الازهر و چالش اعتبار مرجعیت دینی در بحران‌های منطقه ای

محمدباقر پورامینی

الازهر و چالش اعتبار مرجعیت دینی در بحران‌های منطقه ای
نوشتاری از حجت الاسلام و المسلمین محمدباقر پورامینی مدیر گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه؛

بیانیه اخیر الازهر درباره تحولات منطقه و اقدامات ایران، واکنش‌های گسترده‌ای در میان تحلیلگران و ناظران جهان اسلام برانگیخته است. الازهر به عنوان یکی از کهن‌ترین و اثرگذارترین مراکز علمی و دینی در جهان اسلام، همواره جایگاهی فراتر از مرزهای ملی داشته و سخنان آن معمولاً با انتظار عدالت‌خواهی، دقت علمی و بی‌طرفی دینی همراه بوده است. از همین رو، موضع‌گیری‌های سیاسی این نهاد غالباً با حساسیت بیشتری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بیانیه اخیر نیز از این منظر، پرسش‌ها و نقدهایی را در پی داشته است.

۱. روایت ناقص از زمینه‌های بحران و سکوت نسبت به برخی عوامل اصلی

در این بیانیه تمرکز اصلی بر محکومیت ایران قرار گرفته، در حالی که به برخی عوامل مهم در شکل‌گیری تنش‌های منطقه‌ای اشاره‌ای نشده است. حضور نظامی گسترده ایالات متحده در خلیج فارس، حمایت‌های سیاسی و نظامی از اسرائیل و تداوم بحران فلسطین از جمله واقعیت‌هایی هستند که نقش تعیین‌کننده‌ای در معادلات امنیتی منطقه دارند.
همچنین در روایت ارائه‌شده از رخدادهای اخیر، به زمینه‌هایی مانند شهادت پیشوای بزرگ جهان تشیع و جمعی از سران سیاسی و نظامی و شهروندان مظلوم ایرانی توسط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی توجه نشده است. نادیده گرفتن چنین زمینه‌هایی سبب شده است که این بیانیه از نگاه برخی ناظران تصویری ناقص و یک‌سویه از تحولات ارائه دهد.

۲. استناد به متون دینی بر پایه یک اتهام محل تردید

یکی از نکات قابل تأمل در بیانیه الازهر آن است که محکومیت ایران با استناد به متون دینی تقویت شده است؛ در حالی که این محکومیت بر پایه اتهامی شکل گرفته که با واقعیت‌های میدانی همخوانی روشنی ندارد. در بیانیه چنین القا شده که اقدامات ایران به کشته شدن شهروندان عرب یا آسیب به جوامع مسلمان انجامیده است، در حالی که گزارش‌های موجود نشان می‌دهد حملات ایران متوجه پایگاه‌ها و تأسیسات نظامی آمریکا بوده و نه اماکن عمومی یا زیرساخت‌های کشورهای عربی، و گزارشی مستند از کشته شدن شهروندان مسلمان در این حملات منتشر نشده است. در چنین شرایطی، استناد به آیات قرآن برای مشروعیت‌بخشی به یک محکومیت سیاسی که بر پایه اتهامی اثبات‌نشده شکل گرفته، از نگاه بسیاری از ناظران نوعی مصادره ناصواب متون دینی در خدمت یک داوری سیاسی تلقی می‌شود. این شیوه استفاده از کتاب و سنت با جایگاه علمی و روش اجتهادی که از نهادی مانند الازهر انتظار می‌رود، فاصله دارد؛ نهادی که همواره به دقت در استنباط و پرهیز از کاربرد سیاسی متون دینی شهرت داشته است.

۳. پیامدهای احتمالی برای همبستگی جهان اسلام

موضع‌گیری‌های یک‌جانبه از سوی نهادهای مرجع دینی می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک بیانیه سیاسی متاثر از دیدگاه دولت حاکم مصر داشته باشد. در شرایطی که جهان اسلام با چالش‌های مشترکی مواجه است، از مسئله فلسطین گرفته تا بحران‌های امنیتی و سیاسی منطقه، هر موضعی که به تعمیق شکاف‌ها میان کشورهای اسلامی بینجامد می‌تواند بر روند همبستگی و همکاری میان آنان تأثیر بگذارد.

۴. انتظار از نهادهای مرجع دینی

نهادهایی مانند الازهر به دلیل جایگاه علمی و تاریخی خود، از سرمایه‌ای مهم به نام اعتماد عمومی برخوردارند. همین جایگاه اقتضا می‌کند که در مواجهه با بحران‌های سیاسی، مواضعی متوازن، مبتنی بر عدالت و فارغ از جانبداری‌های سیاسی اتخاذ کنند. دفاع از مظلومان، محکوم کردن ظلم در هر نقطه و تلاش برای تقویت وحدت امت اسلامی از جمله انتظاراتی است که همواره از چنین نهادهایی مطرح بوده است.

در نهایت، بیانیه اخیر الازهر بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار می‌دهد که نهادهای دینی در مواجهه با تحولات سیاسی تا چه اندازه باید به اصول جامع‌نگری، دقت علمی و بی‌طرفی پایبند بمانند تا میراث دار سنت نبوی.ص. تلقی شوند. حفظ این اصول نه تنها برای اعتبار چنین نهادهایی ضروری است، بلکه می‌تواند به تقویت اعتماد عمومی و همبستگی در میان مسلمانان نیز کمک کند.