لزوم بازگشت به حکمرانیِ مردم‌محور پس از پایان جنگ رمضان

جلوگیری از تکرار یک خطا: لزوم بازگشت به حکمرانیِ مردم‌محور پس از پایان جنگ رمضان
نوشتاری از دکتر محسن ردادی مدیر گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه منتشر شده در کانال خردورزی

در دوره جنگ رمضان مردم نقش اساسی در دفاع داشتند و می‌توان گفت که بدون حمایت و کمک مردم، امکان حفظ خیابان‌ها، پاسخ نظامی به تهاجم دشمن، دستگیری و انهدام تروریست‌های داخلی وجود نداشت. بنابراین کارآمدی مردم در این دوره طوفانی به اثبات رسید و همگان اذعان دارند که بدون حضور و مشارکت مردم، ایران نمی‌توانست پیروز میدان شود. نتیجه‌گیری منطقی از این مقدمه این است که حضور مردم در سایر عرصه‌ها(اقتصاد، فرهنگ، سیاست) در زمان صلح می‌تواند به گشایش و پیشرفت منجر شود. بنابراین طبیعی است که انتظار داشته باشیم پس از پایان جنگ رمضان، نظام حکمرانی به مردم فضا و مجال بیشتری برای حضور و اداره کشور بدهد. بااین‌حال این نگرانی وجود دارد که پس از پایان جنگ، خطای دهه ۷۰ تکرار شود و مسیری برای پیشرفت انتخاب شود که مردم‌محور نباشد. بازخوانی آن تجربه و پیشنهادها برای انتخاب مسیر درست می‌تواند از تکرار آن خطا جلوگیری نماید.

توسعه و پیشرفت پس از پیروزی در دفاع مقدس ۸ ساله

دفاع مقدس و مقابله با رژیم بعث با حمایت و همراهی مردم امکان‌پذیر شد. دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی وظیفه بازسازی و سازندگی کشور پس از جنگ را بر عهده گرفت. به این منظور لازم بود که راهبرد مناسب برای توسعه و پیشرفت کشور انتخاب شود. متأسفانه دولت وقت، مسیری را برای توسعه انتخاب کرد که به جای مردم، متکی بر تکنوکراسی و دیوان‌سالاری بود. در نتیجه مردم از صحنه حکمرانی بیرون رانده شدند و اثرگذاری آنها محدود به انتخابات بود. در حالی‌که در دهه ۶۰، در همه عرصه‌ها حضور مؤثر داشته و تعیین‌کننده بودند.

استدلال این بود که مردم، تخصص لازم برای حکمرانی را ندارند و برای خود آنها هم بهتر است که کار را به متخصصان بسپارند. متخصصان و مدیران اداری که اغلب در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل کرده بودند بر اساس همان نسخه‌های اقتصادی و با تأکید بر اجتناب از ایدئولوژی انقلابی به برنامه‌ریزی برای توسعه کشور پرداختند. در این چارچوب نظام حکمرانی درسه دهه اخیر بر سه پایه استوار بود:

  • برنامه‌ریزی توسط تکنوکرات‌های غیرانقلابی انجام می‌شد. علیرغم اینکه رؤسای دولت‌ها(حتی خود مرحوم هاشمی رفسنجانی) انقلابی بودند اما برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری در دست مدیران متخصص غیرانقلابی بود.
  • مدیریت و سکانداری اقتصاد و فرهنگ و سیاست، به سرمایه‌دارانی سپرده شد که خود را ذیل نظام سرمایه‌داری جهانی تعریف می‌کردند. بخش خصوصی، نسل جدیدی از سرمایه‌داران بودند که با بازاریان متدین و انقلابی فرق داشتند و اهمیتی به مردم و آرمان‌های انقلاب نمی‌دادند.
  • حلقه‌های قدرت و ثروت، با ابزارهای مختلف(مانند روزنامه، سایت، شبکه‌های اجتماعی و سلبریتی‌ها) افکار عمومی را هم در دست داشتند و عملاً اجازه نظارت مؤثر بر روندهای جاری در کشور را نمی‌دادند.

دردمندانه این رخداد، بزرگترین انحراف پس از انقلاب اسلامی بود که به دست تکنوکرات‌ها و حلقه مدیران دولت سازندگی رقم خورد. دولت‌های بعدی نیز در همین مسیری که ترسیم شده بود حرکت کردند و نتوانستند نظام اداری و حکمرانی را به گونه‌ای اصلاح کنند که فضا برای حضور مردم بیشتر فراهم باشد.

اکنون و پس از گذشت چند دهه از آغاز برنامه‌های توسعه پس از انقلاب اسلامی، ضعف این نوع برنامه‌ریزی آشکار شده است. توسعه نامتوازن باعث شکل‌گیری ابرمسأله‌ها در کشور شده و بیرون کردن مردم از عرصه حکمرانی، به رشد اقتصادی هم منجر نشد.

فرصت کم‌نظیر بازگشت مردم به عرصه حکمرانی

در پایان سال ۱۴۰۴ و آغاز رهبری سوم انقلاب اسلامی سه موضوع پیش چشم ماست:

  • توسعه نامتوازن، غیرانقلابی و غیرمردمی، باعث بروز مسائل بدخیم(Wicked Problems) و انواع ابرچالش‌ها شده است؛
  • حضور شگفت‌انگیز، شجاعانه، بی‌سابقه و فعالانه مردم در خیابان‌ها برای دفاع از کشور در جنگ رمضان، ظرفیت مردم برای نقش‌آفرینی در کشور را آشکار کرد؛
  • «امام راحل» و «امام شهید» و «رهبر جوان انقلاب اسلامی» بر مردم محوری تأکید دارند. آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در اولین پیام خود به جایگاه مردم در اندیشه رهبران کبیر انقلاب اسلامی اشاره می‌کند: «از جمله هنرهای رهبر شهید و سَلف کبیر ایشان، وارد کردن مردم در همه عرصه‌ها و بصیرت و آگاهی دادن مستمر به ایشان و در مقام عمل تکیه بر نیروی آنان بود».

رهبر سوم انقلاب اسلامی از راز شگفت‌آوری پرده برمی‌دارد و می‌گوید: «اگر آن نعمت عظما[رهبر شهید] از ما سلب شد، به‌جایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت». یعنی خداوند متعال، مردم آگاه و توانمند ایران را به میدان برگرداند تا مرهم و ترمیمی باشد بر صدمه‌ای که از رفتن رهبر شهید به کشورمان وارد شد.

اگر بخواهیم سپاسگزار نعمت حضور مردم باشیم، لازم است اقداماتی در عرصه حکمرانی صورت گیرد که این بازگشت مردم، قدر نهاده شود. اگر در این زمینه کوتاهی صورت گیرد و کفران نعمت شود، به مصیبت سه دهه گذشته دچار خواهیم شد و خداوند نظام حکمرانی را از نعمت حضور مردم محروم می‌کند. تجربه سه دهه گذشته باید همه را به این باور رسانده باشد که توسعه غیرمردم‌محور، فاجعه‌بار است. متخصصان، تکنوکرات‌ها و نظام اداری کشور، نمی‌توانند به‌تنهایی و بدون حضور مردم، توسعه را راهبری کنند.

پیشرفت مردم‌محور و حل ابرچالش‌ها

تکنوکرات‌ها و مدیران غیرانقلابی، در روزهای جنگ، به گوشه‌ای پناه می‌برند و میدان را خالی می‌کنند. پس از پایان جنگ، این افراد کم‌کم به عرصه حکمرانی خواهند برگشت و با به خدمت گرفتن رسانه‌ها و دانشگاه‌ها، اینگونه القا می‌کنند که برای بازسازی کشور و بهبود وضعیت معیشت مردم، لازم است مسیر گذشته با شدت بیشتری ادامه یابد: متخصصان و طبقه مدیران باید امور را در دست داشته باشند؛ کلید اقتصاد کشور به سرمایه‌داران و بخش خصوصی سپرده شود؛ مصالحه و بهبود روابط با غرب در دستور کار قرار گیرد؛ سیاست نیز توسط دو جناح راست و چپ محافظه‌کار قبضه شود. تداوم این خط سیر، احتمالا باعث ناامیدی و سرخوردگی مردمی می‌شود که این روزها با تمام وجود به میدان آمدند و وفاداری خود به نظام جمهوری اسلامی را با خون خود نشان دادند.

در جنگ رمضان، تمام تلاش دشمن صهیونی و آمریکایی این بود که میدان را از حضور مردم خالی کند و در غیاب مردم، براندازی نظام سیاسی رخ دهد. دشمن، در این هدف شکست خورد. باعث شرمساری است که اجازه دهیم این مأموریت توسط تکنوکرات‌ها در دوره صلح به انجام برسد و آنها بتوانند مردم را از میدان حکمرانی بیرون برانند. در آن آینده تاریک، مردم خود را نسبت به نظام حکمرانی بیگانه می‌دانند و احساس می‌کنند نمی‌توانند کوچکترین اثری در خط‌مشی‌گذاری‌ها و اجرا داشته باشند. دوباره این جملات از زبان مردم شنیده می‌شود که «خودتان می‌دانید و مملکتتان».

برای جلوگیری از تحقق این سناریوی سیاه و غم‌انگیز، فرصت فراهم است و فقط لازم است حضور مردم در میدان را قدر بدانیم و با نهادسازی و بازتعریف قواعد به نفع مردم، به این حضور تداوم ببخشیم. در ادامه برخی راهبردها و راهکارها بیان می‌شود که می‌تواند به احیای حکمرانی مردم‌محور کمک کند:

۱. سازماندهی مردم: در سال‌های اخیر، نظام حکمرانی تمایلی به متشکل شدن مردم نداشت و چه‌بسا این تشکل‌ها را مزاحم اداره کشور تلقی می‌کرد. در رویکرد جدید، باید مردم از طریق متشکل شدن و سازماندهی، شریک حکمرانی تلقی شوند و در اداره کشور دخالت داده شوند. گروه‌های جهادی، تشکل‌های اجتماعی، انجمن‌ها و… الگوهای متفاوت و مستحکم از سازماندهی مردم هستند.

۲. سپردن اقتصاد به مردم: متأسفانه مردم به تدریج از صحنه اقتصاد کنار گذاشته شده‌اند و اداره اقتصاد به بخش خصوصی و خصولتی سپرده شده است. رهبر شهید انقلاب تلاش کردند با ابلاغ «سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی» زمینه را برای اقتصاد مردم‌محور فراهم کنند. اما متأسفانه با کارشکنی صاحبان ثروت و کوتاهی سیاست‌گذاران دولتی، این سیاست نتوانست موفق شود. تعاونی‌ها و سهام عدالت بهترین ابزار برای اقتصاد مردمی هستند.

۳. بودجه‌بندی مردمی: یکی از ابزارهای مهمی که در کشورهای مختلف به کار گرفته می‌شود این است که برنامه‌ریزی برای بخشی از بودجه شهرداری یا بودجه عمومی کشور را به مردم واگذار می‌کنند. به این معنا که مردم تصمیم می‌گیرند که دولت یا شهرداری برای چه پروژه‌هایی هزینه کند. این موضوع تا حدی در شهرداری تهران و نیز سازمان امور مالیات کشور آغاز شده است. اما می‌توان جدی‌تر و مؤثرتر این ابزار را اجرا کرد و مردم را در اولویت‌گذاری برای هزینه‌کرد بودجه سالیانه شرکت داد.

۴. تقویت نظارت مردمی: هم‌اکنون سامانه‌هایی در کشور وجود دارد که نظارت مردمی را محقق می‌سازد. اما واقعیت این است که این نظارت، مؤثر و ملموس نیست. برخی سامانه‌ها و ابزارهای نظارت مردمی برای مبارزه با فساد(مانند سوت‌زنی) باید در دستور کار قرار گیرد و تقویت شود. مردم باید حق داشته باشند که اگر فسادی دیدند گزارش دهند و قوه قضائیه نیز موظف باشد که پس از رسیدگی به پرونده فساد، به مردم گزارش دقیق و قانع‌کننده بدهد.

۵. توانمندسازی مردم: یکی از علل ناموفق بودن حکمرانی مردم‌محور، فقدان توانمندی کافی مردم برای حکمرانی است. درحالی‌که مدیران و متخصصان، دانش و مهارت کافی برای حکمرانی دارند، مردم به دلیل فقدان آگاهی و مهارت لازم، نمی‌توانند در فرایند حکمرانی مشارکت کنند. بارها شاهد بودم که مردم بااستعداد و دغدغه‌مند، حتی توان و مهارت گفتگو ندارند و نمی‌توانند مطالبه به‌حق خود را پیگیری کنند. توانمندسازی مردم دقیقا برای رفع چنین نقصی مناسب است. در قدم اول تکریم مردم باعث می‌شود که اعتمادبه‌نفس و انگیزه کافی برای حضور در فرایند حکمرانی فراهم شود. سپس با ابزارهایی همچون نوآوری اجتماعی، تعاونی، مراکز رشد، آموزش مطالبه‌گری می‌توان زمینه را برای ایفای نقش آنها در عرصه حکمرانی فراهم کرد.

به این فهرست می‌توان موارد متعددی افزود که به حکمرانی مردمی کمک می‌کند. مهم این است که اراده برای حکمرانی مردم‌محور از سوی سیاست‌گذاران عالی‌رتبه کشور(رهبر و مسئولان قوای سه‌گانه) وجود دارد و دفاع از کشور نیز فرصتی بی‌نظیر برای تحقق و احیای حکمرانی مردم‌محور فراهم کرده است. اکنون که دوباره پای مردم به میدان باز شده باید آن را تثبیت کرد و برای پیشرفت کشور آن را بسیج کرد. نباید اجازه داد که منابع کشور، برای توسعه تکنوکرات‌محور تلف شود. بعد از سه دهه، خداوند به برکت خون رهبر شهید انقلاب و نیز مقاومت بی‌نظیر مردم، فرصتی فراهم کرده که بتوان نظام حکمرانی را به نفع مردم اصلاح کرد. روا نیست که این فرصت از دست برود.