جایگاه جهان بینی (مبانی فلسفی) در نظام سازی
نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین سیدحسین میرمعزی عضو هیات علمی گروه اقتصاد اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
سلسله یادداشت هایی از منظومه اندیشه های اقتصادی امام شهید حضرت آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای (سلام الله علیه)
یادداشت دوم
از دیدگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی جهان بینی که گاه در کلمات ایشان به مبانی معرفتی و فلسفی از آن یاد میشود بینش خاص یک مکتب، ملت، یا انسان در مورد جهان هستی است. جهان بینی و مبانی فلسفی نقش مهم و اساسی در نظام سازی و جامعه پردازی و تمدن سازی دارد. هیچ مکتب و ملتی نمیتواند بدون جهان بینی خاص تمدن سازی کند. علوم انسانی و از جمله علم اقتصاد نیز مبتنی بر مبانی فلسفی است و تغییر این مبانی موجب تغییر در این علوم میشود. علوم انسانی غربی مبتنی بر مبانی فلسفی مادیگرایانه است و ما باید علوم انسانی بر اساس مبانی فلسفی قرآنی تأسیس کنیم. این مبانی معرفتی و فلسفی است که تعیین میکند چه پیشرفتی مطلوب یا نامطلوب است. به طور کلی مبانی معرفتی و فلسفی در تعیین اهداف مؤثر است و اگر این مبانی منظم و مدون نشود، اهداف نیز تابع حوادث و امیال مردم و گروهها خواهد شد. اصول جهانبينى، در تنظيم روابط زندگى و در تنظيم پايههاى حكومت اسلامى و ادارهى جامعه و ادارهى عالم نیز مؤثّر است. جهان بینی تعیین میکند که چه وظایفی بر عهده ما به عنوان دولت و حکومت یا به عنوان فرد مسلمان است و یکی از عوامل اصلی در تعیین سیاست های کلی و عمومی و خطوط اصلی برنامه ها است.
تفسیر و تحلیل حوادث حال، گذشته و آینده و تبیین علائق و روابط انسان با بیرون از خود و تبیین هر آنچه که برای ادارة جامعه مطلوب لازم است مبتنی بر جهان بینی است.
از دیدگاه ایشان فلسفه های غربی امتداد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی پیدا کرده و برای همه مسائل زندگی مردم راه حل ارائه میدهد؛ ولی نقص فلسفه اسلامی این است که از چنین امتدادی برخوردار نیست و در مرحله ذهنیات مجرد باقی مانده است و باید این نقص جبران شود.
تحلیل اقتصادی
گرچه مطالب فوق در مورد نقش جهان بینی و مبانی فلسفی در تعیین اهداف و تنظیم روابط و نظام سازی و تمدن سازی به صورت کلی است و ناظر به خصوص عرصه اقتصاد نیست؛ ولی کلیت آن شامل عرصه اقتصاد نیز میشود. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که جهان بینی اسلامی تعیین کننده امور زیر است و یا در تعیین آنها مؤثر است:
- تعیین اهداف نظام اقتصادی اسلام همچون عدالت، امنیت، پیشرفت و رشد اقتصادی و … ؛
- تعیین اصول و ارزشهای راهبردی حاکم بر این نظام همچون آزادی اقتصادی، انواع مالکیت، نقش و جایگاه دولت در اقتصاد، رقابت سالم و تعاون در خیرات و …؛
- تنظیم رفتارها و روابط اقتصادی مردم و حکومت در چارچوب اصول و احکام اسلام و در راستای اهداف اقتصادی مورد نظر اسلام که از آن به نظام اقتصادی اسلام نام برده میشود؛
- نظام سازی و تغییر نظام اقتصادی موجود به نظام اقتصادی مطلوب اسلامی؛
- علم اقتصاد اسلامی به عنوان یکی از رشته های علوم انسانی که به توصیف و تبیین و پیش بینی نسبت به پدیده ها و متغیرهای اقتصادی از منظر مبانی معرفتی و فلسفی اسلامی، میپردازد؛
- سیاستهای عمومی و کلی و خطوط اصلی برنامه های اقتصادی.
بر این اساس برای تبیین منظومه اندیشه های اقتصادی مقام معظم رهبری باید از مبانی بینشی و فلسفی و به تعبیر دیگر از جهان بینی اسلامی از دیدگاه ایشان شروع کنیم.
ایشان معتقدند جهان بینی و بینش اسلامی فصول متعددی دارد که همه نیز در تنظیم رفتارهای فرد و جامعه و حکومت مؤثرند؛ ولی پنج محور از این مباحث را به عنوان مهمترین مباحث ذکر میکنند که عبارتند از: توحید، انسان محوری یا تکریم انسان، تداوم زندگی پس از مرگ، استعداد بیپایان انسان برای حرکت در مسیر کمال و تعالی و جریان عالم به سمت حاکمیت حق.
ایشان توحید را اصل محوری در بینش اسلامی میدانند و معتقدند که سایر اصول جهان بینی و بینش اسلامی به نوعی فروعات و الزامات توحید اند. بلکه از دیدگاه ایشان توحید اصلی ساری و جاری در همه آموزه ها و احکام و مقررات اسلامی است.
از این رو در یادداشتهای بعدی در توضیح مبانی فلسفی اقتصاد اسلامی از دیدگاه ایشان از خداشناسی و توحید شروع خواهیم کرد و در ادامه دیدگاههای ایشان را در چهار محور مبانی انسان شناختی، جهان شناختی، جامعه شناختی و دین شناختی به عنوان فروعات بحث خدا شناسی ارائه کرده و برخی آثار و الزامات آن را در عرصه اقتصاد بیان میکنیم.










