مذاکره با پیمان شکنان!!!

مذاکره با پیمان شکنان !!!

نوشتاری از حجت الاسلام دکتر سعیدداودی عضو هیأت علمی گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

 مکتب اسلام بر ستونِ منطق استوار است و در مواجهه با دیگر مکتب‌ها و نحله‌ها، هرگز از گفتگو، مذاکره و مناظره شانه خالی نمی‌کند.

حتی نسبت به مشرکانی که در جستجوی حقیقت‌اند، روی باز نشان می‌دهد و از رسول خدا (ص) می‌خواهد زمینه را برای آنان جهت شنیدن کلام خدا فراهم آورد و حتی امنیت آنان را نیز تأمین نماید.

قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید: «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ؛ و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا کلام خدا را بشنود [و در آن بیندیشد]، سپس او را به محل امنش برسان.»(توبه / ۶)

در ابعاد سیاسی و روابط با بیگانگان نیز، اصول روشنی و متقنی برای مواجهه دارد که مهم‌ترین آن‌ها، پرهیز از دو رویی و پیمان‌شکنی است.

اسلام دین اخلاق‌گراست و نقض عهد و پیمان و خیانت در امانت را جایز نمی‌داند.

در روایتی از امام سجاد (ع) آمده است که فرمود: اگر قاتل پدرم حسین (ع) شمشیری را که با آن پدرم را شهید کرد، نزد من امانت می‌سپارد [و من امانت او را قبول می‌کردم]، در امانتش خیانت نمی‌کردم. (بحارالانوار، ۷۲/ ۱۱۴)

در روایتی دیگر، امام صادق (ع) فرمود: آن کس که علی (ع) را با شمشیر زد و شهید کرد، هرگاه امانتی نزد من بگذارد یا از من نصیحتی بخواهد یا مشورتی نماید و من از او بپذیرم، حق امانت را به جا می‌آورم [و درست راهنمایی‌اش می‌کنم]. (کافی، ۵ / ١٣٣)

 قرآن کریم از عدم تعرض و پیمان صلح استقبال می‌کند: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ؛ و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآی و بر خدا توکل کن.» (انفال / ۶۱)

اما نکته قابل توجه آن است که این آیه دقیقاً پس از آیه‌ای نازل شده که به مسلمانان دستور می‌دهد تا آنجا نیرومند شوند که دشمنان آشکار و پنهان را بترسانند و قدرت بازدارندگی خود را بالا ببرند (وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة…)؛ که نشان می‌دهد برای صلح با دشمن نیز باید قوی و قدرتمند بود، نه در موضع ضعف؛ تا بتوان با دست برتر در مذاکرات صلح شرکت کرد.

به هر حال، قرآن که از صلح و زندگی بدون جنگ استقبال می‌کند، با پیمان‌شکنان سخت مبارزه می‌کند و برای آنان اعتباری قائل نیست و دستور به مبارزه تا تضعیف کامل آنان را صادر می‌کند:

«وَ إِنْ نَكَثُوا أَيْمانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَ طَعَنُوا فِي دِينِكُمْ فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنْتَهُونَ؛ و اگر پیمان‌های خود را پس از عهد خویش بشکنند و آیین شما را مورد طعن قرار دهند [از مبارزه دست نکشید و] با پیشوایان کفر پیکار کنید، چرا که برای آن‌ها عهد و پیمانی نیست؛ شاید دست بردارند.» (توبه / ۱۲)

امروزه در گرماگرم نبرد، جمعی از کشورها به ایران پیشنهاد آتش‌بس می‌دهند و اصرار دارند که اختلافات میان ایران و آمریکا به نحو دیپلماتیک و پشت میز مذاکره حل شود.

اما به یقین این بار نیز، در صورت بازگشت به میز مذاکره، دوامی برای آن نخواهد بود.

دلیل؟ تجربه! چرا که آمریکا یک بار پیمان رسمی (برجام) را پاره کرد و زیر پا نهاد و دوبار نیز، در گرماگرم مذاکره، ایران را مورد هجوم قرار داد.

این بار، رهبر معظم انقلاب و شخص اول کشور را ناجوانمردانه به شهادت رساندند.

همچنین مردم بی‌گناه، به ویژه یکصد و هفتاد تن از دانش‌آموزان مدرسه میناب، توسط موشک‌های آمریکا به خاک و خون کشیده شد.

این حملات وحشیانه نشان می‌دهد که ما با دشمنانی طرف هستیم که به هیچ عهد و پیمانی پایبند نیستند.

به یقین، اگر در چنین شرایطی آتش‌بس اتفاق بیفتد، پایدار نخواهد ماند و دشمن با تجدید قوا و رفع نواقص خویش، بار دیگر به ایران حمله خواهد کرد.

از این رو، آتش‌بس باید در زمان قدرت و دست برتر ایران و تحمیل شرایط عادلانه اتفاق بیفتد؛ به گونه‌ای که تا دهه‌ها، خیال تجاوز به کشور در مخیله دشمنان این ملت خطور نکند.