بازدارندگی پایدار
نوشتاری از دکتر احمد شاکری عضو هیأت علمی گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
به میزانی که از زمان تهاجم دد منشانه امریکا و اسراییل به ایران اسلامی می گذرد. این سوال به صورت جدی تری مطرح می شود: «جنگ تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟»
پاسخ به این سوال به درک ابعاد ان وابسته است.
این پرسشی است که اذهان مختلفی را به خود مشغول داشته است.
گروه نخست به دنبال تخمین صدمات و اسیب های جنگ در نتیجه تخمین طول زمانی ان هستند. در نتیجه سوال مفروض انها درباره میزان هزینه ای است که باید برای این جنگ پرداخت شود.
گروه دوم در صدد سنجش میزان تاب اوری فردی و اجتماعی در مقابل این جنگ هستند. از این منظر، تاب اوری و طول جنگ با هم رابطه عکس دارند. به میزان طولانی شدن جنگ تاب اوری کمتر خواهد شد.
گروه سوم غرض خود در چگونگی پیشرفت جنگ را در این سوال تضمین می کنند.اینکه گسترش منطقه ای جنگ به کدام سمت پیش خواهد رفت و اقداماتی که هر دو سوی میدان انجام می دهند تا کدام نقطه نهایی ادامه خواهد داشت.
گروه چهارم این پرسش را در مقابل انگاره اتش بس مطرح می کنند. گویا اتش بس ی در دسترس است و حال باید دید اگر این امر در دسترس به تاخیر کشانده شود چه زمانی را به خود. اختصاص خواهد داد.این پرسش برامده از دوگانه اتش بس به عنوان امری فوری و تمام کننده و جنگ به عنوان امری تاخیری و طولانی مدت است.
گروه پنجم این پرسش را مجرایی برای تخمین زمان پیروزی قرار می دهند.زیرا فرض قبول اتش بس همان فرض قبول شکست است و از انجا که پذیرش شکست ممتنع است جنگ تا زمانی ادامه خواهد داشت تا پیروزی حاصل شود. زمان پیروزی کدام است؟
گروه ششم این پرسش را نه درباره جنگ رمضان که برامده از کلیتی به عنوان جنگ بکار می برند. این گروه خواستار پیش بینی زمان سرامد این جنگ نیستند بلکه از کلیتی سخن می گویند که برهه هایی از زمان مصادیقی از ان را برجسته می سازد. سوال دقیق این گروه ان است که تا چه زمانی باید جنگید؟
گروه هفتم ضمیر فاعلی را در این سوال مخفی می کنند. جنگ خود به خود پیش نمی اید و خود به خود و بدون اراده طرفین نیز تمام نمی شود. این قدرت ها هستند که در جنگ اراده خود را به طرف مقابل تحمیل می کنند. این گروه با حذف علت فاعلی صرفا مخالفت خود را با جنگ بما هو جنگ اعلام می کنند.
گروه هشتم این پرسش را در توضیح تمام کنندگی جنگ بکار می برند. در این فرض، جنگ زمانی تمام می شود که عامل پدید اورنده ان یعنی رژیم صهیونیستی به پایان خود رسیده و این غده سرطانی در جراحی بزرگ تاریخ از کالبد جهان بیرون کشیده شود.
جنگ رمضان نقطه اغاز نبرد نظامی نبوده است. این جنگ را نباید جدای از زمینه های ان خاصه تقابل ذاتی ایدئولوژی انقلاب اسلامی با استعمار غرب خاصه امریکا و ماهیت تجاوزکارانه و غاصبانه رژیم صهیونیستی دید. هیچ گاه و در هیچ زمانی صلحی میان این دو دیدگاه وجود نداشته و نخواهد داشت. انقلاب اسلامی با پیروزی خود هژمونی استعمار را به چالش کشید و غرب با چالش هویتی از سوی این تمدن برامده از فرهنگ ایرانی اسلامی مواجه شد.
تقابل های نظامی تا زمانی که به تسلیم هویتی منجر نشوند به پیروزی نهایی نخواهند انجامید. امروز ترامپ از واقعیتی پرده بر می دارد که کنه مفهوم «مذاکره» را در طول سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی به نمایش می گذارد. او به دنبال «تسلیم» است. حتی در زمانی که مذاکره نیز انجام می شده نیز به دنبال تسلیم بی قید و شرط بوده است. او به دنبال معامله نیست. اما ایا تسلیم نظامی خواسته ترامپ را فراهم خواهد کرد؟ قطعا اینگونه نیست. او به کوتاه کردن برد موشک ها و از بین رفتن صنعت هسته ای بسنده نخواهد کرد. بلکه مفهوم ذهنی او از پیروزی، از میان بردن هویت ایرانی اسلامی است. افقی که کشوری را حتی با داشت سلاح، به دشمنی با او نکشاند.
ایران اسلامی در طول تمامی جنگ هایی که بر او تحمیل شده است در حال مقاومت و البته در حال درس اموزی بوده است. ایران اسلامی در طول دفاع مقدس نه لزوما برای پیروزی بر صدام حسین که برای جنگ های بعدی اماده می شده است. شرایط کنونی ما در جنگ رمضان نه صرفا تمرکز بر این جنگ که امادگی برای جنگ های بعدی است. غایت ایران اسلامی «حتی لا تکون فتنه» است. ما در امتحان نهایی عمر انقلاب اسلامی نیستیم. بلکه در حال گذر از موانع برای حرکت به سمت قله هستیم.
جنگ رمضان نشان داد دشمن امریکایی و صهیونیستی هیچ طرح نظامی تمام کننده ای برای پیروزی بر ایران اسلامی ندارد. بلکه بالعکس اقتدار پوشالی بزرگترین ارتش های جهان در مقابل شیوه های جنگ نامتقارن ایران اسلامی فروپاشیده است. «ان تکونوا تالمون فانهم یالمون کما تالمون» این همان مفهومی است که امام شهیدمان فرمود که «دوران بزن در رو تمام شده است»
انچه می تواند به عنوان عنصر مرکزی به بازدارندگی پایدار منجر شود مضمونی است که در قران کریم نیز بدان اشاره شده. بازدارندگی پایدار به معنای مایوس شدن دشمن و کشیده شدن دندان طمع ان از کشور است.
«الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون» مائده ۱۲۰. انچه دشمن را می هراساند اسلحه ای است که در تسخیر فکری یقینی و اراده ای تزلزل ناپذیر در امده است. امری که می توان ان را در شاکله هویت ایرانی-اسلامی صورت بندی کرد. سه رکن برای این هویت قابل شماره است.
نخست جایگاه ولی فقیه که با زعامت و رهبری ایت الله سید مجتبی خامنه ای در دسترس است.
دوم مردم که در ذیل مفهوم امت قابل شناسایی است. جنگ رمضان همانند جنگ دوازده روزه مفهوم پر تنوع تر و گسترده تر از مردم را به نمایش گذاشته است. مردمی که گرد ارزشهای انقلاب و ایرانیت اجتماع کرده اند. جنگ و تجاوز نظامی از یک سو و خشونت و بی رحمی دشمن از سوی دیگر نقطه اتصال و اشتراک تاریخی حائز اهمیتی فراهم کرده است.
سوم ایران اسلامی یعنی جغرافیای فرهنگی اجتماعی و سرزمینی که اکنون مورد تهاجم و دشمنی قرار گرفته است. ولی فقیه در این زمان اراده برامده از مردمی است که از ایران اسلامی دفاع می کنند.










