پیشنهاد سیاست‌ گذاری (گزارش سیاستی) امتداد پژوهش پارادایم شبکه‌ای قرآن‌ بنیان

پیشنهاد سیاست‌گذاری (گزارش سیاستی)
امتداد پژوهش «پارادایم شبکه‌ای قرآن‌بنیان»

نوشتاری از حجت الاسلام شیخ عبدالحمید واسطی عضو هیأت علمی گروه منطق فهم دین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛

پیرو اتمام موظفی پژوهشی «پارادایم شبکه‌ای قرآن‌بنیان» که در گروه منطق فهم دین و گروه علوم انسانی قرآنی، به‌صورت مشترک تصویب، ارزیابی و به سرانجام رسید، حسب ضرورت امتدادگیری میدانی از پروژه‌های انجام‌شده، پیشنهاداتی برای سیاست‌گذاران در سازمان‌ها و حیطه‌های مرتبط با نوع پژوهش و محتوای آن در زیر تقدیم می‌گردد.

مخاطب این پیشنهاد سیاست‌گذاری (گزارش سیاستی) مجموعه‌های زیر می‌باشند:

  1. طراحان نقشه جامع علمی کشور
  2. معاونت علمی، فناوری و نوآوری ریاست‌جمهوری و صندوق حمایت از پژوهشگران، بنیاد نخبگان
  3. نهادها، انجمن‌ها و شوراهای مرتبط با «مدیریت دانش»
  4. شورای تحول و ارتقاء علوم انسانی در شورای عالی انقلاب فرهنگی
  5. شوراهای اقماری تحول در علوم انسانی و شکل‌دهی به علوم انسانی اسلامی در نهادهای مختلف کشوری
  6. مراکز پژوهش‌های اسلامی مانند مرکز پژوهش‌های اسلامی مجلس، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ….
  7. قطب‌ها و انجمن‌های علمی درون‌حوزوی
  8. هیأت حمایت از کرسی‌های نظریه‌پردازی
  9. دپارتمان‌ها و گروه‌های علمی در دانشگاه‌ها با رشته‌های مرتبط مانند مؤسسه امام خمینی، دانشگاه امام صادق علیه‌السلام، دانشگاه علامه طباطبایی و …
  10. نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌ها
  11. مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت
  12. مراکز انتشارات راهبردی مانند انتشارات سمت

محتوای گزارش سیاستی پروژه «پارادایم شبکه‌ای قرآن‌بنیان»

 

عنوان گزارش:

هشدار تشدیدشونده نسبت به:

 ضعف علوم انسانی اسلامی در نفوذ به علوم انسانی رایج دانشگاهی

مسأله گزارش:

علوم انسانی اسلامی، در محافل رایج دانشگاهی مورد اقبالی که سبب جریان‌سازی شود قرار نمی‌گیرد و هر چه جلوتر می‌رویم فضای حاکم بر دانش در کشور، نسبت به علوم انسانی اسلامی موضع مطلوبی اتخاذ نمی کنند. به سه علت اصلی:

  1. نبود زبان مشترک میان جریان علوم انسانی رایج دانشگاهی و علوم انسانی اسلامی
  2. نبود نظریه‌های تکمیل‌شده که به‌صورت مدل عملیاتی قابل ارائه باشند.
  3. نبود نتایج مشاهده‌پذیر نسبت به تأثیرات نظریه‌های محدودی که تولید شده‌اند.[۱]

ضرورت رسیدگی اضطراری به این مسأله:

اگر حفظ نظام و حرکت به سمت اهداف انقلاب اسلامی مسأله‌ای در مقیاس «امنیت ملی» است، آنگاه شتاب‌دهی به حصول علوم انسانی اسلامی و دست‌یابی به نظریه‌ها و مدل‌های مبتنی بر نگرش اسلام برای حکمرانی، مسأله‌ای در مقیاس امنیت ملی است، لکن در شرایط فعلی با دید صرفاً یک پدیده علمی در محافل علمی دیده می‌شود.

توضیح کوتاهِ علت اول از سه علت عدم اقبال به علوم انسانی اسلامی: (نبود زبان مشترک)

تجربه انباشته اغلب نخبگان حوزوی و دانشگاهی که تلاش برای ایجاد گفتمان نسبت به علوم انسانی اسلامی آن دارند این است که تحصیل‌کردگان در رشته‌های مختلف علوم انسانی، تصور و احساسی از تعریف و توصیف علوم انسانی اسلامی چیزی بیش از کلیاتی در عقائد و ایدئولوژی اسلامی ندارند و اگر نقاط مرکزی اصلی هم در این کلیات وجود دارد، به دلیل انس ذهن آن‌ها با مفاهیم و اصطلاحات رایج در کتب کلاسیک، نمی‌توانند میان داده‌هایی که دریافت می‌کنند و آنچه از قبل دارند ارتباط و مقایسه برقرار کنند؛ لذا نمی‌توانند نتیجه‌ای نسبت به برتری دیدگاه‌های اسلام بگیرند.

اگر این مسأله حل نشود، اصولاً توجهی حتی به قدم‌های برداشته‌شده در شکل‌گیریِ علوم انسانی اسلامی نخواهد شد.

دست‌آورد پژوهشِ «پارادایم شبکه‌ای» برای حل مسألۀ فوق:

در پژوهشی که این قلم در گروه منطق فهم دین و گروه علوم انسانی قرآنی در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی انجام داده است، تلاش شده است به‌جای تک‌نگاری‌هایی مانند: «هستی‌شناسی در اسلام و قرآن»، «انسان‌شناسی در اسلام و قرآن»، «معرفت‌شناسی در اسلام و قرآن» و ….، مبانی فکری و معرفتی اسلام را به‌صورت یک مجموعۀ یکپارچه در قالب یک دستگاه و سیستم معرفتی ارائه کند؛ به‌طوری که هر آنچه برای شکل‌گیریِ نظریه‌ها مبتنی بر دیدگاه اسلام لازم است یکجا ارائه شود.

برای اینکه این بستۀ شبکه‌ای، بتواند مورد توجه و فهم افراد مشغول به علوم انسانی رایج شود، جستجوی پدیدۀ مشابه در علوم انسانی مدرن انجام شد و مفهوم و اصطلاح «پارادایم»، خود را نشان داد.

این اصطلاح دارای بستر و لوازم معنایی در فضای فلسفه علم بود که نیاز به ویرایش برای استفاده در زیرساخت‌های علوم انسانی اسلامی داشت.

در این تحقیق پس از ویرایش‌های لازم، از این اصطلاح برای انتقال معنایِ «زیرساخت‌های کلان معرفتی در شکل‌گیری علوم» استفاده شد و بسته شبکه‌ای از مبانی فکری معرفتی متخذ از منابع اسلام، با عنوان «پارادایم شبکه‌ای» ارائه گردید.[۲]

قالب ارائه این بسته نیز طبق محورهای رایج در معرفی پارادایم‌ها شکل گرفت تا دقیقاً قابل مقایسه و مطالعه تطبیقی با حداقل سه پارادایم رایج باشد (پارادایم مشاهده‌محور (پوزیتویستی)، پارادایم معنا‌محور (تفسیری تفهمی)، پارادایم ساختارمحور (انتقادی))

پیشنهاد سیاستی جدّی:

هر نهاد و مجموعه مولّد دانش یا دارای مأموریت مدیریت دانش، مجموعۀ خود را موظف به تولید «پارادایم علم دینی و علوم انسانی اسلامی» با همین عنوان و در قالب پارادایم‌ها کند و عنوان ویژه‌ای هم برای آن اعلام کند. سپس در مجمع عالی یا شورای عالی مراکز مرتبط با شکل‌دهی به علوم انسانی اسلامی، پارادایم و عنوانی که بیشترین رأی نخبگانی را جذب کرد به عنوان پارادایم معیار برای علم دینی و علوم انسانی اسلامی از طریق نهاد معتبر حوزوی اعلام شود.

ویژگی این تحقیق برای تحقق سیاست فوق:

در این تحقیق، پارادایمی مستخرج از اصلی‌ترین منبع دین که قرآن کریم است ارائه شده است، با ذکر استنادها، به‌صورت یک شبکه از مبانی معرفتی در قالب محورهای پارادایمی قابل مقایسه با پارادایم‌های دیگر؛ و در متن نیز مورد تطبیق قرار گرفته است.

این تحقیق، می‌تواند نقطه شروع عملی برای اجرای سیاست پیشنهادی در فوق باشد.

پیشنهاد اقدام‌های عملی:

  1. ابلاغ رسمی به کلیه گروه‌ها و محققین مربوط برای «معرفی پارادایم مورد نظرشان» که تولید علوم انسانی را در آن چهارچوب انجام می‌دهند یا خواهند داد. (در قالب محورهای پارادایمی و با انتخاب یک عنوان برای آن)
  2. هم‌رسانی و هم‌فکری درونی برای ارائه یک پارادایم معیار منتسب به آن پژوهشگاه یا نهاد یا انجمن یا ….
  3. به رسمیت رساندن پارادایم مطرح‌شده با برگزاری کرسی‌های نظریه‌پردازی و نوآوریِ موفق
  4. هم‌رسانی و هم‌فکری میان‌دستگاهی برای دست‌یابی به گرایش عمده نخبگانی به یک پارادایم معیار نهایی
  5. اتخاذ راهبرد اولویت‌دار نسبت به ترویج پارادایم مورد نظر در مجاری ترویج دانش

 

[۱] موارد معدودی که به‌صورت آزمایشگاه سیاستی اجرا شده و نتایج مثبت داشته است، توان جریان‌سازی ندارند.

[۲] کلمه «شبکه‌ای» اشاره به «شبکۀ هستی» دارد که یکپارچگی و اتصال آن به وجود بی‌نهایت الهی را در منظر اسلام ارائه می‌کند.