فریب شناختی، اصل غافلگیری و احتمالات حمله زمینی دشمن

فریب شناختی، اصل غافلگیری و احتمالات حمله زمینی دشمن
نوشتاری از حجت الاسلام والمسلمین حمید محسنی عضو هیات علمی پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه؛

زمزمه هایی از حمله زمینی دشمن آمریکای شنیده می‌شود. در این نوع حمله زمینی احتمالاتی مطرح بوده یا قابل طرح هستند:
احتمال اول: بیشتر تحلیل ها و احتمال ها به سمت جنوب کشور و به خصوص جزایر ایرانی معطوف شده است. کارشناسان و تحلیلگران و رسانه ها بیشتر احتمال اول را مطرح می کنند.

اما احتمالات دیگری نیز ممکن است وجود داشته باشد که برخی از آنها خطرناک تر از اولی بوده و شاید مورد غفلت واقع شود.

احتمال دوم: احتمال دیگر این است که از سمت سایر مرزها کشور مان باشد. در این احتمال ممکن است برخی از پایگاه های نظامی توسط آمریکای ها اشغال شوند.

احتمال سوم: احتمال دیگری وجود دارد که در استان های مرکزی مثل تهران یا در دیگر استان ها اتفاق بیفتد. هر چند این احتمال به لحاظ نظامی ضعیف به نظر می رسد اما ممکن است دشمن با استفاده از برخی خلأها و نفوذی ها در فکر عملیاتی شبیه ونزوئلا در کشور ما باشد.

تحلیل احتمال اول و دوم:
هرچند این نوع حماقت از دشمن بعید نیست، ولی این نوع حمله در نهایت به شکست مفتضحی برای آنها تبدیل خواهد شد.
اما ترامپ احمق با این وجود می خواهد حتی شده برای تصرف چند ساعته و اسارت احتمالی چند نفر،
بر روی نیروی های خودش و آبروی ابرقدرتی آمریکا قمار کند.

چرا این خطر و حماقت را انجام می دهد؟ چون وی در راه انداختن جنگ شناختی تبحر دارد و حال که به پیروزی ها و اهداف خود در جنگ نظامی نرسیده این حمله زمینی به لحاظ جنگ شناختی و حفظ اقتدار ابر قدرتی خودش و کنترل مقطعی قیمت نفت می تواند مسکن موقتی باشد. افزون بر این این نوع حمله زمینی به لحاظ سیاسی و نظامی در سطح بین المللی گونه ای دستاورد مهم به حساب خواهد آمد و برای تقویت نیروی های خودی و تضعیف روحیه طرف مقابل کارایی داشته باشد.

تحلیل احتمال سوم:
ممکن است دشمن از اصل غافلگیری شناختی استفاده کنید، و عملیاتی نظیر پنجه عقاب رقم بزند.
یعنی احتمال اول بیشتر نوعی فریب شناختی است؛
با وجود اینکه همه تمرکزها بیشتر به سمت احتمال اول رفته، بنابر احتمال سوم، دشمن ممکن است به عمق کشور ما حمله زمینی کند و دست به اسارت فرد یا افراد نظامی، سیاسی و حتی مذهبی شاخص بزند که به خطر و تلفات احتمالی آن بیارزد.

طراز این فرد یا افراد می بایست در حدی باشد که اسارت آنها بتواند به توقف جنگ یا آتش بس منجر بشود.
بنا بر این احتمال دشمن به گمان خودش پیروز شده
و شکستی که تا به حال خورده را جبران کرده و می تواند کنترل تنگه هرمز و قیمت نفت را به دست بگیرد .

پس دو احتمال اخیر یا کمتر مطرح می شود یا اصلا بدانها پرادخته نمی شود، اما می بایست این نوع احتمالات و دیگر احتمال ها و به خصوص احتمال سوم به موازات احتمال اول نیز توجه جدی داشت.

همانطور که نیروهای نظامی ما آماده واکنش سریع برای احتمال اول هستند همین طور باید برای سایر احتمالات هم اندیشه اساسی کرده باشند.
امیدوار هستیم همانند حادثه طبس خدای شن ها، دست های غیبی و گلوله های سوزان نیروی های نظامی شکستی مفتضح تر از حادثه طبس را برای آنها در حمله احتمالی زمینی رقم بزند.
همانطور که در حادثه طبس پنجه عقاب شکست با توکل بر خدا در این عملیات گردن عقاب شکسته خواهد شد.