از احرام تا مقاومت؛ خوانش تمدنیِ پیام حج ۱۴۰۵رهبر معظم انقلاب

از احرام تا مقاومت؛ خوانش تمدنیِ پیام حج ۱۴۰۵رهبر معظم انقلاب

نوشتاری از دکتر سیدحسین فخرزارع مدیر گروه فرهنگ پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛

پیام حج امسال رهبر معظم انقلاب اسلامی را تنها در چارچوب یک پیام مذهبی سنتی نمی‌توان فهم کرد بلکه این پیام پرصلابت، در واقع نوعی بازآرایی معنایی از حج، مقاومت، امت اسلامی و آینده منطقه است؛ روایتی که می‌کوشد میان آیین عبادی حج و تحولات ژئوپلیتیکیِ پس از جنگ، پیوندی عمیق و هویتی برقرار کند. پیام، بیش از آنکه صرفاً خطاب به حجاج باشد، تلاشی برای ساختن یک افق مشترک هویتی و ادراک جمعی از آیندة جهان اسلام است؛ هویتی که در آن، مسلمان معاصر نه فقط زائر خانه خدا، بلکه کنشگر فعال و قدرتمند یک تحول تاریخی و تمدنی معرفی می‌شود.

نخستین ویژگی برجسته پیام امسال، تبدیل “حج” از یک مناسک فردی به یک پروژه اجتماعی و تمدنی است. در این روایت، احرام فقط پوشیدن جامه‌ای ساده نیست؛ بلکه استعاره‌ای از خروج انسان و جامعه از وابستگی، ترس و نظم سلطه‌پذیر جهانی است. متن پیام، با بازتعریف نمادهای حج، آن‌ها را از سطح فقهی و فردی خارج می‌کند و به نشانه‌های اجتماعی و سیاسی بدل می‌سازد. طواف، تبدیل به چرخش دائمی حول محور حقیقت می‌شود؛ سعی صفا و مروه، به کوشش مستمر در میدان مسئولیت اجتماعی معنا می‌یابد؛ و رمی جمرات، از یک آیین نمادین عبادی به کنش دائمی علیه شیطان تاریخی تغییر هویت می‌دهد؛ شیطانی که امروزه، صورت عینیِ آمریکا و رژیم صهیونیستی را به خود گرفته است.

پیام عمیق رهبری که نخستین پیام حج پس از شهادت رهبر شهید اعلی‌الله مقامه است، از نظر نشانه‌شناسی، سرشار از تصاویر دینی و تاریخی است: هجرت، بعثت، میقات، احرام، طواف، رمی، قربانی، حبل متین، وعده صادق، نور ولایت، تمدن نوین اسلامی و ظهور منجی. این مجموعه واژگان، فضایی آینده‌نگرانه، تمدنی و سرشار از امید و تحول تاریخی ایجاد می‌کند؛ فضایی که در آن، مخاطب احساس می‌کند در میانه یک دگرگونی بزرگ تاریخی ایستاده است. حتی جنگ‌های منطقه‌ای نیز نه فقط درگیری‌های ژئوپلیتیکی، بلکه بخشی از تحقق وعده الهی تصویر می‌شوند.

از نگاه جامعه‌شناسی دین، این نوع بازخوانی از مناسک، تلاشی برای اجتماعی‌سازی ایمان و ساختن حافظة جمعی مقاومت است. دین در این نگاه، تنها تجربه‌ای فردی و درونی نیست، بلکه نیرویی برای ساختن نظم اجتماعی و تولید قدرت جمعی است. به همین دلیل، بارها در پیام از الله‌اکبر نه به عنوان ذکر و یا حتی شعار، بلکه به عنوان سلاح یاد می‌شود. این تعبیر، از نظر نشانه‌شناسی سیاسی بسیار مهم است؛ زیرا امر قدسی را مستقیماً به میدان قدرت و مقاومت پیوند می‌دهد.

تکرار آهنگین الله‌اکبر در پیام، تنها یک عنصر ادبی یا عاطفی هم نیست؛ بلکه نوعی تکنیک بسیج روانی و هویتی است. در حافظه تاریخی انقلاب اسلامی، الله‌اکبر همواره رمز خروج از وضعیت ترس و انفعال بوده است؛ شعاری که بر بام‌های انقلاب شنیده شد، در جبهه‌های جنگ تکرار شد و اکنون در این متن، به موتور پیشران یک امت مقاوم تبدیل می‌شود. پیام تلاش می‌کند این واژه را از سطح یک شعار مذهبی، به سطح یک انرژی تمدنی ارتقا بخشد.

پیام امسال از نظر ادبی نیز ساختاری خطابی، حماسی و آیینی دارد. تکرارها، تکبیرها، دعاها و فرازهای قرآنی، فضایی شبیه خطبه‌های تاریخی ایجاد می‌کنند؛ فضایی که مخاطب را فقط درگیر معنا نمی‌کند، بلکه احساسات جمعی او را نیز فعال می‌سازد. این سبک بیان و نگارش، نوعی شور عاطفی و حس مشارکت تاریخی ایجاد می‌کند و مخاطب را از یک شنونده منفعل به عضوی از یک امت در حال خیزش تبدیل می‌نماید.

اسطوره‌سازی تاریخی یکی از ابعاد مهمی است که در پیام از آن استفاده شده است. در این روایت، تاریخ جمهوری اسلامی صرفا مجموعه‌ای از رخدادهای سیاسی تصویر نشده، بلکه به مثابة یک سیر قدسی و پیوسته، از انقلاب ۱۳۵۷ تا دفاع مقدس و از شکل‌گیری محور مقاومت تا جنگ‌های تحمیلی اخیر منطقه مورد ملاحظه قرار گرفته است؛. پیام همه این رخدادها را ذیل یک منطق واحد توضیح می‌دهد یعنی:” تقابل دائمی حق و باطل. به همین دلیل، جنگ‌ها صرفاً نزاع‌های راهبردی تحت موازنات قدرت و رقابت‌های منطقه‌ای معرفی نمی‌شوند، بلکه بخشی از تحقق وعده الهی و ادامه سنت تاریخی انبیا تصویر می‌گردند.

در این میان، مفهوم شهادت نقشی محوری دارد. اشاره به شهادت رهبر عزیز پیشین و تعبیر بعثت ملت ایران پس از شهادت آن قائد سرافراز، بازتاب‌دهنده یکی از مهم‌ترین عناصر فرهنگ سیاسی شیعه، یعنی تبدیل فقدان به نیروی حیات‌بخش اجتماعی است. در این الگو، شهادت پایان راه نیست، بلکه لحظه تولید دوباره هویت جمعی است. جامعه از دل سوگ، انسجام تازه‌ای پیدا می‌کند و بحران به بستری برای بازتولید مشروعیت و مقاومت تبدیل می‌شود.

پیام، همزمان تلاش می‌کند امت اسلامی را نیز بازتعریف کند. در جهان معاصر که هویت‌های ملی، قومی و اقتصادی بر جهان اسلام سایه انداخته‌اند، متن دوباره ایده امت فراملی را احیا می‌کند. ایران در این روایت، نه فقط یک کشور، بلکه نقطه کانونیِ بیداری اسلامی و مرکز اتصال جغرافیای مقاومت از لبنان و فلسطین تا یمن، عراق، افغانستان و آفریقا معرفی می‌شود. این تصویر، در حقیقت سازندة نوعی جغرافیای معنوی مقاومت است؛ جغرافیایی که مرزهای سیاسی در آن به‌ حاشیه رفته و پیوندهای اعتقادی برجسته می‌شوند.

از سوی دیگر، پیام سرشار از نوعی آینده‌گرایی تمدنی است. متن فقط درباره گذشته و مقاومت سخن نمی‌گوید، بلکه تلاش می‌کند افق آینده را نیز ترسیم کند؛ آینده‌ای که در آن، آمریکا در حال افول، اسرائیل در آستانه فروپاشی، و تمدن نوین اسلامی در حال ظهور معرفی می‌شود. این نگاه، کارکردی مهم در شرایط بحران دارد. جوامع در دوره‌های جنگ و فشار، برای حفظ انسجام خود نیازمند روایت‌هایی امیدبخش‌اند و پیام دقیقاً چنین نقشی ایفا می‌کند؛ یعنی تبدیل اضطراب تاریخی به امید تاریخی و تغییر ادراک بحران به چشم‌انداز پیروزی و تولید امید اجتماعی در بستر ناامنی و جنگ.

در سطح فرهنگی، جذاب‌ترین بخش پیام شاید پیوند دادن مناسک با میدان باشد. حج در این روایت، علاوه بر تجربه‌ای روحانی، نوعی تمرین اجتماعی برای ساخت انسان مقاوم معرفی شده است. زائر، تنها حاجی نیست؛ راوی فتح، حامل پیام مقاومت و عضوی از یک امت در حال خیزش تاریخی است. به همین دلیل، حتی دعاهای پایانی پیام نیز صرفاً نیایش فردی نیستند، بلکه سویه‌ای اجتماعی و سیاسی دارند؛ دعا برای وحدت امت است، برای آزادی فلسطین و شکست استکبار است و دعا برای تحقق تمدن اسلامی و فروپاشی تمدن‌ جاهلی مدرن است.

در واقع، پیام حج امسال را می‌توان نوعی مانیفست فرهنگیِ مقاومت پس از جنگ دانست؛ که تلاش می‌کند حج را به زبان سیاست، مقاومت را به زبان ایمان، و آینده منطقه را به زبان وعده‌های حتمی الهی ترجمه کند. در این روایت، مسلمان مطلوب کسی است که هم اهل عبادت باشد و هم اهل کنش؛ هم طواف کند و هم در برابر سلطه بایستد؛ هم دعا بخواند و هم تاریخ بسازد.