خون کودکان مظلوم، طوفان می‌کند!

خون کودکان مظلوم، طوفان می‌کند!
نوشتاری از حجت الاسلام دکتر سعید داودی عضو هیأت علمی گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛

ظلم، ناپایدار است و رفتنی؛ بی‌تردید ظالمان، گرفتار پنجه عدالت الاهی خواهند شد. هر چند گاهی خداوند متعال به حکمت و مصلحت خویش، به ستمکاران مهلت می‌دهد؛ اما وعده الاهی تخلف ناپذیر است و خدای منتقم، هرگز از ستم نمی‌گذرد.

ستمگران، تاوانی سخت و سنگین برای جنایات و ستم خویش خواهند داد؛ آنجا که فرمود: «وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ؛ آنان که ستم ورزیدند، به زودی خواهند دانست که به کدام بازگشتگاه بازخواهند گشت [و سرنوشتشان چگونه است].» (شعراء/ ۲۲۷)

به ویژه آنکه اگر نوع ستم، خونریزی و کشتارِ مظلومان و بی‌گناهان باشد، چنین جنایتی سوزاننده‌ترین و شتاب‌دهنده‌ترین عامل به مجازات الاهی است. خونی که به ناحق ریخته شود، دیر یا زود، انتقام سخت و سهمگین الاهی را در پی خواهد داشت.

امیرمؤمنان علیه‌السلام در این باره هشداری جاودانه می‌دهند و می‌فرمایند: «إِيَّاكَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْ‌ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَةٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَةٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَةٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّةٍ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا؛ از ريختن خونِ ناحق شدیداً بپرهیز، زیرا هیچ چیز در نزدیک ساختن انتقام الاهی، مجازاتِ شدیدتر، سرعتِ زوال نعمت و پایان بخشيدن به حكومت‌ها، همچون ریختن خونِ به ناحق نيست.» (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)

در کلام امام علیه‌السلام، چهار اثر بسیار ویرانگر و زیان‌بار برای ریختن خون به ناحق برشمرده شده است: انتقامِ شدید الاهی، مجازاتِ سنگین، زوالِ نعمت‌ها، و سقوطِ مُلک و حکومت.
هر چند هرگونه ظلم و کشتن بی‌گناهان، کرداری نکوهیده و گناهی بزرگ و نابخشودنی است؛ اما در میانِ این جنایات، کشتار کودکان و ریختن خون آنان، زشتی ویژه‌ای دارد و در زمره شنیع‌ترین گناهان کبیره قرار گرفته است. خشم و غضب خداوند متعال از کشتار کودکان، بسی سخت‌تر و سهمگین‌تر از هر مجازات دیگری است.

قرآن کریم هنگامی که از بازخواست جمعی از مشرکان قریش در قیامت سخن می‌گوید، به جنایت عظیم و هولناک زنده‌به‌گور کردن دخترکان بی‌گناه اشاره می‌کند و با تعبیری تکان‌دهنده از آن جنایت پرده برمی‌دارد: «وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ *بِأَيِّ ذنْبٍ قُتِلَتْ؛ و در آن هنگام که از دختران زنده‌به‌گور شده سؤال شود،كه به كدامين گناه كشته شدند؟!» (تکویر/۸-۹)

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می‌نویسند: «آن که در حقیقت از او پرسیده می‌شود و مورد سؤال و بازخواست قرار می‌گیرد، پدرِ آن دختر زنده‌به‌گورشده است تا از او انتقام گرفته شود؛ اما قرآن کریم در این آیه شریفه، مورد پرسش را خودِ آن دختران معرفی کرده و از آنان می‌پرسد: به کدام گناه کشته شدید؟ این شیوه بیان، نوعی تعریض و توبیخِ سخت نسبت به قاتلِ اوست (و مقدمه‌ای است بر مجازاتِ سخت قاتل) .» (المیزان، ۲۰/ ۲۱۴)

همچنین در تفسیر نمونه آمده است: «آن قدر این عمل زشت و نکوهیده است که گویی قاتلین، حتی ارزش بازپرسی و بازخواست شدن را هم ندارند.» (تفسیر نمونه، ۲۶/ ۱۷۹)

در ماجرای جنگ تحمیلی سوم و جنایات رژیم آمریکایی ـ صهیونیستی، آنچه بیش از همه وجدان‌های مردمِ آزاده جهان را آزرد و دل‌ها را سوزاند، حمله وحشیانه به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب بود؛ جایی که قریب به یکصد و هفتاد دانش‌آموز دختر و پسر، بی‌هیچ گناهی، به خاک و خون کشیده شدند.

کودکانی مورد حمله قرار گرفتند که از جنگ و خونریزی چیزی نمی‌دانستند؛ و با شوق و امید به آینده راهی مدرسه می‌شدند و برای دنیای خود آرزوهایی بلند داشتند. کودکانی معصوم، بی‌پناه و مظلوم.

به یقین، این خون‌های پاک بی‌پاسخ نخواهد ماند و دامنِ کودک‌کشان را خواهد گرفت؛ و سریع‌تر از هر زمان دیگر، امان را از مرتکبانش خواهد برید:
دیدی که خونِ ناحقِ پروانه شمع را
چندان امان نداد که شب را سحر کند