راهبرد تثبیتِ اقتدار جمهوری اسلامی ایران در تراز تعیین‌کنندگی فعال

راهبرد تثبیتِ اقتدار جمهوری اسلامی ایران در تراز تعیین‌کنندگی فعال

نوشتاری از حجت الاسلام دکتر محمد حسین پورامینی مدیر گروه حقوق بین‌الملل دانشنامه قرآن شناسی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

در منطق سیاست بین‌الملل، گذار از یک موازنه قدرت سنتی به تراز «تعیین‌کنندگی فعال»، همواره با تغییر ماهیت تهدیدات همراه است. امروز که جمهوری اسلامی ایران با اتکا به عنایت الهی ، رهبری خردمندانه،  حضور مردم و نیروهای  مقتدر نظامی، دکترین فشار حداکثری آمریکا را به بن‌بست کشانده و در هندسه قدرت جهانی به موقعیتی راهبردی دست یافته است، دشمن با ناامیدی از تقابل سخت، سنگر خود را به جبهه «بی‌ثبات‌سازی درونی» منتقل کرده است. در این مقطع حساس، صیانت از دستاوردهای عظیم ملی و عبور از دوران انتقال به نظم نوین تمدنی، بیش از هر زمان دیگری به هوشیاری در لایه‌های زیرین قدرت و پیوند ناگسستنی میان ارکان نظام و مردم وابسته است. صیانت راهبردی در این فاز جدید، مستلزم تکیه بر اصول زیر خواهد بود:

۱. نخستین و حیاتی‌ترین اصل، حفظ انسجام حاکمیتی به مثابه یک سد بازدارنده نفوذناپذیر است. در شرایطی که رقیب بین‌المللی مترصد دریافت کوچک‌ترین سیگنال تشتت یا دوقطبی‌سازی در سطوح عالی تصمیم‌گیری است، وحدت کلمه و انسجام سیاسی میان قوا، نه تنها یک ضرورت اداری، بلکه بخشی از توان دفاعی کشور محسوب می‌شود. هرگونه نمایش تفرقه، از سوی دشمن به عنوان «نقطه ضعف استراتژیک» تفسیر شده و جسارت او را برای ضربات امنیتی و عملیات‌های مخرب افزایش می‌دهد؛ لذا هم‌صدایی در راهبردهای کلان، مکمل قطعی قدرت بازدارندگی در میدان‌های سخت است.

۲. دومین رکن، خنثی‌سازی طراحی‌های دشمن در نبرد شناختی و جنگ ادراکی است. هدف اصلی در این لایه، تولید تردید در لایه‌های نخبگانی و فرسایش اراده عمومی از طریق القای پیام‌های متناقض است. جریانات رسانه‌ای معاند با تکنیک «سلاح‌سازی از اطلاعات»، هم‌زمان دو خط خبریِ «اتهام به سازش» برای ناامید کردن بدنه وفادار و «ناگزیری از تسلیم» برای سست کردن اراده مردم را دنبال می‌کنند. مقابله فعال با این پازل فریب، در گرو تبیین دقیق و عقلانیِ حکمت نهفته در مواضع نظام برای افکار عمومی است تا پیوند اعتماد میان ملت و حاکمیت در برابر طوفانِ دروغ مصون بماند.

۳. سومین اولویت، پیش‌گیری هوشمندانه از پیوند میان اختلالات زیرساختی و تنش‌های اجتماعی است. پیچیده‌ترین طراحی حریف در مقطع کنونی، سلاح‌سازی از مطالبات معیشتی از طریق ایجاد اختلال عمدی در خدمات عمومی و زیرساخت‌های حیاتی (مانند انرژی) است. هدف نهایی این است که فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم به آشوب‌های خیابانی گره بخورد تا پازل بی‌ثبات‌سازی داخلی تکمیل شود. در اینجا، مدیریت جهادی برای رفع گره‌های معیشتی و صیانت از سفره مردم، در واقع بستن جاده نفوذ دشمن و خنثی کردن ابزار براندازی در جغرافیای داخلی است.

خلاصه باید تاکید کرد که پیروزی نهایی جمهوری اسلامی ایران در این مصاف تاریخی، نه صرفاً در میدان‌های نظامی، بلکه در وحدت و حفظ انسجام ملی و تبعیت از رهبری حکیمانه آیت الله سیدمجتبی خامنه ای رقم خواهد خورد. تحقق کامل تراز «تعیین‌کنندگی فعال» ایجاب می‌کند که با هوشیاری ملی و مدیریت کارآمد، اجازه ندهیم دشمن شکست‌های راهبردی خود در جبهه خارجی را با بحران‌سازی در محیط داخلی جبران کند. حفظ پیوند میان «رهبری» و «ملتِ مبعوث» که با حضور آگاهانه خود تمام محاسبات حریف را باطل کرده‌اند، ضامن اصلی عبور سربلندانه از این پیچ تاریخی و نیل به جایگاه شایسته در نظم آینده تمدنی خواهد بود.