یکرنگ در دو فصل؛ از کنجِ زندان تا مسندِ قدرت، روایتی از زندگی رهبر شهید

یکرنگ در دو فصل؛ از کنجِ زندان تا مسندِ قدرت، روایتی از زندگی رهبر شهید

نوشتاری از حجت الاسلام محمد تاجیک عضو هیئت علمی گروه اخلاق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

فاصله میان یک دانشجوی آرام و مودب با یک شکنجه‌گر سادیستی چقدر است؟ شاید باورتان نشود، اما این فاصله گاهی تنها در یک صندلی ریاست یا یک لباس فرم جدید خلاصه می‌شود. قدرت، اکسیر عجیبی است که می‌تواند قطب‌نمای اخلاقی سالم‌ترین انسان‌ها را از کار بیندازد.

در سال ۱۹۷۱ میلادی و در بحبوحه درگیری‌های فزاینده در زندان‌های نظامی، دفتر پژوهش‌های نیروی دریایی آمریکا به منظور درک بهتر ریشه‌های روان‌شناختیِ تعارض و درگیری میان نگهبانان و زندانیان، سفارش پژوهشی برای ریشه‌یابی این معضل را به تیمی به سرپرستی دکتر فیلیپ زیمباردو داد.

برای اجرای آزمایش، زیرزمین دانشگاه استنفورد به یک زندان شبیه‌سازی‌شده تبدیل شد. ۲۴ دانشجوی مرد که از نظر روانی کاملاً سالم ارزیابی شده بودند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو نقش «زندانبان» و «زندانی» قرار گرفتند تا رفتار آن‌ها در این نقش‌های جدید مشاهده و ارزیابی شود.

خروجی کار تکان‌دهنده بود؛ زندانبانان به سرعت رفتارهایی به شدت ظالمانه و سادیستی پیدا کردند و زندانی‌ها دچار استرس شدید و درهم‌شکستگی روانی شدند. وخامت اوضاع به حدی رسید که آزمایشِ ۱۴ روزه، تنها پس از ۶ روز متوقف شد.

مهم‌ترین نتیجه این مطالعه آن بود که موقعیت‌های محیطی و نقش‌های اجتماعی می‌توانند به شدت بر رفتار انسان تأثیر بگذارند و حتی افراد سالم را به انجام رفتارهای بی‌رحمانه وادار سازند. مقام و قدرت جایگاهی دارند که می‌توانند بر ویژگی‌های شخصیتی چیره شوند و اخلاق فرد را تغییر دهند.

در روایتی امیرالمومنین سلام الله علیه این مضمون را به بیانی زیبا تبیین می‌کنند «چون دوستت به منصب و مقامی دست یافت و او را تنها بر یک‌دهم از رفاقتِ پیشینِ خود یافتی، وی را یارِ بدی مپندار»

عبدالملک مروان که پیش از رسیدن به خلافت، همنشین فقیهان و مأنوس با قرآن بود و او را کبوترِ مسجد می‌نامیدند، به محض رسیدن به کرسیِ خلافت، کتاب خدا را برهم نهاد و گفت: “هذا فِراقُ بَيْني‏ وَ بَيْنِك‏” و کرد آنچه کرد و سرآمد جنایت‌کاران زمانه‌ی خود شد.

اینها همه تأییدات روایی و تاریخی بر آزمایش زندان استنفورد است؛ اما در همیشه بر یک پاشنه نمی‌چرخد. رهبر شهید ما سازی مخالف در سمفونی فیلیپ زیمباردو کوک کرد و استثناء این قاعده شد.

به گواه خیلِ عظیم شاهدانی که او را پیش از انقلاب در انزوای تبعید، کنج زندان و بر فراز منبر دیده بودند، منش و خویِ او حتی آن‌گاه که پس از انقلاب در ردای ریاست جمهوری و مقام ولایت جای گرفت، سرِ مویی دگرگون نشد و همواره بر عهد یکرنگی باقی ماند.

او نه از نمد ریاست برای خود کلاهی فراهم ساخت و نه از امکانات مادی که در اختیار داشت برای خود و اطرافیانش برج و بارو بنا کرد. او در خانه‌ای محقر و بدون درآمد بابت مسئولیتی که داشت در میان ما روزگار گذراند. امیربیان علیه السلام در وصف برادرانی چون او گفت «حقارت دنیا در چشمش، وی را در چشم من بزرگ کرده بود». او حجتی بر تمام مسئولین در دنیا و آخرت خواهد بود. وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا