ایران و میراث آیت‌الله خامنه‌ای

عبدالوهاب فراتی

ایران و میراث آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان‌الله تعالی علیه)

نوشتاری از دكتر عبدالوهاب فراتی عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

متأسفانه برای دومین‌بار، امریکایی‌ها با فریب‌کاری میز مذاکره را رها کردند و جنگ دومی را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند. اگرچه آنها با برنامه‌ریزی از پیش‌تعیین‌شده، چنین خیانتی را مرتکب شدند اما به نظر می‌رسد که این‌بار در تله جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.

امریکایی‌ها در نقطه صفر جنگ دوم، دست به جنایت بزرگی زدند و در ابتدا رهبر جمهوری اسلامی ایران، مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رضوان‌الله تعالی علیه) را به شهادت رساندند و تصور می‌کردند که با کشته‌شدن ایشان، زمینه برای بازگشت آشوبگران به خیابان‌ها فراهم می‌شود و همانند لیبی، با راه‌اندازی آشوب و جنگ خیابانی، عملاً جمهوری اسلامی ایران را سرنگون می‌کند، اما اتفاق مهمی که افتاد این بود که شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، به جای اینکه تردید به نقطه پایان نظام جمهوری اسلامی ایران بشود، تبدیل به حادثه بزرگی شد و آن، بازگشت ناسیونازلیزم ایرانی به صحنه زندگی در ایران شد.

شاید پیش از جنگ دوم، برخی تصور می‌کردند که حس ملی‌گرایانه در ایران تضعیف شده و یا رو به افول رفته است، البته شواهدی هم بر چنین رخدادی در لایه‌هایی از ایران وجود داشت اما شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، ناسیونازلیزم ایرانی را قدرت‌مندانه دوباره به زندگی برگرداند.

مردمی که از شهادت رهبر و زعیم خودشان خشمگین شده بودند و به‌جای اینکه اشک بریزند و اشک خود را فروببرند، خشم خود را تبدیل به جنبش و عنصری سازنده کردند. درواقع، مردم با حضور در خیابان‌ها و میادین شهر، در جایی مستقر شدند که احتمال حضور آشوبگران وجود داشت و به‌این‌ترتیب، میدان را از دست اغتشاشگران، آشوبگران و مزدوران امریکایی و صهیونیستی بازستاندند و این اتفاق، بزرگ‌ترین رخدادی بود که بعد از شهادت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای روی داده است و اساساً این رخداد در هیچ‌یکی از تحلیل‌های دشمن وجود نداشت.

علت این اتفاق مهم و بزرگ، این بود که مردم به این نتیجه رسیده بودند و این باور عمیق را پذیرفته بودند که رهبر شهید آنها، کسی بود که سال‌ها برای عزت، سربلندی، اقتدار و استقلال ایران جنگیده بود و همّ و غم ایشان، ایرانِ سربلند بود.

خطوط قرمز و سبز زندگی مقام معظم رهبری، عزت و اقتدار ایران بود. گمان دشمن این بود که با شهادت ایشان، بزرگ‌ترین حامی عزت و اقتدار ملت ایران، از بین مردم رفته است، اما مردم به‌دنبال آن بودند که باید از میراث رهبری که عزت ایران است، پاسداری کنند.

پاسداری از عزت ایران، یعنی پاسداری از ایدئولوژی آیت‌الله خامنه‌ای بود. ایدئوژی ایشان نیز، چیزی جز عزت و سربلندی ایران عزیز نبود که مردم با حضور خود در صحنه‌های مختلف روزهای اخیر، نشان دادند که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین پاسداران میراث ایشان هستند.

از این‌رو به‌نظر می‌رسد برخلاف آنچه که امریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها تصور می‌کردند اقدامات آنها، نقطه‌ای بر پایان یک نظام سیاسی و حکومت دینی در ایران بشود، تبدیل به جنبشی برای تداوم و حیات دوباره نظام جمهوری اسلامی ایران شد.