یکی از عناصر اصلی «مطهری شدن»، پرهیز از تک‌بعدی‌نگری در تحصیل علوم حوزوی است

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: مسئله محوری در اندیشه شهید مطهری، «انسان‌شناسی» است؛ ایشان مفاهیمی چون آزادی و عدالت را بر مبنایی علمی و صنفی، و مبتنی بر انسان‌شناسی تبیین می‌کردند که خود بر هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی استوار بود.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی،‌ به نقل از خبرگزاری شفقنا شنبه دوازدهم اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ همزمان با سالگشت شهید علامه مرتضی مطهری(ره) آیین رونمایی از ترجمه عربی مجموعه چهل جلدی «چلچراغ حکمت» در تهران برگزار شد.

به نقل از خبرنگار شفقنا، حجت الاسلام و المسلمین خسروپناه در آیین رونمایی از ترجمه عربی مجموعه چهل جلدی «چلچراغ حکمت» که همزمان با چهل و هفتمین سالگشت شهادت آیت الله مرتضی مطهری در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، گفت: مطالبی که از آثار شهید مطهری برای ترجمه به زبان عربی انتخاب شد، عمدتاً ناظر به نیازهای جامعه، به‌ویژه جامعه جوان بود؛ مفاهیمی بنیادین و اجتماعی از قبیل انقلاب اسلامی، عدالت و آزادی که در این مقطع زمانی، مورد نیاز جهان عرب نیز هست.

وی افزود: این اثر ذی‌قیمت به زبان عربی ترجمه شده و امیدواریم با توفیق الهی، توضیح و تشریح شده و در اختیار جوانان عرب‌زبان قرار گیرد.

وی خاطرنشان ساخت: در مراحل بعد، ترجمه این آثار به زبان‌های دیگر نیز در دستور کار قرار دارد؛ چنان‌که پیش از این نیز ترجمه‌هایی هرچند محدود از آثار شهید مطهری در اندونزی، مالزی و سایر نقاط جهان صورت گرفته است.

وی گفت: از نزدیک شاهد بوده‌ایم که اندیشه‌های شهید مطهری تا چه اندازه بر متفکران عرب‌زبان در کشورهای عربی، آمریکایی و شرق آسیا تأثیرگذار بوده و محافل علمی، دانشگاهی و روشنفکری را تحت تأثیر قرار داده است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: در فرصت کوتاه باقی‌مانده، به یکی از پرسش‌های پرتکرار درباره شهید مطهری پاسخ می‌دهم؛ پرسشی از این دست که اگر شهید مطهری امروز در قید حیات بود، با چه مسائلی مواجه می‌شد و آیا اندیشه ایشان پس از گذشت چهار دهه از شهادت، هنوز کارساز و قادر به حل مسائل امروزی ماست؟

خسروپناه تأکید کرد: این پرسش از آن جهت حائز اهمیت است که برخی از اندیشه‌های شهید مطهری مربوط به نیم قرن، شش دهه یا حتی هفت دهه پیش است؛ از این رو، پاسخگویی به نیازهای فکری امروز با تکیه بر آن میراث، نیازمند واکاوی دقیق است.

وی گفت: پرسش مهم دیگر این است که آیا شهید مطهری پدیده‌ای استثنایی بود یا امکان شکل‌گیری شخصیت‌هایی همانند ایشان در حوزه‌ها و دانشگاه‌ها وجود دارد؟

وی افزود: اگر از نگاه پدیدارشناسانه و با تسامحی معقول به موضوع بنگریم و بر جامعیت و اثرگذاری شهید مطهری تمرکز کنیم، می‌توانیم به این نتیجه برسیم که تربیت شخصیت‌هایی همانند ایشان در حال و آینده نیز امکان‌پذیر است.

عضو هیأت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه خاطرنشان ساخت: برای تحقق این امر، باید مولفه‌های تشکیل‌دهنده شخصیت فکری شهید مطهری را شناسایی کنیم؛ چرا که تحقق این مولفه‌ها در افراد دیگر، می‌تواند کارکردهای فکری و اجتماعی مشابهی را به دنبال داشته باشد.

وی گفت: به نظر من، یکی از عناصر اصلی «مطهری شدن»، پرهیز از تک‌بعدی‌نگری در تحصیل علوم حوزوی است؛ بدین معنا که طلبه‌ای که قصد تحصیل حکمت، فلسفه، کلام یا عرفان دارد، به یک رشته بسنده نکند.

وی افزود: شهید مطهری نمونه بارز این جامعیت بود؛ ایشان هم کلام، هم فلسفه، هم عرفان و هم فقه را نزد اساتید برجسته فرا گرفت و در سنی حدود سی‌و‌دو سالگی، هم فقیه بود و هم فیلسوف؛ چنان‌که امام راحل نیز در پیامی، هر دو عنوان را برای ایشان به کار بردند.

وی تأکید کرد: شهید مطهری هم از «تفقه» بهره می‌برد و هم از «تفلسف»؛ مباحث ایشان صرفاً فقهی یا صرفاً فلسفی نبود، بلکه از جامعیتی برخوردار بود که حاصل سال‌ها شاگردی نزد اساتیدی چون امام بروجردی، علامه طباطبایی و دیگر بزرگان بود.

خسروپناه گفت: شهید مطهری تا پایان عمر، روحیه یادگیری و پژوهش را در خود حفظ کرده بود؛ چنان‌که هنگامی که علامه طباطبایی برای معالجه به تهران آمدند، شهید مطهری با وجود تسلط فلسفی، مجدداً مباحث حرکت و زمان را در محضر ایشان تلمذ کرد و تعلیقات ارزشمندی بر جلد چهارم «اصول فلسفه و روش رئالیسم» نگاشت.

عضو هیأت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه افزود: مولفه دوم برای «مطهری شدن»، دغدغه‌مندی نسبت به مسائل انضمامی جامعه است؛ البته نه هر نوع درگیری، بلکه درگیری‌ای هوشمندانه که حل مسائل عینی را با سلسله‌مراتبی از مباحث انتزاعی و نیمه‌انتزاعی پیوند می‌زند.

وی خاطرنشان ساخت: مسئله محوری در اندیشه شهید مطهری، «انسان‌شناسی» است؛ ایشان مفاهیمی چون آزادی و عدالت را بر مبنایی علمی و صنفی، و مبتنی بر انسان‌شناسی تبیین می‌کردند که خود بر هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی استوار بود.

وی گفت: به تعبیر ایشان، مباحث انتزاعی مانند وحدت وجود باید در خدمت حل مسائل انضمامی جامعه قرار گیرد؛ چنان‌که امروز نیز سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سایر چالش‌های کلان کشور، نیازمند چنین رویکردی است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: «مطهری شدن» به معنای پیوند زدن حل مسائل انضمامی از طریق مباحث نیمه‌انتزاعی و انتزاعی است؛ شهید مطهری فیلسوفی نبود که صرفاً به انتزاعیات بپردازد، بلکه همان‌گونه که امام راحل تأکید داشتند، فلسفه باید امتداد سیاسی و اجتماعی یابد.

وی تأکید کرد: امام راحل نیز در برخی مباحث، از مکتب فکری شهید مطهری بهره می‌بردند؛ از جمله در بحث آزادی که در خطبه‌های ایشان بازتاب یافته است؛ با وجود بیست سال اختلاف سنی، رابطه‌ای عمیق و علمی میان این دو بزرگوار برقرار بود.

خسروپناه گفت: ویژگی دیگری که در فرآیند «مطهری شدن» حائز اهمیت است و کمتر به آن پرداخته شده، نقش همسر وفادار، فاضله و حکیمه شهید مطهری، بانو حکیمه خواندن روحانی است؛ بانویی بزرگوار که برای شکوفایی اندیشه همسرش، ایثارهای فراوانی کرد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: خاطره‌ای شنیدنی از خانواده شهید مطهری نقل می‌کنم؛ روزی ایشان در حال استراحت بودند که ناگهان به اتاق کارشان رفتند و مشغول نوشتن شدند؛ وقتی علت را جویا شدند، فرمودند: «هم‌اکنون شبهه‌ای از سوی دانشجویان منتقل شد و باید به آن پاسخ دهم.»

وی خاطرنشان ساخت: این غیرت دینی و عرق علمی، از ویژگی‌های بارز شهید مطهری بود؛ ایشان اهل کاسب‌مسلکی و دنبال‌روی نام و نشان نبود، بلکه دغدغه‌ای عمیق برای خودسازی و خدمت به حقیقت داشت.

عضو هیأت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه گفت: شهید مطهری در عمر کوتاه پنجاه‌و‌نه ساله خود، از بهمن ۱۲۹۸ تا اردیبهشت ۱۳۵۸، برکات و آثار ارزشمندی از خود بر جای گذاشت که الهام‌بخش نسل‌های آینده است.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی افزود: اکنون وظیفه حوزه‌های علمیه، به‌ویژه حوزه علمیه تهران، این است که با الهام از مکتب شهید مطهری و با توجه به اقتضائات زمانه، زمینه تربیت شخصیت‌هایی جامع‌الاطراف و مسئله‌محور را فراهم آورد.

خسروپناه تأکید کرد: مکتب و مدرسه فکری شهید مطهری، با حفظ اصول و انعطاف در روش‌ها، توانایی پاسخگویی به بسیاری از پرسش‌های فکری و فرهنگی عصر حاضر را داراست.