به یاد شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی؛ مردی از تبار خدمت و انقلاب
نوشتاری از حجت الاسلام دکتر حمیدرضا شاکرین مدیر گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
لازم بود که امروز، یادی از شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی به عمل آید و سخنی از آن مرد بزرگ گفته شود. در این یادداشت، میکوشم تا بسیار کوتاه و گویا، تنها بر اساس آنچه خود از نزدیک دیده و لمس کردهام، از سیمای آن عزیز سفرکرده، پردهای بردارم.
آشنایی من با شهید رئیسی، به سالهای دور، نزدیک به ۱۳۶۰ بازمیگردد. از همان روزگار، نشانههایی از عظمت و ویژگیهایی ناب در چهره ایشان هویدا بود. پیش از آنکه به گوشههایی از این صفات بپردازم، سخن را با کلامی نورانی از حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) روشنی میبخشم که فرمودند : خَیْر النَّاسِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاس؛ بهترین مردمان، آن است که سودش برای دیگران بیشتر باشد.
به راستی، شهید رئیسی از آن دسته انسانهایی بود که تمامی هستی خویش را در طبق اخلاص نهاد و در مسیر خدمت به مردم، از جان مایه گذاشت. از روزگار جوانی و التهاب مبارزات و انقلاب، تا سالهای پس از آن و مسئولیتهای خطیر، همه و همه در خدمت انقلاب و مردم بود و سرانجام نیز در همین راه، جام شهادت را نوشید.
در اینجا، به پنج ویژگی برجسته از شخصیت ایشان اشاره میکنم که برای هر همنشینی، آشکار و بیپرده بود:
۱. روح انقلابی؛ شعلهای که هرگز خاموش نشد
از ویژگیهای شهید رئیسی، روحیه سرشار و انقلابیاش بود. در هر جایگاه و هر مأموریتی، بیاغراق، یک رزمنده واقعی بود. در سال ۱۳۷۰ ، برای شرکت در ششمین کنفرانس بینالمللی قضات استیناف به نیجریه رفتیم. در آن سفر، دو مقاله از سوی هیئت ایرانی قرار بود ارائه شود؛ یکی با موضوع «استقلال قوه قضائیه» و دیگری «عدالت در سیستم قضایی». مقالات از پیش آماده شده بود. اما ایشان با نقدی ژرف، چنین فرمودند: «این مقالات اگرچه در محفلی علمی عرضه میشوند، اما بوی سکولاریسم از آنها به مشام میرسد. وقتی سخنی از ایران میرود، باید روح انقلابی در کلام جاری باشد.
شهید رئیسی، به ویژه بر مسئله فلسطین و ابعاد انقلابی آن، حساسیتی جدی داشت. نهایتاً خود، بر آن مقاله، بخشهایی تازه نوشت؛ از عدالت، از بیداری، از فلسطین. سپس از این جانب خواستند تا آن را به زبان انگلیسی ترجمه کنم. هنگامی که ایشان آن مقاله را در آن کنفرانس جهانی قرائت کردند، نخستین بار بود که فضای سالن دگرگون شد و نوری تازه از ایران به آن محفل تابید. چنان تأثیری گذاشت که شرکتکنندگان از گوشه و کنار جهان، به گفتگو با ایشان شتافتند. این روحیه انقلابی، تا واپسین دم حیات در ایشان زنده و جوشان بود.
۲. در خلوت بارگاه عشق؛ تعبد و توسل
دیگر ویژگی درخشان ایشان، عبودیت و بندگی و خاکساری و فروتنی در پیشگاه خداوند بود. با ایشان سفری به عمره داشتم. شبی که در مسجد شجره مُحرم شدیم و رهسپار مکه گشتیم، در تمام طول مسیر، ایشان دمی از یاد یار غافل ننشست. چشمانش را جز به حریم دوست ندوخت. تمام راه را با دعا و ناله، با توسل و اشک، با استغفار و مناجات، پیمودند. هر زمان که از کار روزانه فارغ میشدند، تا توان داشتند، اوقات را به تهجد، گریه و رازونیاز میگذراندند. به جرأت میگویم در تمام عمر، شبی بدان زیبایی و صفا، چون آن شبِ همسفری با ایشان برای عمره مفرده نیافتم.
۳. مدار دین و دیانت؛ حساسیت بر احکام شرعی
سومین ویژگی بارز شهید رئیسی، حساسیتی ژرف بر مسائل دینی و احکام شرعی بود. در دوران قوه قضائیه، اگر کوچکترین تردیدی در رعایت یک حکم الهی پیدا میکردند، بیدرنگ دستور بازنگری میدادند و تا از رعایت دقیق آن اطمینان حاصل نمیکردند، هیچ کاری را تأیید نمیکردند. راستی که ایشان، از مرزهای شریعت، پاسداری جانانه میکرد.
۴. فریاد مظلومان؛ دغدغه حقوق مردم
چهارمین ویژگی مهم، حساسیت شگفتانگیز ایشان بر مسئله حقوق مردم بود. بارها میدیدم که از تضییع حق کسی، چنان مینالیدند و رنج میبردند که گویی بر قلبشان آتش ریختهاند. این دغدغه، تنها به مسائل فردی خلاصه نمیشد؛ حتی به کلانترین الگوهای توسعه کشور نیز کشیده میشد.
برخی میگفتند: «توسعه، چارهای ندارد. برای پیشرفت ناگزیریم کوتاه بیاییم و حقوق عدهای نادیده گرفته شود.» اما شهید رئیسی هرگز تن به این منطق ستمآمیز نداد. هر الگویی که حتی حق یک انسان را نادیده میگرفت، از نظر ایشان محکوم بود. برای آن مرد بزرگ، حقوق مردم، اصیلی بود بنیادین که به هیچ روی اجازه پایمال شدن نداشت. عدالت، خط قرمز او بود. بدین سبب، در دوران ریاست جمهوری نیز هرگز به الگوهای وارداتی که بویی از داروینیسم اجتماعی و ستیز بقا میدادند، نزدیک نشد. راهش، راهی دیگر بود؛ راهی که در آن سودِ همه مردم، در سایه عدالت معنا میشد.
۵. خلوص و صفا؛ مردی از جنس مردم
پنجمین و آخرین ویژگی که وصفش شیرین و از آن ناگفتن، دور از انصاف است، صمیمیت، صداقت، مردمی بودن و پاکی بیآلایش ایشان بود. هر کس، حتی به اندک آشنایی با ایشان دست مییافت، این صفات را چون آفتابی تابناک، در وجودش احساس میکرد. ایشان از تبار همان مردمی بود که برایشان میزیست؛ بیپیرایه، بیدورویی و بیادعا.
سخن پایانی
نشانههای دیگر از بزرگی ایشان بسیار است که گفتهاند و شنیدهاید. من تنها بر آن شدم تا اشارتی به برخی از آنچه خود، از نزدیک درک کردهام، تقدیم حضورتان کنم.
از خداوند متعال، پاک و بیهمتا، مسئلت دارم که روح مطهر شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی و همه همراهان شهیدش، نیز همه شهیدان، بهویژه شهدای این سالهای اخیر را در والاترین نشئه قرب، با اولیای طاهرین و محمد و آل محمد (ص) محشور گرداند و به همه ما توفیق شکرگزاری و پاسداری از راه این بزرگواران کرامت فرماید و قدمهایمان را بر همان مسیر صلاح و رستگاری استوار بدارد.
اللهم ارحم شهداءنا و احشرهم مع محمد و آله الطاهرین
و السلام علی من اتبع الهدی











