آری اینچنین است ای برادر
نوشتاری از حجتالاسلام دکتر محمدجواد رودگر عضو هیأت علمی گروه عرفان و معنویت پژوهشگاه؛
عالم وجود تابع تقدیر الهی و مبتنی بر نظام هندسی دقیق و ضرورت و سنخیت علی و معلولی است« إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ»(قمر:۴۹)، زیرا همه هستی بر اساس نظم ریاضی و اندازه خاص به خود در کارند و برمدار خویش قرار گرفته و حرکت و صیروت دارند:”لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ”(یس:۴۰) و هیچ چیزی نیست مگر آنکه نزد خدا خزائنی دارد و مقداری از آن در این عالم ناسوت تنزل یافت:”وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ”(حجر:۲۱).بدین جهت هستی قانونمند و هوشمند است، عالَم زنده و بیدار است نه مرده و خفته، فعال است نه منفعل، حساس است نه بی احساس و درحقیقت نظام خلقت، نظام اَحْسَن است:”الَّذِی أَحْسَنَ کلَّ شَی ءٍ خَلَقَهُ”(سجده:۷) و هرچه لازمه خلقتش بود به او داد:”رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ”(طه:۵۰)عالَمی که آسمان و زمین و آنچه در آنها و بین آنهاست حق آفریده شد:”خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضَ بِالْحَقِّ”(جاثیه:۲۲) نه باطل:وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ(حجر:۸۵) و”وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالأرْضَ وَمَا بَینَهُمَا لاعِبِینَ”انبیاء:۱۶)، هویت حقانی و جنبه یل الحقی دارد و در برابر باطل واکنش نشان داده و از باطل گریزان و با آن در ستیز است. گرایش و کشش بسوی حق دارد و حق ستاست نه حق ستیز. جهت عالم هستی، جهت الهی و رحمانی است، نه الحادی و شیطانی. بنابراین با « قول الحق ثم ذرهم» (انعام:۹۱) زمزمه کن و با «ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ» (حج:۶۲)زندگی کن.
هر گاه «عالم» را از این زاویه دیدی، «آدم» را نیز از همین زاویه خواهی دید و چون چنین نظری افکندی، خواهی دید که هستی رو بسوی حق دارد و آهنگ حق می نوازد و از باطل رویگردان است. آنگاه که فهم و تجربه کردی که عالم و آدم چنین شتابان بسوی حق روان و درحال “شدن” هست با آیه« أَلَآ إِلَى ٱللَّهِ تَصِيرُ ٱلۡأُمُورُ»(شوری:۵۳) آرام خواهی شد و در امواج خروشان و متلاطم دریای هستی و جزر و مدهای روزگار، قبض و بسط های جهان و جامعه دست و پا نزده و استرس، اضطراب و دلشوره نمی گیری و با «الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّه أَلَا بِذِكْرِ اللّه تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(رعد:۲۸) تجربه زیسته لذت بخش و پرحلاوت و عذوبتی خواهی داشت، نه درد و رنج و پر از عذاب.
چون چنین است جهان و انسان، جهان و جامعه، تکوین و تاریخ را در حال تکامل و حرکت تکاملی بسوی خدا که حق مطلق ومطلق حق است می دانی، می یابی و می بینی. و تجربه علمی و والاتر تجربه عینی میکنی که:« أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ»(قصص:۵) پس هیچگاه وجود نمرود، فرعون، ابوسفیان، یزید… تا موسولینی، هیتلر، صدام و ترامپ برایت ترسناک نبوده و درچشم و دلت قدرتی نخواهند داشت:”أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّيْلُ زَبَدًا رَابِيًا وَمِمَّا يُوقِدُونَ عَلَيْهِ فِي النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْيَةٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ”(رعد:۱۷)(خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر درّه و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پُف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن می افروزند، کفی پُف کرده مانند سیلاب بر می آید؛ این گونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مَثَل می زند. اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می رساند، در زمین می ماند. خدا مَثَل ها را این گونه بیان می کند [تا مردم در همه امور حق را از باطل بشناسند.]). پس باطل کف روی آب بوده و در حال رفتن و نابودی است، زیرا خدای هستی بخش، انسان آفرین، جامعه پرداز و تاریخ ساز، حق را پیروز و باطل را نابود می کند:« بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ»(انبیاء:۱۸)
آری این چنین است ای برادر، سنت لایتغیر الهی بر شکست و زوال باطل و پیروزی و حیات حق تعلق گرفته است و این سنت الهی است که حق بر باطل پیروز است:”وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً”(اسراء:۸۱) بنابراین از جلوه ها و مانورهای باطل نباید هراسید که دوامی ندارد”کانَ زَهُوقاً” و زَهَقَ(فعل ماضی نشانه قطعی بودن است)،باور کنیم که:”حق پیروز و نظام حق بر نظامهای باطل چیره خواهد شد: «هُوَ اَلَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ اَلْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی اَلدِّینِ کلِّهِ وَ لَوْ کرِهَ اَلْمُشْرِکونَ”(توبه : ۳۳) پس چرا ناآرامی؟ چرا اضطراب و استرس؟ و به سنت خدا ایمان داشته باشیم، زیرا تنها علم به آن کافی نیست، علم به سنت های الهی شرط لازم است نه شرط کافی.
بدین سان بهترین مردم نزد خدا کسی است که در اطاعت از خدا استوارترند چه بهسودشان باشد چه به ضررشان و حقگو باشند، هرچند تلخ باشد، زيراكه آسمانها و زمين بر اساس حق استوار است به تعبیر امام على عليهالسلام:”خَيْرُ النّاسِ عِنْدَ اللّه عَزَّوَجَلَّ اَقْوَمُهُمْ لِلّهِ بِالطّاعَةِ فيما لَهُ وَ عَلَيْهِ وَاَقْوَلُهُمْ بِالْحَقِّ وَ لَوْ كانَ مُرّا فَاِنَّ الحَقَّ بِهِ قامَتِ السَّماواتُ وَالاَْرْضُ”.(مجلسی، بحارالأنوار، ج۳۲، ص۴۰۱). حال که این حقیقت واقع شدنی را دانسته و باور کردیم، چرا نآرام باشیم؟ دیدیم که مردان خدا از جمله امام خمینی کبیر و امام خامنه ای شهید ما در همه حوادث حادثه و وقایع واقعه آرام بوده و صاحب “نفس مطمئنه” شدند.
آری این چنین است ای برادر











