روایت اول در کنش رسانه ای
نوشتاری از حجت الاسلام دکتر سیدکاظم سیدباقری عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
در نبردهای معاصر، روایت دیگر یک ابزار کمکی نیست؛ خودِ میدان جنگ است. میدان نبرد امروز، دو وجه دارد: یکی میدان فیزیکی با موشک و پهپاد و دیگری میدان ادراک و معنا. هرکسی روایت منسجمتر، سریعتر و باورپذیرتری داشته باشد، نیمی از جنگ را برده است. روایت منسجم یعنی بهرهگیری از قدرت هوشمند با ترکیب قدرت سخت و نرم، برای بازپسگیری زمینهای از دسترفته از دشمن.
اما دشمن چگونه از روایت استفاده میکند؟ راهبرد او چند رکن اصلی دارد:
نخست، بزرگنمایی پیروزیهای خود، حتی اگر در میدان جنگ کوچک باشند.
دوم، پنهانسازی آمار واقعی کشتهها، تعداد اصابت موشکها و نقاط ضعف خود.
سوم، سانسور یا تحریف پیروزیهای طرف مقابل مثلاً انهدام یک پایگاه مهم دشمن را آتشسوزی یا نقص فنی جا میزنند.
چهارم، نادیده گرفتن کامل نقاط قوت ایران؛ از توان موشکی و تنگه هرمز گرفته تا نفوذ منطقهای و پیشرفتهای هستهای صلحآمیز.
پنجم، معرفی ایران بهعنوان تهدید اصلی صلح و امنیت جهانی؛ از جمله القای مکرر این ادعا که «ایران در آستانه ساخت بمب هستهای است» ادعایی پوچ که هیچ نهاد بینالمللی آن را تأیید نکرده است.
رئیسجمهور آمریکا گاه و بیگاه با توییت، مصاحبه یا پیام رسمی، لحظهبهلحظه از مذاکرات و از میدان و از تنگه، روایت خود را میفرستد. او میداند در نبرد روایتها، هرکس اول ضربه را بزند، ذهن مخاطب را تصاحب میکند. تأخیر دو ساعته یعنی شکست در قاببندی اولیه.
اما سوگمندانه نقطه ضعف راهبردی ما همین جاست: مسئولان ما اغلب با تأخیر کنش و واکنش رسانهای نشان میدهند. گاهی ساعات، گاهی روزها بعد، یک بیانیه خشک و تکراری منتشر میشود. در دنیایی که خبر در چند ثانیه دور جهان میچرخد، این تأخیر، بهای سنگینی دارد: روایت اول از آنِ دشمن میشود و ما ناچار به دفاع میافتیم، نه هجوم.
راه حل چیست؟
بازپسگیری میدان روایت با ابزارهای علمی، دقیق، ریزبینانه و جزیینگر؛ یعنی داشتن کارگروه های واکنش سریع رسانهای به زبانهای مختلف (انگلیسی، عربی، عبری و فرانسوی).
انتشار مستندات تصویری و آماری با زمانبندی همزمان با تحولات میدان.
روایت ما باید باورپذیر باشد؛ نه اغراقآمیز، نه انفعالی و نه دیرهنگام.
میدان روایت را میشود بازپس گرفت، اما با سرعت، دقت و جزییات نه با حرفهای تکراری و تأخیر.











