مردان بزم و مردان رزم
نوشتاری از حجت الاسلام دکتر سعید داوودی عضو هیأت علمی گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه؛
عدهای از مردم تنها «مردان بزم»اند و در بزمهای آرامش و آسودگیِ روزگار امنیت، قلم میزنند؛ تحلیل میکنند، شعر میسرایند، شعار میدهند و از مبارزه با ستمگران و نابودی شرک و کفر سخن میرانند. اما به محض دمیده شدن شیپور جنگ و برافروخته شدن آتشِ و دود، به گوشهای میخزند و مدام از صلح، کوتاه آمدن، عقبنشینی و حفظ انرژی برای «روز مبادا» دَم میزنند.
تمام روایات تقیه در برابر چشمانشان رژه میرود و انتقام از دشمن را به فرصت مناسب و شاید به «عصر ظهور» حواله میدهند:
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
و البته این قومی که همه چیز را حواله به تقدیر و روزگار بعد از ظهور میکنند، اگر در این میان پیروزی نصیب جبهه حق شود، ناگهان سر و کلهشان پیدا میشود؛ در جشن پیروزی، بیش از همه شادی میکنند، جلوی دوربینها خودنمایی میکنند، نذری میخورند و شربت و شیرینی پخش میکنند.
در سوی دیگر، قومی مجاهد قرار دارند که همچون کوههای سر به فلک کشیده، قوی، استوار و پولادیناند؛ مردمان مؤمنی که تمام عمرشان را به جِد در پیکار و نبرد، در تکاپو و مبارزه بیامان با دشمنان خدا سپری میکنند. مردانی پرهیزکار که «مردان رزم»اند و جز رضای خدا را نمیطلبند.
بالشِ نرم آسودگی را به کناری نهادند؛ خواب و خوراکشان اندک است و بهرهشان از دنیا، جز به مقدار ضرورت، چیزی نیست. به گاه نبرد، در قلب میداناند و در روز پیروزی، از خودنمایی گریزان. آنان تا زمان مرگ که غالباً به شهادت ختم میشود، همچنان خود را بدهکار خداوند میدانند و از کموکاستیهای خویش، از درگاه الاهی پوزش میطلبند.
نشستن در کنج امن و آسایش برای آنان بلاست و در پی دردها و رنجهای مظلومان روانهاند و هرگز به دنبال مرهمی برای خود نیستند؛ چرا که:
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست ره روی باید جهان سوزی نه خامی بیغمی
آنان میدانند که اهل کام و ناز را در کوی رندی و مجاهدت راه نیست؛ و آگاهند که کسی که میخواهد در مسیر عشق و راه حق قدم بردارد، باید چنان درگیر سوختن در آگاهی و شناخت حق و دلسوزی برای خلق باشد که جهان را در خود بسوزاند و از تمام تعلقات دنیایی بگذرد، نه اینکه خام و بیخبر باشد و غم و دردی نداشته باشد.
رهرویِ این راه، نیازمند سوختن در آگاهی و دلسوزی است و عشق و دلدادگی به آستان دوست . طوبی لهم و حسن مآب











