ضرورت نظامپردازی دینی در هندسه معرفتی آیتالله رشاد / بخش اول
نوشتاری از دکتر قاسم بابائی دبیر قطب علمی فلسفه دین اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛
مقدمه
نظامپردازی بهعنوان مقدمهای برای شکلگیری تمدن اسلامی، همواره مورد توجه و اهتمام اندیشمندان دینی بوده است. یکی از شخصیتهای بارز و معاصر در این زمینه، حضرت آیتالله رشاد است. ایشان در مجموعه نشستهای نظامپردازی که از سال ۱۳۹۸ آغاز شده و تاکنون به ۹۰ جلسه در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شده است، به تبیین ماهیت و شیوههای شکلگیری نظامپردازی پرداختهاند. هندسه معرفتی استاد رشاد در حوزه نظامپردازی در دو ساحت قابل بررسی است: ساحت ذهنی و ساحت عینی، به عبارتی دیگر به نظریه و عمل تفکیک میشود. در ساحت نظریه، ایشان به تبیین ماهیت کلی نظامپردازی، تفاوت آن با مفاهیم مشابه و تعریف و ساختار آن پرداختهاند. در ساحت عملی نیز، الگویی برای نظامپردازی دینی ارائه کردهاند که با بهکارگیری آن در دانشهای موجود، میتوان به تولید نظامپردازی دینی در زمینههای مختلف اجتماعی دست یافت.به بیان دیگر، نظامپردازی از منظر استاد رشاد در دو سطح کلان قرار دارد: نخست، نظامپردازی کلی که به تبیین ساحت دین در ارائه راهکارهایی برای نظام زندگی میپردازد و دیگر، نظامپردازی مضاف که الگویی برای دو حوزه «نظامهای مضاف به علوم» و «نظامهای مضاف به امور» بیان میکند. این تقسیمبندی میتواند در فهم عمیقتر و جامعتر از نقش دین در شکلگیری و ساماندهی نظامهای اجتماعی کمک شایانی نماید.
ضرورت نظامپردازی دینی
نظامپردازی دینی از کارهای ضروری در مسیر تمدن اسلامی است که باید پیش از این شکل میگرفت، اما متأسفانه با تأخیر مواجه شده است. این ضرورت در چهار بخش قابل تبیین است:
۱. آسیب عدم نظامپردازی و الگوسازی در انقلاب اسلامی
یکی از خلأهای مهم پس از چند دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، در بخش نظامپردازی است. متأسفانه با گذشت ۴۷ سال، در هیچیک از حوزههای رفتاری و مناسباتی به طراحی نظام جامع، کامل و قابل اجرا دست نیافتهایم. اگر هم نهادها یا شخصیتهایی در برخی حوزهها به تولید نظام یا الگو رسیدهاند، این تولیدات به عرصه عمل نزدیک نشده است. در نتیجه، مجریان و مدیران کار خود را میکنند و اهل نظر و نظریهپردازی نیز کار خود را، و پیوندی میان اصحاب نظر و ارباب عمل در کشور برقرار نیست. بسیاری از مشکلات موجود، ناشی از همین شکاف است.
۲. نظامپردازی، مقدمه تمدن اسلامی
نظامپردازی دینی مقدمه شکلگیری تمدن اسلامی است. رهبر معظم انقلاب، فرایند تحقق اهداف انقلاب اسلامی را در پنج مرحله اساسی مطرح کردهاند: شکلگیری انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی. این فرایند طولانی و دشوار است. برای تحقق این اهداف، نظامپردازی ضروری است.
۳. نظامپردازی، لازمه کامل بودن دین اسلام
خداوند زندگی انسان را رها نکرده و برای آن نظام ارائه کرده است؛ فقط باید این نظام را کشف کرد. مطالب دین پراکنده و بیربط به هم نیست، بلکه شریعت به صورت کاملاً منسجم ارائه شده است. نظام در خود متن دین وجود دارد و این نظامات ثابت هستند. آنچه تغییر میکند، الگوهای تحقق نظام است که بر اساس نیاز، سیره عقلایی، تجربه و علوم بشری قابل اکتساب میباشند.آیه «نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ» (نحل، آیه ۸۹) بیانگر همین معناست. در تفسیر «تبیاناً لکل شیء» بحث گستردهای وجود دارد. برخی دیدگاه حداکثری دارند و معتقدند هر آنچه بشر نیاز دارد، از پزشکی گرفته تا فیزیک، در قرآن آمده است. در پاسخ به این اشکال که چرا ما نمیفهمیم، گفته میشود که مصداق دریافت «لکل شیء» اهل بیت (علیهم السلام) هستند و مردم عادی به چنین دریافتی نائل نمیشوند.
۴. دستیابی به حوائج طبیعی و فطری انسان در نظامپردازی
یکی از عناصر مهم در ضرورت نظامپردازی، توجه به نیازها، علاقات و روابط انسانهاست؛ زیرا انسانها برای برآورده شدن نیازهای خود در روابط چهارگانه، به نظامپردازی دینی نیاز دارند. بر اساس دو معیار «حوائج» و «روابط»، میتوان به نظامپردازی توجه کرد.در حوزه حوائج، میتوان به حوائج فطری (متعالی) و حوائج طبیعی (متدانی) اشاره کرد که هرکدام اقسام و مراتبی دارند.در حوزه روابط نیز چهار رابطه مبنا قرار میگیرد: – معاملة الله – معاملة النفس – معاملة الخلق – معاملة الدنیا
با ملاحظه حاجات انسان در دو بخش فطری و طبیعی، و با در نظر گرفتن روابط چهارگانه، میتوان به تولید نظامات پرداخت؛ از نظامات کلان تا خرده نظامها و ریزنظامها، به صورت طولی و عمودی.
دلیل دیگری که در سخنان ایشان در ضرورت نظام پردازی استفاده می شود دربخش اسما و صفات الهی است .ایشان در همین بخش می نویسد «یجدر بنا أن نذکر ههنا اسماء الله المرتبطة بالنظام و تنظیم الدینی و بالشریعة و بیان صلة کلّ منها بالنظام و التنظیم اجمالا». یکی از اسماء الهی، صفت «ناظم» است که در ادعیه آمده است. میتوان به برخی از اسماء و صفاتی که در آنجا ذکر شده مراجعه کرد و برآیند آنها را درخصوص نظام بررسی نمود.
۵.موافقان و مخالفان نظامپردازی دینی
نظامپردازی با دو رویکرد موافق و مخالف مواجه است.
مخالفان بر این باورند که ساحت دین فقط به تبیین فقه فردی پرداخته و در بخش نظامات اجتماعی ورود نکرده است. به اعتقاد آنان، دغدغه دین فقط رساندن فرد به کمال است.
موافقان با پذیرش گستره دین در بخش نظامات اجتماعی، معتقدند دین علاوه بر فقه فردی، شامل فقه اجتماعی و فقه نظامات نیز میشود. در میان موافقان، سه نگاه متفاوت وجود دارد:
۱. نگاه حداقلی: اعتقاد به نظامپردازی فقط در برخی حوزههای علوم اجتماعی. دین در این دیدگاه فقط به بیان مکاتب و کلیات پرداخته و پارادایمهای کلی حاکم را بیان کرده، اما وارد نظامهای مضاف (به علوم و امور) نشده است.
۲. نگاه میانی: دین نظامات را در ساحتهای مختلف بیان کرده، اما توسعه نظام در صورت عینی و اجرایی را به خود مردم و عقلای قوم واگذار نموده است.
۳. نگاه حداکثری: این رویکرد دین را در دو بعد شکلی و ماهوی توسعه میدهد. از نظر شکلی، نظامپردازی را از نظریهپردازی تا اجرا (الگو و نهاد) گسترش میدهد. از نظر ماهوی، قائل به دین حداکثری در بخش نظامات است و دامنه دین را اداره و مدیریت جامعه میداند. بر این اساس، شأن دین، هدایت است و هر آنچه هدایت انسان اقتضا کند، دین آن را گفته است. در مقام اجرا نیز یا الگو ارائه کرده، یا میتوان بر اساس رهنمودهای کلی آن را کشف کرد.به نظر میرسد رویکرد استاد رشاد در نظامپردازی، نگاه حداکثری است. ایشان در تفسیر آیه «وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ» (نحل، آیه ۸۹) میفرمایند: منظور «لکل شیء» آن چیزی است که «هدی» اقتضا میکند. هرآنچه بشر برای هدایت به آن محتاج است، دین گفته است. اگر دین نظاممند است، نمیتوان در متن دین با قضایای پراکنده و انباشته به صورت کشکولی مواجه شد. لازمه نظاممندی، انسجام در بیان است. انکار نظاممندی در بخشهایی از دین، به منزله انکار اصل دین است. این اصل، مسیر کشف نظام را میگشاید. در مقابل، نظریه حداقلی که میگوید اجتماعیات، معاملات و نظامات وظیفه دین نیست و دین فقط رابطه انسان با خدا را تعریف میکند، نظریهای تفریطی است.
بخش دیگر از فرمایشات استاد در بخش ماهیت نظام پردازی ،صورت بندی وچگونگی شکل گیری نظام پردازی است که در فرصت دیگر بدان خواهیم پرداخت











