هم افزایی میدان و دیپلماسی

هم افزایی میدان و دیپلماسی
نوشتاری از حجت الاسلام سیدکاظم سیدباقری عضو هیات علمی گروه سیاست پژوهشگاه؛

در عرصه سیاست خارجی، جنگ همواره دو جبهه موازی دارد: جبهه میدان و جبهه دیپلماسی. این دو نه در تقابل با یکدیگر که در هم افزایی، تکامل و پشتیبانی متقابل تعریف می شوند. هر یک از این عرصه ها منطق کنش، ابزارها و وظایف خاص خود را می طلبد، درهم آمیختن آنها یا تقلیل یکی به دیگری، به بهای کاهش کارآمدی کل نظام دفاعی و امنیتی کشور تمام می شود.

دیپلمات ها در تراز ملی، وظیفه دارند از مجرای حضور مستمر در مجامع بین المللی، حقوق ملت ایران را در چارچوب زبان حقوق بین الملل، هنجارهای هر چند ضربه خورده روابط بین الملل و دیپلماسی عمومی پیگیری کنند. این مسیر، نیازمند تخصص در گفتگو، تعامل نهادی با بازیگران جهانی و مهمتر از همه، مهارت در خنثی‌سازی تلاش های دشمن برای شکل‌دهی اجماع علیه ایران است. در این فضا، تکرار صرفِ روایت های میدان توسط دیپلمات ارشد کشور، نه تنها کمکی به پیشبرد اهداف دیپلماتیک نمی‌کند، بلکه ظرفیت نمایش قدرت در نهادهای بین‌المللی را محدود می‌سازد.

تجربه تاریخی دفاع مقدس هشت ساله، گویای این واقعیت است که غیبت یا انفعال ایران در عرصه دیپلماسی، هزینه‌ های بسیاری برای نظام سیاسی می تراشد، در آن برهه، عراقِ مهاجم با حضور فعال در مجامع بین‌المللی، توانست روایت خود را جایگزین واقعیت حقوقی جنگ کند و ایرانِ مدافع و مظلوم را در موقعیت محکومیت بین‌المللی قرار دهد. این درس همچنان معتبر است: نمی‌توان و نباید عرصه دیپلماسی را خلوت گذاشت، زیرا خلأ

حضور، به سرعت با روایت دشمن پر می‌شود. باید با راهبرد دیپلماسی رفت و برگشتی (Shuttle Diplomacy) و فعالانه جلوی یکه تازی دشمنان و رقبا در عرصه های بین المللی را گرفت.

بنابراین، کارگزاران سیاست خارجی، ضمن پشتیبانی همه‌جانبه از عرصه میدان، باید از بازتولید صرف واژگان و گفتمان نظامیان پرهیز کرده و بر دیپلماسی فعال، گسترش تعاملات بین‌المللی و جلوگیری از اجماع‌سازی علیه ایران تمرکز کنند. این رویکرد نه به معنای نادیده گرفتن مؤلفه‌های قدرت ملی، بلکه تکمیل‌کننده زنجیره بازدارندگی با ابزارهای نرم و حقوقی است. تقسیم کار هوشمندانه میان میدان و دیپلماسی، شرط بقا و اثربخشی در نظام پیچیده بین‌المللی امروز است.