از گتو تا وال‌استریت؛ اندر حکایت اختلاف و ائتلاف یهودیان و مسیحیان و پاتکی در جنگ شناختی

از گتو تا وال‌استریت؛ اندر حکایت اختلاف و ائتلاف یهودیان و مسیحیان و پاتکی در جنگ شناختی

نوشتاری از حجت الاسلام محمد تاجیک عضو هیأت علمی گروه اخلاق اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

در فصل بهار، یهودیان عید پسح را برای یادبود رهایی بنی‌اسرائیل از فرعون در پانزدهمِ ماهِ نیسان بر اساسِ تقویم عبری، جشن می‌گیرند؛ در همین ایام، بنا بر روایت‌های مسیحی، عیسی مصلوب شد و چند روز بعد رستاخیز او رخ داد و مسیحیان آن را به نام عید ایستر جشن برپامی‌کردند.

به علت تقارن زمانی این دو واقعه، هر دو جشن به هم نزدیک و گاه همزمان با تقویم یهودی تعیین می‌شد؛ اما در سال ۳۲۵ میلادی، شورای نیقیه به پشتیبانی امپراتوری روم تصمیم گرفت تاریخ ایستر از تقویم یهودی جدا شود و بر اساس محاسبه‌ای مستقل تعیین گردد.

 یکی از علت‌های مهم این تصمیم، فاصله گرفتن از جامعه یهودی بود که در آن زمان در امپراتوری روم بارها دچار شورش و تنش سیاسی شده بود. رهبران کلیسا و دولت روم می‌خواستند مسیحیت هویتی مستقل پیدا کند و دیگر وابسته به تقویم و سنت‌های یهودی نباشد. از آن پس ایستر به عنوان نخستین یکشنبه پس از ماه کامل بهاری تعیین شد.

آغاز این اختلاف ریشه در رفتارهای یهودیان دارد. بر اساس روایت‌های عهد جدید، عیسی ابتدا توسط برخی از رهبران یهودی در اورشلیم بازداشت و در شورای دینی یهود معروف به سنهدرین بازجویی شد و به اتهام کفرگویی محکوم گردید. چون اجرای حکم اعدام در اختیار حکومت روم بود، او را به پونتیوس پیلاطس، حاکم رومی، تحویل دادند و در نهایت با دسیسه علمای یهود و به دستور حکومت روم به صلیب کشیده شد.

یهودیان در انتظار منجی یا ماشیه بودند ولی حضرت عیسی را ماشیه دروغین (False Messiah) می‌خواندند. مسیحیان را اهل بدعت دانسته و حتی برخی از یهودیان ارتدکس تا امروز برای نشان دادن تنفرشان از مسیحیان به روی آنها آب دهان پرتاب می‌کنند.

استفان اولین شهید مسیحیت در سال ۳۴ میلادی است. او یکی از نخستین پیروان مسیح بود که در اورشلیم موعظه می‌کرد و عیسی را مسیح موعود می‌دانست. بنابرنقل کتاب اعمال رسولان در عهد جدید، رهبران یهودی او را به کفرگویی متهم و او را سنگسار کردند.

 سال‌های متمادی یهودیان به طور فعال مسیحیان را تعقیب و شکنجه می‌کردند. پولس رسول که بعدها تبدیل به یکی از رسولان معروف مسیحی شد، در ابتدا یکی از شکنجه‌گران یهودی بوده که در داستانی عجیب و مشکوک دین خود را به مسیحیت تغییر می‌دهد.

تعقیب و شکنجه مسیحیان تا سال ۳۱۳ میلادی که کنستانتین مسیحیت را دینی قانونی در امپراطوری روم معرفی کرد، ادامه داشت. ‌با قدرتمند شدن مسیحیت ‌‌‌کم‌کم ورق برگشت.

 در آغاز جنگ‌های صلیبی، گروهی از صلیبیان در شهرهای راین مانند ماینتس و کلن برخی یهودیان را کشتند. تا قرن نوزدهم در اروپا در بسیاری از کشورها یهودیان با محدودیت‌های شدید روبه‌رو بودند؛ در برخی مناطق اجازة کامل مالکیت زمین، عضویت در صنوف و اشتغال در بسیاری از مشاغل را نداشتند و گاه مجبور بودند در محله‌های جداگانه زندگی کنند.

امروز در انگلیسی به محله‌های شهریِ فقیر یا جداافتاده که یک گروه قومی یا اجتماعی خاص در آن متمرکز است ghetto گفته می‌شود؛ اما این لفظ یک تاریخچه دینی دارد. پاپ پل چهارم در سال ۱۵۵۵ میلادی فرمانی پاپی صادر کرد که بر اساس آن مقرر شد، یهودیان در سرزمین‌های تحت حکومت پاپ، فقط در محله‌های جداگانة بسته یا گتوها زندگی کنند و شب‌ها دروازه‌های این محله‌ها بسته می‌شد.

آن منطقه قبلاً محل ریخته‌گری فلز بود و واژة ونیزی “ghèto” به معنی کوره یا ریخته‌گری به آن مکان‌ها اطلاق می‌شد. کم‌کم این واژه در اروپا برای محله‌های بسته و اسکانِ اجباری یهودیان به کار رفت؛ این لفظ و بار معنایی منفیِ آن از دوران سیاه یهودیان با تخلیه بار مذهبیِ معنا، در ادبیات انگلیسی باقی مانده و استفاده می‌شود.

با این سابقه نزاعِ خونینِ دیرین، به تدریج این دشمنی‌ها کم‌رنگ شد. از قرن ۱۸ و ۱۹ با انقلاب فرانسه و اصلاحات در اروپا، بسیاری از محدودیت‌های قانونی علیه یهودیان برداشته شد و آنان به شهروندان برابر تبدیل شدند.

 این روند فضای تعامل اجتماعی و سیاسی عادی‌تری میان یهودیان و مسیحیان ایجاد کرد. پس از جنگ جهانی دوم و ماجرای اغراق‌شده و آمیخته با دروغ هولوکاست، بسیاری از کلیساها نگاه سنتیِ سرزنش یهودیان برای مرگ عیسی را کنار گذاشتند.

نمونة مهم آن سندی از شورای واتیکان دوم بود که تأکید کرد نباید همة یهودیان را مسئول مرگ عیسی دانست. تشکیل دولت جعلی اسرائیل و حمایت‌های مسیحیان اوانجلیست که باورهای الهیاتی درباره بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس دارند، از دیگر عواملی است که اختلاف یهودیان و مسیحیان را به سوی ائتلاف سوق داد. هم‌اکنون نفوذ یهودیان در وال‌استریت و بازارهای مالی آمریکا و اروپا، آنها را به گروهی غیرقابل چشم‌پوشی تبدیل کرده و در نتیجه نزاع‌های الهیاتی را به فراموش‌خانه تاریخ سپرده است.

به نظر می‌رسد در جنگ شناختی و در زمانه‌ای که ایده جنگ برای اسرائیل، حداقل در بخشی از جامعه مسیحی آمریکا قوت گرفته و نارضایتی‌هایی را برانگیخته است، زمان مناسبی برای فعال‌سازی گسل‌های الهیاتی عمیق و دیرین میان یهودیان و مسیحیان است.

در جنگ شناختی که به دلیل قدرت رسانه‌ای غرب، دست برتر همیشه با آنها بوده است، شناسایی‌ آتش‌های زیر خاکستر در روابط هم‌پیمانان به ویژه در رابطه میان آمریکای مسیحی و اسرائیل یهودی، و دمیدن در آن، شاید بتواند یک راهبرد مؤثر در جنگ شناختی باشد.

در این جدال تنها بازگویی و تأکید بر برخی از حقایق تاریخی و الهیاتی و اطمینان از رسیدن آن به جامعه هدف، کافی است. گام اول این طرح با نوشتن شعارهایی بر روی موشک‌ها عملیاتی شد. شعاری که به درج آن به زبان انگلیسی نشان می‌داد مخاطب خاصی دارد «حتی برای انتقام رنج‌های مسیح».

اللَّهُمَّ شَتِّتْ شَمْلَهُمْ وَ فَرِّقْ جَمْعَهُمْ وَ قَلِّبْ تَدْبِيرَهُمْ وَ بَدِّلْ أَحْوَالَهُم