از طوفانهای سال ۶۰ تا نبردِ رمضان؛ چرا اینبار فتح نزدیکتر است؟
نوشتاری از دکتر حسینعلی بای عضو هیات علمی گروه فقه و حقوق اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
امروز دغدغهی آیندهی ایران، خاطرِ بسیاری از هموطنان از حامیان نظام تا منتقدانِ وفادار به میهن را مکدر کرده است. ریشهی این نگرانی، همزمانی چهار تهدید هست:
۱) تهاجمِ متجاوزانهی آمریکا و اسراییل ذاتا جنایتکار
۲) تحرکاتِ تجزیهطلبان
۳) عملیاتهایِ تروریستی و نفوذِ جاسوسان
۴) نارضایتیهایِ برخاسته از معیشت و اقتصاد.
برای عبور از غبارِ این نگرانیها، کافی است به آیینهی تاریخ و روزهایِ شعلهورِ خرداد و تیر ۱۳۶۰ بنگریم؛ مقایسهای که نشان میدهد پیروزیِ نهایی، امروز از هر زمان دیگری به ما نزدیکتر است.
روایتِ دیروز: ایرانِ در آستانهیِ فروپاشی (خرداد و تیر ۱۳۶۰)
در آن ایام، ایران درگیرِ جنگی تمامعیار بود؛ در حالی که قوای نظامی سازماندهیِ بسامانی نداشتند و فقدان تجهیزات با خیانتِ فرماندهی چون بنیصدرکه خود عامل تضعیف جبههها بود دوچندان میگشت.
در ۳۰ خرداد ۶۰، منافقین رسماً وارد فاز مسلحانه شدند و با بمبگذاری و ترورِ بیرحمانهی مردم و نظامیان در کوچه و بازار، امنیتِ ملی را به مسلخ بردند.
در کمتر از یکماه، ارکانِ انقلاب هدفِ سنگینترین ضربات قرار گرفتند؛ از سوءقصد به رهبر شهید در ۶ تیر تا شهادت ۷۲ تن از دولتمردان در ۷ تیر؛ فجایعی که هر یک بهتنهایی برای فروپاشیِ یک نظام کافی بود.
در رأسِ حاکمیت، تشتت و اختلاف بیداد میکرد. کشور در پیِ عزل و برکناری بنیصدر، بیش از یکماه بدون رئیسجمهور و تنها توسط نخستوزیر اداره میشد.
تجزیهطلبان (کومله و دموکرات) نیز با اعلام استقلال، جنگی داخلی را در مرزها آغاز کرده و با تصرف شهرها و ناامن کردن جادهها، راه را بر مردم بستند.
از نظر معیشتی نیز، سفرهی مردم در حصارِ کمبودها بود؛ کالاها نایاب، نظامِ توزیعِ کالابرگی (کوپنی) حاکم و حتی سوخترسانی با اخلالِ جدی مواجه بود که در کنارِ جنگ و ترور، رفاهِ عمومی را به کمترین سطحِ ممکن رسانده بود.
روایتِ امروز: ایرانِ در اوجِ اقتدار و انسجام
امروز قوای مسلح زیر پرچمِ فرماندهیِ انقلابی، با تجهیزاتی پیشرفته و بومی، در کمالِ وحدت و ایمان در صفِ اولِ پیکارند.
حضورِ هوشیارانهی مردم در میدان، مجالِ عرضآندام را از منافقین، عواملِ موساد و فریبخوردگان سلب کرده است.
فتنهی تجزیهطلبان اینبار پیش از جوانه زدن، با ضرباتِ سهمگین در نطفه خفه شده و زیرساختهایِ چندینسالهشان بهیکباره فرو ریخته است.
علیرغمِ اندوه جانکاهِ شهادتِ رهبر شهید، مسئولان با وحدتنظری بیسابقه در کنار مردم ایستادهاند و هیچ خللی در ارادهی نظام پدید نیامده است.
کادرسازیِ عمیق باعث شده تا با شهادتِ هر فرمانده، سرداری مقتدرتر پرچمِ مبارزه را بهدست گیرد و راهِ همرزمانِ شهید را با صلابت ادامه دهد.
علیرغمِ فشارهایِ اقتصادی و تحریمهایِ ظالمانه، زیرساختهایِ کشور در اوجِ پایداری است و توانِ تولیدِ داخلی و وفورِ کالاها، در کنارِ شبکهیِ گستردهیِ خدمات، ایران را به سطحی از تابآوری رسانده که هجمههایِ امروز در برابرِ مضیقههایِ جانکاهِ سال ۶۰، نشانی از بُنبست ندارند.
ما پیروزِ این کارزاریم، اما به همان دو شرطی که کشتیِ انقلاب را از طوفانِ سهمگینِ سال ۶۰ به ساحلِ امنیت رساند:
اول: ایمان به وعدهی الهی مادامی که بر نصرتِ پروردگار توکل کنیم، از دشمنی که پشتِ سلاحهایِ پیشرفتهاش، لبریز از وحشت است، هراسی نخواهیم داشت؛ که فرمود: «و در جهاد سستی نکنید و اندوهگین مشوید که اگر مؤمن باشید، برتری با شماست.» (آلعمران/۱۳۹)
دوم: وحدت و پرهیز از تفرقه
رمزِ بقایِ ما، دوری از نزاعهایِ سیاسی در این پیچِ تاریخی است؛ چنانکه قرآن هشدار میدهد: «با هم نزاع نکنید که سست میشوید و شکوهتان از میان میرود؛ صبوری کنید که خداوند با صابران است.» (انفال/۴۶)











