تحلیل شناختی توییتهای ترامپ درباره ایران
نوشتاری از دکتر محمدمهدی حکمتمهر مدیر گروه معرفت شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
توییتها و اظهارنظرهای ترامپ درباره ایران -بالاخص در یک سال اخیر- نمونهای برجسته از سبک تصمیمگیری و جنگ شناختی او را نشان میدهد. از منظر شناختی، رفتار ترامپ بیش از آنکه صرفاً سیاسی باشد، بر تاثیرگذاری بر پردازش اطلاعات، ادراک تهدید و واکنش تصمیمگیرندگان ایرانی و مردم ایران تمرکز داشته است.
این یادداشت تلاش میکند با تحلیل شناختی توییت اخیر ترامپ، الگوی او را در مواجهه با ایران تشریح و دستهبندی کند. الگوی شناختی ترامپ در مواجهه با ایران بر سه محور اصلی استوار است:
۱. اولویت بالا – ایجاد شوک و اضطراب شناختی : این دسته اثر مستقیم روی ادراک تهدید و واکنش سریع طرف مقابل دارد. توییتها و اظهارنظرهایی که اضطراب، ناامنی و سرگیجه شناختی ایجاد میکنند، بالاترین اولویت را دارند: «ایران دیگر قلدر خاورمیانه نیست، بلکه آنها بازنده خاورمیانه هستند … امروز ایران ضربه بسیار سختی خواهد خورد.»
اثرات شناختی این توئیت عبارتند از:
القای تهدید فوری و اضطراب شناختی شدید
کاهش اعتماد به نفس تصمیمگیرندگان ایرانی
وادار کردن آنها به واکنش احساسی و گاه شتابزده
ایجاد خطای شناختی و پیشبینی نادرست آینده سیاسی.
۲. اولویت متوسط – تثبیت روایت و کنترل معناشناختی : این دسته پیامها، بر چگونگی تفسیر و معنا دادن به موقعیت توسط تصمیمگیرندگان ایرانی و افکار عمومی تأثیر میگذارد.
در این توئیت، ترامپ ایران را به صورت بازنده و مطیع تصویر میکند و به طور مستقیم از نقش خود و آمریکا در تغییر معادلات منطقهای سخن میگوید: «این وعده به دلیل حمله بیامان ایالات متحده و اسرائیل داده شد.»
در این پیام به این پیام، چارچوب ادراکی تصمیمگیرندگان ایرانی و همسایگان آنها را محدود میکند و باعث میشود همه تحرکات بر اساس روایت قدرت ترامپ ارزیابی شود.
از منظر شناختی، این یک نمونه روشن از «کنترل قاب معنایی» است که گزینههای ذهنی طرف مقابل را محدود میکند. این امر موجب تثبیت قاب ترس و محدودیت شناختی میشود. بدین صورت که ایران و متحدان باید گزینهها را با فرض واکنش شدید ترامپ ارزیابی کنند.
۳. اولویت پایین – تشویق و تهدید غیرمستقیم: این دسته، اثر غیرمستقیم بر پردازش اطلاعات و تصمیمگیری بلندمدت دارد، اما فشار لحظهای کمتری ایجاد میکند. ترامپ در این توییت به تهدید مناطقی و گروههایی که تاکنون هدف قرار نگرفته بودند اشاره میکند: «مناطق و گروههایی که تا این لحظه برای هدف قرار گرفتن در نظر گرفته نشده بودند، تحت بررسی جدی برای نابودی کامل قرار دارند.»
این نوع پیامها اثر غافلگیری و کاهش پیشبینیپذیری را ایجاد میکنند و طرف مقابل را وادار میکنند همواره در حالت آمادهباش شناختی باقی بماند. این سبک، همانند سیاستهای پیشین ترامپ، باعث افزایش بار شناختی و ایجاد خطای تصمیمگیری احتمالی میشود.
برخی پیامدهای شناختی ثانوی توییت ترامپ عبارتند از: افزایش بار شناختی و خستگی تصمیمگیری، ایجاد ابهام و کاهش قطعیت محیطی، تحریف اولویتهای داخلی و منطقهای، تثبیت واکنشهای احساسی، تضعیف اعتماد اجتماعی و افزایش شکاف بین افکار عمومی و سیاستگذاران، تضعیف انسجام اجتماعی
سخن پایانی: توئیت اخیر ترامپ نمونهای کامل از استفاده هدفمند از جنگ شناختی در سیاست خارجی آمریکاست. او با ترکیب سه رویکرد اصلی: ایجاد شوک و اضطراب شناختی، تثبیت روایت و کنترل معنایی، و همچنین بهرهگیری از غافلگیری، تصویری از ایران به عنوان بازندهای دائمی و مطیع ارائه میدهد و از سوی دیگر فضای روانی و شناختی تصمیمگیری در خاورمیانه را تحت کنترل خود قرار میدهد.
این سبک پیامرسانی، نه تنها ابزار فشار سیاسی و نظامی است، بلکه تمرکز اصلی آن بر ذهن، ادراک و واکنش شناختی طرف مقابل است. با این حال، ایرانیها، به ویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی بیکار ننشستهاند و پاسخهای محاسبهشده و اثرگذار خود را ارائه دادهاند. بررسی این واکنشها و تحلیل استراتژی مقابلهای ایران، موضوعی است که در یادداشتی دیگر باید به آن پرداخته شود.










