حب الوطن

حب الوطن

نوشتاری از حجت الاسلام دکتر امیر آقاجانلو عضو هیئت علمی گروه فلسفه پژوهشگاه؛

  • حدیث معروفی است که دوستداری وطن از ایمان است. ماجرای نسبت ایرانی با وطن داستان غریبی است. کمتر کشوری را می توان در دنیا سراغ گرفت که به اندازه ما از هویت ملی خودش پرسش کرده باشد. سال ها است که از خود می پرسیم ایران و ایرانیت چیست؟ سال ها است که از امر ایرانی، سیاست ایرانی وفلسفه ایرانی و….. می گوییم. دلیل این پرسش ها چیست؟ گویا رابطه جدیدی در حال ایجاد شدن است و ما هنوز آن را به خوبی درنیافته ایم. چرا وطن تا این حد برای ما غریب و محل پرسش است؟ سخن گفتن ازایران یعنی نشستن پای روایتی به گستره تاریخ، کشوری کهن با حزن و اندوهی تاریخی که مهم ترین داستانش روایت جنگ ها و سلطه هایی است که بر او تحمیل شده است. کشوری کهن و تنها با دوستانی اندک. ماجرایی که امروز به یک نقطه کانونی و تعیین کننده رسیده.

با ایران به یاد زرتشت، هجوم اسکندرمقدونی، سلمان فارسی، حب اهل بیت(ع)، یعقوب لیث صفاری، چنگیزخان مغول، قتل عام نیشابور، شاه اسماعیل صفوی، کشتار محمود افغان،کریم خان زند، عهدنامه گلستان و ترکمنچای، جنگ چالدران، شکست پیاپی از روس ها، اشغال ایران توسط روس وانگلیس، انقلاب ۵۷، کربلای ۴ ،مرصاد و بی شمار واقعه بزرگ تاریخی می افتیم که برخی نوید بخش است و بعضی خون به دلمان می کند.

  • امروز ایران شکل دیگری به خود گرفته است. تا دیروز اگر از دین و نژاد و زبان مشترک می گفتیم اما امروز همه حول مفهوم وطن جمع شده ایم. وطن ملاک انسانیت و مرز شرافت و بی شرفی است. این روزها دیدیم چه بسیار علما و هم وطنان اهل سنت و ترک و عرب و بلوچ که عزادار رهبر شهیدمان و پا در رکاب محافظت از کشور بودند و چه تعداد فارس زبانان وطن فروش که بر بدن های تکه تکه شده شهدای مدرسه میناب، پای کوبی و رقص خون کردند. امروز ملاک شرافت ایستادن پای وطن است حتی آنها که گلایه هایی هم داشته اند یا بسیاری از مردم که کاری با سیاست ندارند امروز ضرورت ایستادگی در مقابل اجنبی را می فهمند.
  • اگر تا دیروز تاریخ میان حاکمان و مردم فاصله ای عمیق وجود داشت امروز اینگونه نیست. فرمانده، پیامی را منتشر کرد، «میدان با ما خیابان با شما» کوتاه و گویا و نوید بخش. وقتی می گوید میدان با ما، یعنی سرباز عزیز ما جانش را کف دست گذاشته تا بیگانه نگاه ناروا به این مرز و بوم نکند. یعنی ما جلوی بزرگ ترین ارتش ظاهری دنیا حتی یک قدم کوتاه نمی آییم. میدان یعنی شهدای پرپر شده پای لانچرها، دسته گل های شهید پای پدافند و گل های خونین یگان دریایی . میدان یعنی خون و فرمانده می گوید ما با خون میدان را نگه می داریم، خیابان با شما. کاش فرمانده ببیند که این زنان و مردان قطعا در محافظت از خیابان کم نخواهند گذاشت. از شیرزنان هم وطنم چه گویم که بی مبالغه این شبها خیابان در دستان مقتدر ایشان است. عاشقانه و عفیفانه زیر بمباران اجانب، پای کشور ایستاده اند. جوانان و دهه هشتادی هایی که پرچم به دوش شعار حیدرحیدر می دهند، که حرامیان بدانند غیرت و حمیت نه فقط خصلت مردان ایرانی است که صد البته مردان آن را از دامن تربیت بانوان این خاک آموخته اند.
  • هموطن هم سرنوشت! جرم ما امروز فقط بودنمان است شاید زمانی نمی فهمیدیم که در جنگل «نظم نوین جهانی»، استقلال و عزت جرمی نابخشودنی است اما امروز با همه وجود آن را درک می کنیم. ما نه ظالم بودیم نه متجاوز فقط نمی خواستیم توسری خور و ذلیل باشیم برای همین به ما حمله می کنند. اما چطور می شود جوانانی که خون آرش و رستم و علی در رگ هایشان وجود دارد را سرشکسته کرد؟ چطور می شود جوان ایرانی که حاج قاسم را دیده دوباره تن به بردگی دهد؟ چهره دلقک مو زرد را این روزها ببینید، چهره ای تکیده و مستاصل که دیگر آن لودگی ها را نشان نمی دهد. روشن است که سیلی پارسی ها و محبان علی حالش را جا آورده و به زودی مستی فرعونیت هم از سرش خواهد افتاد. ما دوباره به تاریخ درس عزت و شرافت می دهیم و دوباره عظمت ایران را فریاد خواهیم زد حتی اگر سرها از بدن هامان جدا شده باشد. ایران جان ما این میهن پاک ایستاده خواهد ماند حتی به قیمت جان های ما!