راهبرد رسانه در جنگ؛ از میدان نبرد تا میدان ادراک

راهبرد رسانه در جنگ؛ از میدان نبرد تا میدان ادراک

نوشتاری از حجت الاسلام سیدکاظم سیدباقری عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

 در جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، مسئلۀ اصلی در کنش رسانه‌ای، چگونگی شکل‌دهی و مدیریت میدان ادراک است؛ میدانی که در آن، روایت‌ها، برداشت‌ها و ذهنیت عمومی به‌اندازۀ واقعیت‌های نظامی تعیین‌کننده‌اند.

 در چنین شرایطی، فقدان روایت منسجم، گسترش حواشی و تشدید اختلافات داخلی می‌تواند انسجام ملی را تضعیف و زمینۀ اثرگذاری جنگ روانی دشمن را تقویت کند، در حالی که مدیریت هوشمند روایت، عامل کلیدی در حفظ پایداری و برتری ادراکی است. در این باره چند نکته مهم و اساسی که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:‌

تعریف مأموریت رسانه‌ای:

در جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران، مأموریت اصلی رسانه‌ها تولید و تثبیت روایت معتبر از واقعیت میدان است؛ روایتی که بتواند ایستادگی، کارآمدی و دستاوردهای جبهۀ ایران و مقاومت را به‌صورت مستند، اقناعی و منسجم بازنمایی کند.

اولویت‌بندی محتوایی:

تمرکز بر داده‌های دقیق میدانی، تحلیل پیامدهای راهبردی و تبیین واقعی رفتار دشمن، برای ارتقای فهم عمومی و جلوگیری از شکل‌گیری ادراکات تحریف‌شده ضروری است.

پرهیز از اغتشاش گفتمانی:

پرداختن به حواشی، اخبار غیرمعتبر، شایعات یا درگیریهای حزبی، موجب انحراف از دستور کار اصلی و تضعیف انسجام ادراکی جامعه در شرایط جنگی می‌شود.

نهادینه‌سازی گفت‌وگوی درون‌گفتمانی:

در درون نیروهای گفتمان انقلاب اسلامی، گفت‌وگو، تضارب آراء و نقد روشمند باید تقویت شود؛ چراکه این فرآیند، به پالایش تصمیم‌ها، افزایش عقلانیت جمعی و تأمین منافع ملی در شرایط پیچیده جنگی کمک می‌کند.

مدیریت اختلاف‌نظرها:

در رویارویی با دیدگاه‌های ناصواب، نقد محدود و عبور راهبردی باید مورد توجه قرار گیرد تا از تبدیل اختلافات به منازعات فرسایشی در فضای عمومی جلوگیری شود، این امر کاملا برخلاف موضع گیری تریبون دارهایی است که به سادگی دیگران را تهدید می کنند.

تقویت انسجام ملی:

رسانه باید با بازتولید سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، همبستگی و همدلی میان اقشار مختلف را تقویت کند؛ این امر از ارکان اصلی پایداری در بحران است. رسانه ملی باید نشان از همه افکار و اندیشه ها را در خود داشته باشد.

درک راهبرد دشمن:

این جنگ، علاوه بر بُعد نظامی، دارای بُعد ادراکی و روانی است؛ دشمن می‌کوشد با ایجاد شکاف اجتماعی و تضعیف روحیه عمومی، بر میدان اثر بگذارد.

هدایت افکار عمومی:

انتخاب درون مایه های وحدت‌آفرین، امیدبخش و استوار بر واقعیت‌های موفقیت‌آمیز، جهت‌گیری افکار عمومی را به سمت مقاومت و اعتماد سوق می‌دهد.

نقش تعیین‌کنندۀ روایت:

در این منازعه، روایت، بخشی از میدان نبرد است؛ هرچه روایت منسجم‌تر و دقیق‌تر باشد، برتری در «میدان ادراک» نیز تقویت می‌شود.

 افزایش تاب‌آوری اجتماعی:

بازنمایی هوشمندانه از ایستادگی میلیونی مردم در خیابان و نیروهای مسلح در میدان و تصویرسازی دقیق علمی و هنری از دستاوردها، به تقویت تاب‌آوری روانی جامعه کمک می‌کند.

برجسته‌سازی بحران روایت دشمن:

آشفتگی در مواضع ترامپ و تناقض‌گویی‌ها و دروغ پردازیهای مکرر، نشانگر اختلال در انسجام روایی دشمن است؛ آدم پیروز، دشنام نمی دهد، آشفته نمی نویسد و اعصاب فروپاشیده ندارد، این وضعیت، بیانگر ناتوانی در اقناع افکار عمومی و شکست نسبی روایت جنگی آمریکا در سطح ادراکی است، به گونه ای است که میان متحدان و مردم آمریکا نیز منتقدان جدی یافته است.

مدیریت روایتها:

کنش رسانه‌ای مؤثر در دوران جنگ، مستلزم ترکیب سه عنصر کلیدی است: روایت‌سازی دقیق و مستند، مدیریت هوشمند اختلافات و تقویت انسجام ملی از طریق گفت‌وگوی درونی؛ اموری که رسانه را به یکی از ارکان تعیین‌کنندۀ امنیت و برتری ادراکی تبدیل می‌کند، این امر با شناسایی رقبا و حتی مخالفان دیدگاه رایج، ساخته می شود.