برآورد راهبردی، الزامات و مسئولیت متجاوزین علیه جمهوری اسلامی ایران

برآورد راهبردی، الزامات و مسئولیت متجاوزین علیه جمهوری اسلامی ایران

نوشتاری از حجت الاسلام دکتر محمد حسین پورامینی مدیر گروه حقوق بین‌الملل دانشنامه قرآن شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

آمریکا امروز در یک «بن‌بست استراتژیک» گرفتار شده و به دلیل سرریز شدن هزینه‌های سرسام‌آور اقتصادی، انرژی و نظامی، ناتوان از تعریف نقطه پایان عملیاتی برای این جنگ فرسایشی است.

 در مقابل، دکترین حقوقی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران برای پایان دادن به تجاوز و مخاصمه‌ای که واشنگتن و تل‌آویو آغازگر آن بوده‌اند، کاملاً روشن، قاطع و مبتنی بر چهار شرط بنیادین است.

شرط اول، «تعیین رسمی متجاوز و عبور از سد شورای امنیت» است. با توجه به حق وتوی ظالمانه آمریکا که شورای امنیت را فلج کرده است، ایران بر بهره‌گیری از ظرفیت‌های حقوق بین‌الملل تأکید دارد: نخست، دبیرکل سازمان ملل متحد باید با استفاده از اختیارات ماده ۹۹ منشور، رسماً ائتلاف واشنگتن-تل‌آویو را به عنوان متجاوز معرفی کند. دوم، این تجاوز باید با اجماع دولت‌ها ذیل مکانیزم قطعنامه ۳۷۷ (اتحاد برای صلح) در قالب یک «قطعنامه الزام‌آور مجمع عمومی سازمان ملل متحد» ثبت گردد تا رویه حقوقی تجاوزکاری آمریکا مستند شود.

شرط دوم، «پذیرش عملی حقوق مسلم ایران» است. توقف مخاصمه منوط به آن است که حقوق حاکمیتی ایران، به‌ویژه حق سلب‌ناپذیر «غنی‌سازی و استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای» طبق معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) به رسمیت شناخته شده و تمامی تحریم‌های غیرقانونی اعمال‌شده تحت این بهانه به صورت قطعی لغو شوند.

شرط سوم، تحقق اصل «مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها» و «جبران کامل خسارات» است. ایالات متحده آمریکا و  رژیم صهیونیستی و دولت‌های منطقه‌ای که در این تجاوز مشارکت یا همکاری داشته‌اند، به عنوان طرف‌های متجاوز علیه جمهوری اسلامی ایران، موظف‌اند علاوه بر جبران جامع خسارات وارده به زیرساخت‌های اقتصادی و نظامی، غرامت معنوی و خون‌بهای تمامی شهدای این تجاوز را به عنوان یک تعهد حقوقی قطعی پرداخت نمایند.

شرط چهارم، «الزام قاطع و تضمین بین‌المللی» است. امنیت پایدار مستلزم خروج کامل و بی‌قیدوشرط تمامی پایگاه‌های نظامی متخاصم آمریکا از منطقه غرب آسیا است. متجاوزان باید تضامین حقوقی و عملی وادارکننده‌ای ارائه دهند که امکان تکرار تروریسم دولتی را سلب کند.

در نتیجه‌گیری باید تأکید کرد که دوران تحمیل اراده از طریق «دیپلماسی متکی بر ناوگان‌های هواپیمابر» به پایان رسیده است. ترکیب هوشمندانه اهرم انرژی، توان موشکی و انسجام سیاسی داخلی، قفس بازدارندگی واشنگتن را در هم شکسته است. تا زمانی که این شروط چهارگانه محقق نشود، ایران با تکیه بر حق ذاتی دفاع مشروع، استراتژی جنگ فرسایشی خود را ادامه خواهد داد؛ مسیری که تداوم آن برای آمریکا به قیمت فروپاشی اقتصاد انرژی و تعمیق بحران‌های داخلی تمام خواهد شد.