شاهبیت این حماسه را در پایان جنگ بسرایید
نوشتاری از حجت الاسلام محمد تاجیک عضو هیأت علمی گروه اخلاق اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
شب گذشته در صف نانوایی بودم که حرف جنگ شد. نانوا گفت به ایرانی بودنم میبالم. یک مشتری دیگر گفت تصورم نسبت به سپاه و روحانیت تغییر کرده و احساس نزدیکی از سنخ برادری به آنها دارم. حس برادری، وحدت و انسجام در هر جایی از خاک پاک ایران عزیز ملموس است. این حس نورانی و ارزشمند، مولود خون پاک رهبر شهیدمان و مجاهدتهای رزمندگان در این ایام است.
وظیفه حیاتی همه ما، محافظت از این عطای ناب الهی است. بخشی از آن مرتبط با دولتمردان و بعد از پایان جنگ است که باید فصلی جدید در تعامل با مردم آغاز شود. مشکلات اقتصادی باید برطرف و حمایتها از قشر ضعیف بیشتر شود و به فرموده رهبر شهیدمان تلاشی جهادی برای خدمت به این مردم شریف و نجیب آغاز شود.
بخشی از آن در همین ایام جنگ است به ویژه پایانبندی قصه حماسی شیرمردان شهید سیدعلیخامنهای. بیت اول شعر مطلع و بیت پایان آن مقطع نام دارد. مطلع این حماسه خون سرخ رهبر شهید ما بود، ابیات میانی حماسه با شکوه و بینظیر مردم و نیروهای مسلح در خیابان و میدان بود. همه این زیباییها با مقطع و بیت پایان این غزل حماسی معنا خواهد پیدا کرد.
بعد از آنکه جنگ صفین مغلوبه شده بود. ضجه شکست شامیان بلند شده بود و مالک چند قدمی بیشتر تا خیمه معاویه فاصله نداشت، ابننابغه قرآنها را بر نیزه کرد.
عدهای علی علیهالسلام را محاصره کردند و گفتند ما با قرآن جنگ نداریم و اگر از جنگ دست نکشی و مالک را برنگردانی، همانگونه که عثمان را کشتیم تو را نیز خواهیم کشت.
علی علیهالسلام به آنها گفت «تنها دمی بازوان و سرهایتان را به من بسپارید؛ چرا که حق به بزنگاهِ نهاییِ خویش رسیده است و دیگر چیزی نمانده جز آنکه ریشهی ستمگران برای همیشه برکنده شود»
در این روزها آروز میکردم که ای کاش این مردم در زمانه امیرالمومنین علیهالسلام بودند. آنها نه در سرما و نه در گرما میدان را خالی نکردند. این مردم اگر در صفین، جمل و نهروان بودند، علی کمتر آه میکشید، کمتر خونبهدل میشد.
این مردم علی را از جان خویشتن دوستتر میداشتند و یک پایان خوب در صفین را از او دریغ نمیکردند. آنها فریب قرآن ابننابغههای خلیجی را نخوردهاند. آنها آه علی را فقط در نیمهشب و بر سجاده بندگی میشنیدند و نه در میدان جنگ.
مردم ما جمجمهها، دستها، جان و مال خود را در مسیر حفظ این نظام قرار دادند تا مسئولین چه کنند؛ این مردم سزاوار انتخابی علوی برای پایان جنگ هستند.
نمیدانم چه باید کرد ولی کاری نکنید که حس زیبای عزت، غرور و حماسه بعد از اینهمه فداکاری سرکوب و پایمال شود. احساس عزت و افتخار نانوا، مظلومیت دخترکان مینابی، شکوه اللهاکبر بعد از شنیدن صدای موشک، سوز زخمهای التیامناپذیر، همه منتظر شکوفه پیروزی نهاییاند. مقطع این غزل را تبدیل به شاهبیت آن کنید. شاهبیت این غزل را در خط پایان جنگ بسرایید.











