وعده های دروغین شیطان!
نوشتاری از حجت الاسلام دکتر سعید داودی عضو هیأت علمی گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه؛
قرآن کریم ویژگیهای شوم و متعددی را برای شیطان برمیشمرد که در صدر آنها، ماهیت فریبکارانه و نیرنگهای او در تعامل با انسانها قرار دارد. این دشمن آشکار، با وعدههای غیرواقعی و دروغین انسان را به طغیان و ورطه گناه میکشاند؛ اما هنگام بازخواست و در نهایت امر، با خیانت کامل از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و کسانی را که عمر گرانبهایشان را در دام وعدههای پوچش تباه کردهاند، طرد مینماید.
از کارهای شیطان، فریبکاری و وعدههای دروغین است؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُورا؛ شیطان به آنها وعدههایی [دروغین] میدهد و به آرزوها سرگرم میسازد و جز فریب و نیرنگ به آنها وعده نمیدهد.» (نساء / ۱۲۰). به هر چیزی اعم از مال و ثروت، قدرت و مقام که انسان را بفریبد و از راه حق باز دارد، «مایه غرور» گفته میشود. (تفسیر نمونه)
شیطان با ترفندهای گوناگون، یکی را با وعده مال و ثروت، دیگری را با آرزوی مقام و قدرت، و سومی را با وعده دستیابی به شهرت و شهوتهای نفسانی ، به سوی خود فرا میخواند؛ آنان را در زمره یارانش درآورده و از وجود آنها به عنوان نردبانی برای صعود به اهداف پلیدش بهرهبرداری میکند.
این دشمن خبیث به نیروهای خود فرمان میدهد تا در میدان نبرد با جبهه حق حضور یابند و با وعدههای حمایت، موفقیت و پیروزی قطعی، آنها را مغرور میسازد؛ چنانکه قرآن کریم میفرماید: «وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ؛ و [به یاد آور] هنگامی را که شیطان اعمال آنها را در نظرشان جلوه داد و گفت: هیچکس از مردم بر شما پیروز نمیگردد و من همسایه [حامی و پناه] شما هستم.» (انفال / ۴۸)
اما چون زمان ناکامی و شکست فرا میرسد، این رهبر فریبکار، هوادارانش را در تاریکیها رها کرده و به عقب بازمیگردد؛ چنانکه قرآن کریم در ادامه می فرماید : «فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَريءٌ مِنْكُمْ؛ و [به یاد آور] هنگامی را که دو گروه [جنگجویان و حمایت فرشتگان از مؤمنان] را دید، [شیطان] به عقب بازگشت و گفت: من از شما [دوستان و پیروانم] بیزارم.» (انفال / ۴۸)
سرانجام، در روز داوری نهایی و هنگامی که کار از کار گذشته است، شیطان با سلب مسئولیت کامل، تیرهای ملامت را به سوی پیروان خویش نشانه میرود و میگوید: «وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لي فَلا تَلُومُوني وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ؛ و شیطان هنگامی که کار تمام شد، میگوید: خداوند به شما وعده حق داد و من هم به شما وعده [باطل و دروغین] دادم و از وعدهام تخلف کردم؛ من بر شما تسلطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما پذیرفتید؛ بنابراین، مرا سرزنش نکنید و تنها خودتان را سرزنش کنید.» (ابراهیم / ۲۲)
سیره تاریخی شیاطین همواره بر این پایه استوار بوده که در لحظه حسابرسی و داوری نهایی، با سلب مسئولیت کامل، فریبخوردگان را به حال خود رها میسازند. آنان در روزهای سخت و گیرودارهای دشوار، از یاری پیروانشان دست میکشند و آنان را قربانی میکنند؛ چنانکه قرآن کریم این حقیقت را آشکار میسازد: «كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً؛ شیطان همواره برای انسان، مخذول کننده [بسیار ترککننده و بدعهد] بوده است.» (فرقان / ۲۸)
امروز نیز «شیطان بزرگ»، دیگر رهبران گمراه و فریبخوردهای را که با او همآوا شده و بر اساس نقشههای او پیش رفتهاند، در صورت شکست (که نشانههای آن آشکار گشته)، رها خواهد کرد. سرانجام در روز داوری نهایی، تیرهای ملامت و سرزنش را به سوی پیروان بدبختش نشانه خواهد رفت و خواهد گفت: من که شما را مجبور نکردم؛ تنها از شما دعوت کردم و صرفاً سفیر و نمایندهای نزد شما فرستادم. هیچ اجباری در کار نبود؛ این شما بودید که برای رسیدن به آرزوهای پوچتان، با من همکاری کردید. اگر انصاف پیشه کنید و کلاه خود را قاضی نمایید ، باید خودتان را سرزنش کنید، نه مرا!
و البته سرنوشت شیطان و پیروانش، شکست، رسوایی و آتش قهر الاهی است.











