جنگ و صلح ابزارهای تامین منافع ملی
نوشتاری از دکتر حسینعلی بای عضو هیأت علمی گروه فقه و حقوق پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
دفاع از دین و مرز و بوم، تکلیفی دینی و وظیفهای میهنی در پیشگاه وجدانهای بیدار است. تاریخ، گواه ارج نهادن به آزادگان و دلیرمردانی است که در راه دفاع از سرزمین خود، از جان گذشتگی نشان دادهاند. دفاع و جهاد تا زمان دفع فتنه (وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَکُونَ فِتنَةٌ) و ایجاد بازدارندگی قوی و متنبه کردن متجاوز، نه تنها تکلیفی شرعی که امری عقلایی و غیرقابل تردید است.
در جنگ تحمیلی حاضر نیز، هدف نهایی دفع کامل تجاوز، ایجاد بازدارندگی و تنبیه است اما تشخیص این امر بر عهده مسئولان نظام هست. همگان باید تابع تصمیمات رهبری و مسئولان کشور، که در دلسوزی، امانتداری و خیرخواهی آنان نسبت به ایران عزیز تردیدی نیست، باشیم و در برابر تصمیمات آنها ساز مخالف نزنیم که عزت این کشور در همبستگی و هدلی است. شیعه، پیرو ولی خویش است؛ چه آن زمان که مانند پیامبر (ص) و امام حسن (ع) ترک مخاصمه کند، و چه آن زمان که چون سالار شهیدان، تا آخرین قطره خون به نبرد ادامه دهد
مذاکره به معنای تسلیم نیست، بلکه ابزار دیپلماسی است. بنابراین، مواضع مسئولان عرصه دیپلماسی –مادامی که بر شرایطی مبتنی بر حکمت، مصلحت و عزت استوار است– نباید تقبیح یا تضعیف شود.
مذاکره عزتمندانه، مذاکرهای است که دربردارندهی شرایط زیر باشد:
۱.رفع تهدید: تا زمانی که خطر تجاوز مجدد پابرجاست، مذاکره بیمعنا خواهد بود.
۲.حفظ حقوق مشروع: پذیرش مذاکره منوط به احترام کامل به تمامی حقوق مشروع ایران، از جمله حق غنیسازی و عدم مداخله در برنامه موشکی، است.
۳.تضمین عدم تعرض به متحدان ایران: گروههای مقاومت، علیرغم مشکلات و دشواریهای خود، در کنار جمهوری اسلامی ایران ماندند و برای حفظ تمامیت ارضی ایران و دفع خطر متجاوزان جنگیدند. لذا، هرگونه مذاکره یا صلحی که آنان را نادیده بگیرد، نه اخلاقی است و نه شرعی.
۴.جبران خسارات: ایالات متحده آمریکا، رژیم جعلی اسرائیل، و کشورهایی که در تجاوز به ایران نقش معاون و همراهیکننده را ایفا کردند، مطابق قواعد بینالملل، باید متعهد به جبران خسارات ناشی از این جنگ و جنگ ۱۲ روزه گردند.











