حکمرانی انرژی و داده هرمز
نوشتاری از حجتالاسلام دکتر علیآقا پیروز مدیر گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛
تنگه هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه راهبردی انرژی نیست؛ این آبراه باریک به یکی از حیاتیترین گرههای زیرساخت دیجیتال جهان تبدیل شده است. در بستر آن شبکهای از کابلهای فیبر نوری گسترده شده که بخش مهمی از ارتباطات اینترنتی، دادههای مالی، خدمات ابری و تراکنشهای تجاری میان آسیا و اروپا را منتقل میکند. با توجه به اینکه حدود ۹۷ درصد ترافیک اینترنت جهانی از طریق کابلهای زیردریایی جابهجا میشود، هرگونه اختلال در این مسیر میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد.
کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس وابستگی بالایی به این گذرگاه دارند؛ بهگونهای که بیش از ۹۰ درصد اتصال اینترنتی آنها از مسیرهای دریایی عبوری از هرمز تأمین میشود. در مقابل، ایران بخش قابلتوجهی از ترافیک خود را از مسیرهای زمینی شمال و غرب دریافت میکند و در صورت بحران، آسیبپذیری نسبی کمتری دارد. سناریوهای احتمالی نشان میدهد قطع همزمان چند کابل میتواند موجب اختلال گسترده در بانکداری، بورس، تجارت الکترونیک و خدمات ابری منطقه شده و زیانهای میلیارددلاری به اقتصاد دیجیتال وارد کند.
در این چارچوب، مدیریت هوشمند تنگه هرمز صرفاً به امنیت انرژی محدود نمیشود، بلکه شامل حکمرانی بر زیرساختهای داده نیز هست. برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند ایران میتواند با تکیه بر حقوق بینالملل، از طریق دریافت عوارض ترانزیت داده، توسعه خدمات تعمیر و نگهداری کابلها و تبدیلشدن به قطب فنی منطقه، از این ظرفیت درآمدزایی کند. تجربه کشورهایی مانند مصر و سنگاپور نشان میدهد مدیریت فعال کابلهای زیردریایی میتواند به منبع درآمد پایدار و تقویت جایگاه ژئوپلیتیک تبدیل شود. کنترل مؤثر تنگه هرمز برای هر کشوری فقط یک امتیاز جغرافیایی نیست، بلکه پیام روشنی از «قدرت شکلدهی به معادلات جهانی» مخابره میکند. در چارچوب قدرت ساختاری، چنین موقعیتی یعنی توان اثرگذاری بر جریانهای حیاتی جهان، از نفت گرفته تا دادههای دیجیتال. جهان امروز به گلوگاهها حساس است؛ هر جا وابستگی بیشتر باشد، حساسیت هم بالاتر میرود.ایران در نقطهای ایستاده که میتواند بر جریانهای اصلی انرژی و داده اثر بگذارد این موقعیت ایران را به یک قدرت منطقهای بالا با نفوذ ساختاری فرامنطقهای تبدیل می کند.











