از عقب نشینی تاکتیکی تا عقب نشینی غیرتاکتیکی

از عقب نشینی تاکتیکی تا عقب نشینی غیر تاکتیکی
نوشتاری از حجت الاسلام دکتر سعید داودی عضو هیأت علمی گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه؛

در ایامی که مذاکره و یا احتمال توافق با آمریکا مطرح شده است، حتی در میان اقشار انقلابی نیز پرسش‌هایی جدی شکل گرفته است که:
– آیا مذاکره با دشمنی که سابقه‌ پیمان‌شکنی دارد، معنا و توجیهی عقلانی دارد؟
– آیا نشستن بر سر میز مذاکره با قاتلان رهبر عظیم القدر کشور، فرماندهان نظامی، دانشمندان و حتی شهروندان بی‌دفاع به خصوص کودکان و زنان ما، نوعی عقب‌نشینی از مواضع به حق و مسلم ما محسوب نمی‌شود؟
– و اساساً آیا عدول از مواضع اعلام‌شده در چنین شرایطی درست است؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها، توجه به چند نکته ضروری است:
۱. پناه بردن به مذاکره از سر ترس و وحشت رویارویی با میدان نبرد و خوف از دست دادن جان، بدون هدفی عقلانی، نوعی خودزنی و خودکشی از ترس‌ است؛ زیرا دست‌یازیدن به گفت‌وگو در چنین وضعی، همانند تسلیم از بیم مرگ است. این امر به‌ویژه زمانی خطرناک‌تر می‌شود که طرف مقابل به پیمان‌شکنی‌های مکرر و فریب‌کاری‌های موذیانه شهره باشد.
۲. در شرایط نبرد برابر یا برتری عملیاتی، پذیرش مذاکره می‌تواند فرصتی برای دشمن فراهم آورد تا نیروهای خویش را بازسازی کرده و یا از معرکه بگریزد؛ در این شرایط نیز پذیرش مذاکره بی معناست.
۳. اما در نبرد نابرابر یا جنگ‌های نامتقارن، ورود به گفت‌وگو می‌تواند ابزاری تاکتیکی باشد؛ فرصتی برای تجدید قوای نیروهای خودی، تغییر راهبردها، گشودن جبهه‌های تازه، بهره‌گیری از حمایت کشورهای همسو و بسیج افکار عمومی.
این نوع مذاکره، اگر با هدف تأمین منافع و حقوق مردم صورت گیرد، نشانه‌ای از خرد سیاسی و آینده‌نگری راهبردی است.

قرآن کریم، ضمن آنکه فرار از معرکه و عقب‌نشینی در میدان نبرد را ممنوع شمرده و آن را مذمت کرده است، در دو مورد مشخص، این عمل را مجاز می‌داند. نخست، خداوند متعال در سوره انفال، آیه ۱۵ از عقب نشینی نهی کرده، می‌فرماید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبارَ؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که با انبوه کافران در میدان نبرد روبرو شوید، به آنها پشت نکنید.» در ادامه، همین سوره در آیه ۱۶ بیان می‌دارد: «وَ مَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَ مَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ؛ و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند – مگر در صورتی که هدفش کناره‌گیری از میدان برای حمله‌ مجدد و یا پیوستن به گروهی [از مجاهدان] بوده باشد – [چنین کسی]، گرفتار خشم پروردگار خواهد شد و جایگاه او جهنم است؛ و چه بد جایگاهی است.»
در این آیات، عقب‌نشینی و فرار از جنگ به شدت مورد مذمت و نکوهش قرار گرفته و به فراریان وعده عذاب داده شده است. با این حال، استثنائاتی ذکر شده است:
– «مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ» که به معنای کناره‌گیری از مرکز میدان نبرد به سمت اطراف و کناره‌هاست. منظور این است که جنگجویان ممکن است به عنوان یک تاکتیک جنگی، از برابر دشمن عقب‌نشینی کنند و به کناری بروند تا دشمن را به دنبال خود بکشانند و ناگهان با یک حمله‌ی غافل‌گیرانه ضربه سختی را بر پیکر او وارد سازند، و یا با روش جنگ و گریز، دشمن را خسته کنند. این نوع عقب‌نشینی، خود بخشی از استراتژی حمله محسوب می شود
– «مُتَحَيِّزاً إِلَىٰ فِئَةٍ»: شکل دوم عقب‌نشینی مجاز، زمانی است که یک رزمنده خود را در میدان تنها می‌یابد و برای پیوستن به گروه اصلی جنگجویان و افزایش توان رزمی، عقب‌نشینی می‌کند تا پس از تجمیع نیرو، حمله‌ خود را آغاز نماید.( تفسیر نمونه)
در نتیجه عقب‌نشینی، در صورتی که جنبه‌ی تاکتیکی و هدفمند داشته باشد، نه تنها ناروا نیست، بلکه می‌تواند کاملاً عقلانی و راهبردی باشد.
به بیان رهبری شهید «اگر چنانچه در مقابل دشمنی که مهاجم به شما است، عقب‌نشینیِ غیر تاکتیکی کردید، موجب خشم الاهی می‌شود؛ ولی گاهی اوقات عقب‌نشینی هم یک تاکتیک است» (۱۴۰۳/۰۴/۲۵).
این بیان، تمایز میان عقب‌نشینیِ صرفا ناشی از ترس مرگ (که مذموم است) و عقب‌نشینیِ تاکتیکی (که برای تغییر جبهه نبرد و ضربه کاری به دشمن است و مشروع است ) را روشن می‌سازد.
حال، آنچه امروز در خصوص مذاکره مطرح می‌شود، برای موافقت یا مخالفت با آن، باید در پرتو همین مفهوم و تفسیر رهبری انقلاب مورد سنجش قرار گیرد. آیا پذیرش مذاکره در شرایط کنونی، ناشی از ترس و شانه خالی کردن از بار مسئولیت است، یا آنکه نوعی تاکتیکِ حساب‌شده برای پیشبرد اهداف ملی محسوب می‌گردد؟ تشخیص مصداقی این امر، امروز بر عهده رهبری معظم انقلاب و حلقه‌ی مشاوران ایشان (شُعام) است که اگر از قسم دوم باشد، با آن موافقت می کنند.