نیروی نظامی ایران، از تحقیر تا اقتدار
نوشتاری از حجت الاسلام سیدکاظم سیدباقری عضو هیأت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
چهل روز از دفاع مقتدرانه ایران در مقابل هجوم ددمنشانه دشمن گذشت، این دستاورد در گذر تاریخ به یادگار می ماند.
آن گاه که مقایسه ای کوتاه با داده های تاریخی ایران زمین داشته باشیم، برجستگی این امر بیشتر جلوه می کند. برای نمونه، تحلیل مقایسه ای عملکرد نظامی ایران در مقطع اشغال شهریور ۱۳۲۰ توسط شوروی و انگلیس و وضعیت جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۵، بخشی از این روند را شفاف می سازد.
این تفاوتها را باید در چارچوب نظریههای دولت-ملت و سازة امنیت تحلیل کرد، نه صرفاً در سطح تجهیزات نظامی.
نخست، از منظر ساختار نهادی، ارتش در دوران رضاشاه بهشدت شخصمحور بود. این ارتش حول فرد شکل گرفته بود، نه نهادهای مستقل؛ بنابراین با تضعیف و کنارهگیری شاه، انسجام آن نیز از میان رفت و عملاً فروپاشید.
این ویژگی نشاندهندۀ فقدان نهادینگی پایدار و وابستگی شدید به رهبری فردی است.
در مقابل، در جمهوری اسلامی ایران نوعی تکثر نهادی (ارتش، سپاه و بسیج) همراه با تداوم ساختاری شکل گرفته که امکان استمرار فرماندهی در شرایط بحران را فراهم میسازد، امری که به سادگی می توان آن را در جنگ رمضان مشاهده کرد.
دوم، از حیث کارکردی، ارتش رضاشاه اساساً برای سرکوب و مهار داخلی طراحی شده بود. اولویت آن مقابله با عشایر و مخالفان سیاسی بود.
سوم، از منظر منابع و بودجه، تمرکز شدید بر نظامیسازی نیز نتوانست به کارآمدی بینجامد. در دوره رضا شاه بر اساس برخی برآوردها، نزدیک به ۵۰ درصد تولید ناخالص ملی ایران و هزینه هنگفتی از نفت، صرف هزینههای نظامی میشد؛ اما بهدلیل ضعف نهادی و نگرة ناکارآمد، این سرمایهگذاری به قدرت واقعی رزمی تبدیل نشد.
این در حالی است که در جمهوری اسلامی، بودجه نظامی به مراتب پایین تر، اما کارآمدی آن بالاتر است.
چهارم، در سطح الگوی دفاعی؛ ارتش رضاشاه فاقد راهبرد مشخص برای مقابله با شوروی و بریتانیا بود. اما در ایران تدوین راهبرد دفاع نامتقارن از رقابت مستقیم دوری کرده و بر ابزارهایی چون موشکهای بالستیک، پهپادها و سامانههای پرتابگر متحرک تمرکز کرده است.
بر اساس برخی برآوردها، ایران حدود ۱۵۵۰ پرتابگر راکتی متحرک و هزاران موشک بالستیک و پهپاد در اختیار دارد که با هزینه پایین و قابلیت تولید انبوه، ستون فقرات بازدارندگی را تشکیل میدهند.
پنجم، مقایسه عملکرد رزمی نشاندهندۀ شکاف عمیق میان تبلیغات و واقعیت است. مقاومت سازمانیافته ارتش ایران در شهریور ۱۳۲۰ ظرف کمتر از یک هفته فروپاشید، هرچند درگیریهای پراکنده برای مدتی کوتاه ادامه داشت. در مقابل، نیروهای مسلح ایران در جنگ رمضان، چهل در برابر حملات وحشیانه چندجانبه از سوی آمریکا، رژیم صهیونی و برخی متحدان غربی-عربی به مقاومت ادامه داده و با ابزارهای نامتقارن پاسخهای ویرانگر و تحقیرکننده ای داده است.
در نگرشی کلی، این مقایسه سه درس کلیدی ارائه میدهد:
نخست، نهادینگی و استقلال سازمانی شرط بقا در بحران است؛
دوم، راهبرد دفاع نامتقارن میتواند شکاف قدرت را تعدیل کند
سوم، فرهنگ سازمانی و آمادگی واقعی رزمی، مهمتر از حجم بودجه است.
به یاد آوریم، ارتش رضاشاه با وجود سرمایهگذاری سنگین، بهدلیل ضعف ساختاری فروپاشید، در حالی که جمهوری اسلامی بر بقا و تحمیل هزینه در یک محیط نابرابر تمرکز دارد.











