مبانی خدا شناختی اقتصاد اسلامی
(توحید در مالکیت و حاکمیت)
نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین میرمعزی عضو هیات علمی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
سلسله یادداشت هایی از منظومه اندیشه های اقتصادی امام شهید حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای (سلام الله علیه)
یادداشت چهارم
توحید به سه بخش توحید در ذات و صفات و افعال تقسیم میشود. در این میان توحید افعالی ارتباط مستقیم با نظامات اجتماعی اسلام دارد.
توحید افعالی به معنای درک و شناخت جهان با همه ابعادش به عنوان فعل خداوند است. مجموعه افعال خداوند نسبت به جهان هستی و انسان در قالب صفات فعل خداوند بیان میشود. این صفات اند که نشان دهنده چگونگی تدبیر عالم هستی توسط خداوند هستند و به صورت مستقیم در نظامات اجتماعی و از جمله نظام اقتصادی امتداد مییابند. صفات فعل خداوند را در پنج صفت قیومیت، خالقیت، مالکیت، حاکمیت و ربوبیت میتوان خلاصه کرد و به تبع آن توحید افعالی به توحید در قیومیت، خالقیت، مالکیت، حاکمیت و ربوبیت تقسیم میشود. در این میان، صفت قیومیت صفتی جامع سایر صفات فعل خداوند است یعنی قیومیت خداوند نسبت به جهان هستی از طریق خلق نمودن و مالکیت و حاکمیت و ربوبیت جهان هستی با همه شقوق و فروع آن انجام میشود.
در این یادداشت به توحید در مالکیت و حاکمیت و نقش ایندو در نظام اقتصادی اسلام پرداخته میشود.
توحید در مالکیت
از دیدگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی توحید در مالکیت بدین معنی است که مالک همه چیز خداوند است و انسان مستقلاً مالک چیزی نیست و مالکیت او در طول مالکیت خداوند و داده و بخشوده او است و همه چیز در دست او امانت الهی است و باید در راهی به کار رود که خداوند معین کرده است و حق ندارد آن را نابود کند یا مهمل و بی استفاده گذارد و یا در راه فساد (غیر راهی که خدا تعیین کرده است) به کار برد.
تحلیل اقتصادی
بحث مالکیت در نظام های اقتصادی از بحث های بسیار مهم و تعیین کننده نوع نظام اقتصادی است. نظام اقتصاد سرمایه داری مبتنی بر مالکیت خصوصی مطلق نسبت به ابزار تولید (زمین، نیروی کار و سرمایه) است که بر اساس آن هر کس حق دارد در ملک خود هر گونه تصرفی را بنماید. نظام اقتصاد سوسیالیستی مبتنی بر مالکیت اجتماعی نسبت به ابزار تولید است و در اختیار دولت دیکتاتور و مقتدر قراردارد و توزیع بر اساس قاعده «کار در حد توان و مصرف در حد نیاز» توسط دولت مقتدر صورت میپذیرد.
در نظام اقتصادی اسلام خداوند مالک همه چیز است و مالکیت انسان در طول مالکیت خداوند است و به مواردی که خداوند فرموده است از نظر مصادیق و از نظر میزان حق تصرف در آن محدود میشود.
توحید در حاکمیت
از دیدگاه ایشان توحید در حاکمیت به این معنی است که مُلک، سلطنت و حکومت تنها برای خداوند است. ایشان سلطنت و حاکمیت را به دو بخش تکوینی و تشریعی تقسیم کرده و توحید در حاکمیت را مشتمل بر هر دو بخش میدانند. سلطنت تکوینی به این معنا است که تمام تحولات این عالم؛ به وجود آمدنها، از بین رفتنها، تغییر و تبدیلها، تحت سلطة خداوند است و متعلق به او است. و او منشأ همه خیرات و برکات در این عالم است. حاکمیت و سلطنت تشریعی نیز به این معنا است که حاکم و مسلط بر قوانین زندگی بشر تنها خداوند متعال است و هیچ انسانی مستقلا دارای چنین حقی نیست. و اعتبار همه حقوق مردم و از جمله حق انتخاب در امر حکومت ناشی از حاکمیت تشریعی خداوند است.
تحلیل اقتصادی
بر این اساس، حکومت اسلامی با بخشهای سه گانه مققنه، مجریه و قضاییه آن در طول حاکمیت تشریعی و تکوینی خداوند متعال قرار دارد و اصل مشروعیت و نقش و وظایف و حدود اختیارات آن در همه عرصه ها و از جمله عرصه اقتصادی باید در چارچوبی که خداوند متعال در این سه بخش تعیین کرده است، تعریف شود.
بنابراین، اصل حاکمیت مطلق خداوند اقتضا دارد که منابع مالی حکومت اسلامی، نقش و وظایف آن در عرصه اقتصاد، و حدود اختیارات و نحوه دخالت و نظارت و تصدی آن نسبت به فعالیتهای اقتصادی مردم و نحوة هزینه کرد این منابع در راستای وظایف آن، توسط خداوند متعال تعیین شود.
در نظامهای اقتصادی نقش و وظایف دولت (حکومت) در اقتصاد بحث بسیار مهمی است و یکی از شاخصهای تفاوت نظام ها با یکدیگر است. در نظام اقتصاد سرمایه داری که مبتنی بر فردگرایی است، نقش و وظایف دولت به صورت محدود و حد اقلی تعریف میشود. در این نظام دولت تنها مکلف است تنظیمات و محیطی را فراهم کند که در آن افراد بتوانند آزادانه فعالیت اقتصادی کنند و تنها در فعالیتهایی که افراد نمیتوانند انجام دهند وارد شود؛ همچون دفاع ملی، حفظ قوانین و مقررات، ادامه روابط دیپلماتیک با دیگر کشورها و ساختن جاده ها و مدارس و کارهای عمومی.
در نظام سوسیالیستی دولت در اقتصاد نقش حد اکثری دارد. در این نظام دولت مالک ابزار تولید است، و برنامه ریزی در اقتصاد به صورت متمرکز توسط دولت انجام میشود. نیازها و امکانات تولیدی جامعه توسط سازمانهای برنامه ریزی برآورد میشود و تولید به وسیله مؤسساتی که متعلق به دولت بوده و با مدیریت دولتی اداره میشود انجام میپذیرد و امکان ارزشیابی و انتخاب افراد در زمینه تولید و مصرف وجود ندارد.
بر اساس آنچه بیان شد از دیدگاه امام شهید، در نظام اقتصادی اسلام نقش و وظایف و حدود اختیارات دولت در اقتصاد توسط خداوند متعال تعیین میشود.











