ادبیات جنگ

ادبیات جنگ

نوشتاری از آقای محمد جمیری پژوهشگر گروه مطالعات انقلاب اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

   جنگ سختی دارد، آشوب و آتش می آفریند. آوارگی و بی خانمانی دارد. کشته شدن و کشتن دارد. اینها لایه های سخت جنگند. اما همه اینها نیست. جنگ سخن هم دارد. ایدئولوژی هم دارد. آرامش هم می آفریند.

این قسمت از جنگ را زبان می سازد. آنچه که از آن به عنوان ادبیات جنگ یاد می شود. آنچه در جامعه شناسی سیاسی مهم است، ایجاد مشروعیت برای حکومت است. جنگ ها اگر نتوانند جامه مشروعیت بر قامت خود بپوشانند، از همراهی مردم بی بهره می شوند.

 در نتیجه تاب آوری جامعه در مقابل آن کم می شود. مشروعیت جنگ را عناصر مختلفی ایجاد می کنند از جمله ادبیات جنگ. به غیر از ایجاد مشروعیت، اعضای جامعه باید نسبت به حضور در میدان جنگ هم آماده شوند و بلکه با رغبت به جبهه بشتابند.

 این هر دو (مشروعیت جنگ و ایجاد حس شوق برای ورود به جنگ) را ادبیات به خوبی می تواند منتقل کند. البته در اینجا ادبیات جنگ تنها محمل و زبان بیان است نه اینکه خود فی نفسه مشروعیت ساز و حماسه آفرین باشد بلکه بر اساس مبانی و اصولی مشروعیت می آفریند و حماسه می سراید.

ادبیات جنگ در ایران لااقل بعد از انقلاب اسلامی بسیار غنی بوده است. از آغاز جنگ تحمیلی حزب بعث علیه کشورمان، حاج صادق آهنگران و سایر مداحان به نحوی می خواندند که دل ها به سوی جبهه ها پرواز می کرد.

نوحه های حاج صادق به خصوص، به گونه ای بود که هم مشروعیت جنگ را برای مردم جا می انداخت و هم با ایجاد احساس شور و حماسه افراد را به سمت جبهه سوق می داد. «ای لشکر صاحب زمان آماده باش آماده باش»، «کربلا کربلا ما داریم می آییم» و … بخشی از این نوحه ها بودند. شاید گزافه نباشد اگه ادعا شود نوای سوزناک و دل نشین آهنگران در جلب افراد به جبهه ها بسیار موثر بوده است. مشروعیت جنگ در ایران در تقابل حق و باطل جلوه­گر می شود.

 برای شیعه ایرانی در فضای جنگ، مصداق اکمل حق، امام حسین(ع) بوده و مصداق اکمل باطل هم یزید بوده است. پس دفاع مقدس نبرد حسینیان و یزیدیان به حساب می آمد. شعرها و نوحه ها هم در همین دایره سروده و خوانده می شد.

 به عبارتی در ایران مشروعیت و حماسه جنگ هر دو حول محور حق و باطل با مصدایق حسینی و یزدی بوده است. زمان گذشت. دفاع مقدس به پایان رسید.

 تا اینکه دفاع از حرم پیش آمد. ایجاد مشروعیت برای این نبرد  سخت­تر شد. هم خارج از خانه بود و هم شبهات سیاسی زیادی پیرامون آن وجود داشت.

با این حال تدارک حمله به اعتباب مقدس توسط گروه های تکفیری تا حدی کار را آسان کرد. نوحه های میثم مطیعی با عنوان «این گل را به رسم هدیه تقدیم نگاهت کردم» و سید رضا نریمانی با عنوان« منم باید برم…» و سپس ندای لبیک یازینب (س) که احساسات جامعه را درگیر می کرد، باعث شد بخشی از مشروعیت نبرد و حماسه لازم ایجاد شود.

 در سال ۱۴۰۴ دو جنگ بر کشور تحمیل شد. اینبار از سوی اسرائیل و رژیم صهیونیستی. بازهم نیاز بود تا برای این دو جنگ هم مشروعت و هم حماسه تولید شود. چهره منفور یهودیان نزد مسلمانان و همچنین درخواست تسلیم کامل ترامپ از جمهوری اسلامی که آن را شبیه درخواست یزید از امام حسین (ع) می کرد و امتناع رهبر شهید انقلاب از اجابت این درخواست بر اساس سخنی زیبا از امام حسین(ع)،  اشعار و نوحه­های حماسی آفرید که در دل خود مشروعیت مبارزه و نبرد را توأمان جای می دادند.

 حضور بی نظیر مردم در تمام ایام جنگ رمضان در خیابان ها و اجتماعات شبانه، این سروده ها را بیش از پیش بر سر زبان ها انداخت. نوای حیدر حیدر در تمامی اجتماعات به وفور به گوش فراید زده می شود که نشانی از مشروعیت مبارزه با یهود در جنگ خیبر می باشد.

 «بزن که خوب می زنی» از مهدی رسولی بیشترین انگیزه را به مردم ایران می دهد. سروده ای مذهبی و حماسی که با رنگ و بوی ارسال موشک به سرزمین های اشغالی از مرزهای ایران نیز فراتر رفت. نوحه «الله اکبر»و «اباالفضل علمدار  خامنه ای نگه دار» از حسین طاهری، »حیدر شهسوار ماشاءالله» از محمود کریمی، «لشکریان حزب الله ماشاءالله» از ابوذر روحی،  «یا ثارالله انا لله» از محمد حسین حدادیان و… توانستند به خوبی احساسی از مشروع بودن مبارزه با متجاوزین صهیونیتی و آمریکایی و همچنین ایجاد احساس جهت مبارزه با آنها را در مردم ایجاد کنند.