلاننگر نسبت به مجموعۀ معارف دینی بودند. ایشان «اسلام انقلابی» را میشناختند و معرفی میکردند و از آن بهعنوان یک مجاهد انقلابی طرفداری مینمودند. همدلی و همگرایی عمیق ایشان با حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) به عنوان شاگرد، مرید و فرزند معنوی ایشان، از عمق جان بود.
بخش دوم: جوهرۀ تمدن اسلامی از نگاه رهبر شهید؛ «کار برای خدا»
اگر بخواهم خوانش خود را از مجموعۀ بیانات و آثار ایشان عرض کنم (نه اینکه همۀ دیدگاه ایشان را منحصر در این قرائت بدانم، بلکه آنچه از جوهرۀ معنای تمدن اسلامی به تعبیر دقیق خود ایشان توانستهام دریابم)، این است که جوهرۀ تمدن آرمانی اسلام در نگاه ایشان توحید است. از نگاه ایشان بر پایۀ آموزههای اسلامی، بنیاد و مبنای همۀ افکار، حالات درونی، انگیزهها و برساختهای نرم و سخت اجتماعی، همه و همه، باید «کار برای خدا» است.
ایشان در سخنرانی سال ۱۳۷۳ برای فرماندهان سپاه (که همۀ مضامین آن تمدنی است) میفرمایند: «اگر انسان راهِ خدا را پیدا کرد و یاد گرفت که چگونه کار را برای خدا انجام دهد، آن وقت میبینید که این عشق به کار، چقدر کار را آسان خواهد کرد. تمدّن اسلامی، اینگونه بهوجود آمد: معمارش وقتی میخواهد بنایی را طرّاحی کند، همینگونه است. عملهاش وقتی خشتها را روی هم میگذارد، همینطور است. فرماندهاش وقتی در قرارگاه اصلی نشسته، همینطور است. سربازش وقتی در خط مقدّم حرکت میکند، همینطور است. سنگرساز بیسنگرش همینطور است. پاسدار و پاسبانِ کوچه و خیابانش که کشیک میدهد، همینطور است. عالِمِ دینیاش در درس، همینطور است. حاکمِ سیاسیاش، در جایی که نشسته و میخواهد تصمیم سیاسی بگیرد، همینطور است. خلاصه، همه برای خدا کار میکنند. آیا چنین ملت و کشوری، از لحاظ زندگی عقب خواهد افتاد!؟ آیا چنین ملت و کشوری، اندکی ذلّت و اهانت در دنیا خواهد دید!؟ آیا دیگر کسی جرأت میکند به چنین ملتی زور بگوید!؟» (بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان سپاه؛ ۲۹/۰۶/۱۳۷۳).
سپس به یک پرسش اساسی پاسخ میدهند: آیا چنین ملت و کشوری از لحاظ زندگی عقب خواهد ماند؟ در جواب، میفرمایند: نه، اگر کشوری کارش برای خدا باشد، تمام این اقدامات (که اقدامات تمدنی در لایههای سخت و نرم هستند) اگر برای خدا باشد، این کشور دچار عقبماندگی نخواهد شد.
نکتهی مهم: این جمله در واقع جوهرۀ اصلی و روح حاکم بر تمدن اسلامی را طرح میکند. جامعۀ ما اگر دچار عقبماندگی شده، به خاطر فاصله گرفتن از این روح و روحیۀ توحیدی است. اما اگر در فضای حیات توحیدی اسلام قرار بگیریم، میتوانیم تمام علل عقبماندگی را بشکنیم و بر آنها فائق بیاییم.
بخش سوم: روش بیانی و چهارچوب نظری دقیق
رهبر شهید مطالب خود را عمدتاً در قالب بیانات (خطابه) بیان کردهاند و آثار قلمی ایشان محدود است. حتی کتاب «طرح کلی اندیشۀ اسلامی در قرآن» نیز مجموعۀ سخنرانیهای پیادهشده است. ذهن مُبدع و پویای ایشان در مقام خطابه، با استفاده از هم هوش محاسباتی و هم هوش هیجانی، بسیاری از مضامین را آفریده است. این نکتهای ظریف در آثار باقیمانده از ایشان است که باید ملاحظه شود.
با این حال، چهارچوب نظری دقیق و عمیقی در بیانات ایشان وجود دارد و پراکندهگویی نمیکنند. پژوهشگران میتوانید خط سیر نظریه و آرای ایشان را از دل همین بیانات استخراج کنید.
برای نمونه، ایشان در جمع اعضای شورای عالی مرکز «الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت»، مؤلفههای رکنی تمدن اسلامی را دین، عقلانیت، علم و اخلاق، و حقوق مبتنی بر فقه اسلامی معرفی میکنند. این بیان نظری دقیقی است. ایشان هدف نهایی را «ایجاد تمدن نوین اسلامی» و «برپایی دین با عقلانیت، علم و اخلاق» میدانند.
بخش چهارم: بنمایههای رکنی تمدن اسلامی
بنمایههای رکنیِ تمدن اسلامی از نگاه رهبر شهید عبارت است از:
• دین
• خردورزی (عقلانیت)
• اخلاق و معنویت
• حقوق (برآمده از فقه و دستگاه جامع فقه اسلامی)
ویژگی روشی رهبر شهید: ایجاد پیوند میان مراتب نظر و عمل
ایشان توانستهاند میان نظر و عمل پیوند برقرار کنند. اینکه با هر سنخی از افرادِ مردم و با هر صنفی از کارگزاران، و با هرگونه مخاطبی به تناسب او سخن بگویند و در عین حال سیر ارتباط درونمتنی مطالب از ساحت نظر انتزاعی تا ساحت عمل عینی را رعایت کنند، ویژگی برجستۀ اندیشگی ایشان است.
بخش پنجم: اهداف و شاخصههای تمدن درخشان اسلامی
رهبر شهید در بیانات خود، اهداف و شاخصههای «تمدن درخشان اسلامی» را با نظر به عینیتها طرح میکنند. ایشان در پیام خود از تعبیر «تمدن درخشان» استفاده میکنند و میفرمایند: هدف عالی و نهایی، ایجاد تمدن درخشان اسلامی و دستیابی به جایگاه تمدن مطلوب قرآنی است، ما باید به جایگاه تمدن مطلوب قرآنی دست یابیم؛ تمدنی که نظام معنایی قرآن کریم آن را برای ما معنا میکند و در ذهن و روح هر مسلمانی جای داده و تحقق آن را هدف گرفته است.
اولین شاخصۀ تمدن درخشان اسلامی: بهرهمندی همۀ انسانها از همۀ ظرفیتهای طبیعی و فطری در راستای نیل به سعادت نخستین شاخصۀ تمدن درخشان اسلامی عبارت است از: «بهرهمندی همۀ انسانها از همۀ ظرفیتهای مادی و معنوی که خداوند برای تأمین سعادت و تعالی آنان در عالم طبیعت و در وجود خود آنان تعبیه نموده است». این جمله بسیار حکیمانه است و جهانشناسی سینوی و اسلامی را به طور فشرده و کامل در خود دارد.
نکتۀ جالب اینکه نظریات توسعه در دورۀ معاصر در غرب (مانند رویکرد توانمندی و شکوفایی آمارتیا سن، مارتا نوسبام، دنیس گولت و دیگران که بنمایههای نوارسطویی و اگزیستانسیالیستی دارند) به چنین چیزی نزدیک میشوند، اما رهبر شهید این مفهوم را از فحوای معنایی قرآن و سنت استخراج کرده است.
سایر شاخصههای تمدن درخشان اسلامی از نگاه رهبر شهید
• برپایی حکومت مردمی بر پایه قوانین برگرفته از قرآن کریم (حکومت مردم بر پایه نظم قانونیِ برگرفته از قرآن، با اجتهاد و پاسخگویی به نیازهای نو به نوی بشر در عرصههای مختلف: از علوم انسانی تا نظام تعلیم و تربیت رسمی، از اقتصاد و بانکداری تا تولید فنی و فناوری، از رسانههای مدرن تا هنر و سینما و روابط بینالملل)
• پرهیز از تحجّر و ارتجاع و نیز بدعت و یافتن خط اصیل تفکر اسلامی
• ایجاد رفاه و ثروت عمومی
• استقرار عدالت و شکلدهی به اقتصادی مبرا از ویژهخواری، ربا و تکاثر
• گسترش اخلاق انسانی و دفاع از مظلومان عالم
بخش ششم: هدف نهایی، ایجاد تمدن درخشان اسلامی
رهبر شهید در اجلاس جهانی علمای اسلام و بیداری اسلامی (۹ اردیبهشت ۱۳۹۲) خطاب به جمعی از متخصصان علوم اسلامی از اقصی نقاط جهان فرمودند: «این هدف نهائی نمیتواند چیزی کمتر از «ایجاد تمدن درخشان اسلامی» باشد. امت اسلامی با همهی ابعاض خود در قالب ملتها و کشورها، باید به جایگاه تمدّنىِ مطلوب قرآن دست یابد».
در ادامه، همان شاخصههای یادشده را برمیشمارند و امید میدهند که این تمدن درخشان تحقق پیدا میکند. اما تأکید میکنند که نباید از امداد الهی و کمک سنتهای آفرینش غفلت کرد. ایشان به آیۀ ششم سورۀ فتح استناد میکنند.
این نکته بسیار مهم است که ایشان تا آخرین دقایق عمر شریفشان (تا همان زمانی که در دفتر کارشان نشسته بودند) با همین نگرش و با ایمان کامل به مسیر خود و امداد الهی حرکت میکردند. به همین دلیل، نصرت و فرازشی که خداوند به مؤمنان وعده داده است، نصیب ایشان شد. همین رجاء واثق به امید الهی و امداد الهی، نشانۀ اخلاص و ایمان و استواری این انسان بزرگ است.
بخش هفتم: لوازم تحقق تمدن نوین اسلامی
رهبر شهید در فرمایشات مختلف خود، لوازم انسانی و نهادی تحقق تمدن نوین اسلامی را برمیشمارند. همۀ اینها از یک درک عمیق اجتهادی مبتنی بر فهم قرآن، سنت نبوی و ولوی سرچشمه میگیرد. این موارد عبارتند از:
• امید به امکانپذیری تحقق اهداف (امیدواری به امداد الهی و باور به کمک سنتهای آفرینش)
• کنار گذاشتن بدبینی به تواناییهای خود و روی آوردن به خودشناسی و درک هویت تمدنی خویش
• بهرهگیری از اهرمهای برتری تمدنی (نمونۀ بارز: تنگه هرمز است؛ همیشه وجود داشت اما تا پیش از این عزم و ارادۀ بهرهگیری از آن نبود)
• ایمان به پروردگار و پرهیز از سوء ظنّ به خداوند
• کار و مجاهدت در راه نیل به پیشرفتهای علمی و شکستن انحصارات علمی و اقتصادی و سیاسی قدرتهای سلطهگر
• ایستادگی، صبر و مقاومت
بخش هشتم: بنیاد استخلاف؛ انقلاب اسلامی نخستین گام در مسیر تمدن نوین اسلامی
یکی از نگاههای بنیادین رهبر شهید، نگاه استخلافی است. ایشان معتقدند: چنان که فرد انسان میتواند مظهر استخلاف الهی باشد (یعنی محل تجلی اسماء و صفات الهی در وجود فردی و نشئۀ روحی خود باشد)، جامعۀ انسانی نیز میتواند چنین باشد.
ایشان در پیام به حجاج در سال ۱۳۸۷ (با اطمینان کامل) فرمودند: «این هنوز آغاز کار است و تحقق کامل وعدهی الهی (یعنی پیروزی حق بر باطل، بازسازی امت قرآن و تمدن نوین اسلامی) در راه است». سپس به آیۀ ۵۵ سورۀ نور استناد میکنند:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند وعده میدهد که قطعاً آنان را در زمین جانشین [خود] قرار دهد، همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد.
رهبر شهید این آیه را ناظر به استخلافِ نهایی، استخلافِ على الأرض، و استخلاف انسانِ رشدیافتهای میدانند که با ظهور ولیّ حق بر زمین جانشین میشوند. بنابراین، ایشان آرمان تمدن نوین اسلامی را بر پایۀ نگاه استخلاف تبیین میکنند و انقلاب اسلامی را در دوران معاصر اولین گام در این مسیر میدانند.
بخش نهم: مسیر متمایز انقلاب اسلامی (خط سوم)
رهبر شهید انقلاب اسلامی در مواضع متعددی انقلاب اسلامی را «مسیر متمایز انسان واصل به مبدأ الهی» برای ایجاد جامعه و تمدن معرفی میکنند (تعبیر «خط سوم» نیز گاه از سوی ایشان به کار رفته است). معنای «مسیر متمایز» این است که انقلاب اسلامی:
• چپ (سوسیالیسم با همۀ قرائتهای مارکسیستی، لنینیستی، مائوییستی و…) کنار میگذارد.
• راست (جریان لیبرالیستی با قرائت آنگلو-آمریکن و یا با قرائت شرقی و جنوبی آن) کنار میگذارد.
• رویکردهای ناسیونالیستی نیز کنار گذارده میشوند.
انقلاب اسلامی هویتی متمایز از این سه جریان دارد و مسیری متفاوت را برای فرازش بخشیدن به تمدن اسلامی در عصر حاضر ترسیم کرده است؛ مسیری که روحی جدید در ذهنیت و امیدی تازه در دل مسلمانان به وجود آورده است.
بخش دهم: نمونهی عینی ـ تحلیل تمدنی از مسئلۀ حج
یکی از جاهایی که میتوان آموزهای اسلامی را به معنای واقعی کلمه با تحلیل تمدنی رهبر شهید مشاهده کرد، مسئلۀ حج است. پیامهایی که ایشان از سال ۱۳۶۸ به حجاج یا کارگزاران حج دادهاند، عمیقاً حاوی نگاه تمدنی و جلوهای از چهارچوب یادشده است.
جمعبندی: ایشان الهی زیست و الهی به خدا پیوست
رهبر شهید دیدگاه خود را در حوزههای نرم و سخت، ابزاری و معنایی، و عرصههای گوناگونِ سازندۀ زندگی اجتماعی و تمدنی بر پایۀ همان دیدگاه الهیاتی و معنویای بنا کرده بود که وجود شریفش بر آن قوام یافته بود. هر چه گفت و هر چه کرد، همان بود که بود: روحی الهی داشت، الهی زندگی کرد و خداوند او را بهسوی خود برد و به صاحبش رساند.











